مسیحیان تثلیث را قبول دارند چون کتاب مقدس آنرا تعلیم می دهد.
* کتاب مقدس صریحا می گوید خدا یکی است
*کتاب مقدس صریحا نشان می دهد که پدر خداست
* کتاب مقدس صریحا نشان می دهد که پسر خداست
* کتاب مقدس صریحا نشان می دهد که روح القدس خداست
* کتاب مقدس صریحا در مورد رابطه پدر ، پسر و روح القدس صحبت می کند و در آیات بسیاری این سه یا دو تا از آنها با هم بکار برده شده اند.
* کتاب مقدس صریحا نشان می دهد که پدر پسر نیست و پدر روح القدس نیست و پسر روح القدس نیست
*تنها نتیجه ای که از این تعالیم می شود گرفت "تثلیث" است یعنی " خدای واحد و یکتا در سه شخصیت متمایز "پدر – پسر – روح القدس" اما هم ذات "
متاسفانه چون خیلی از نو ایمانان مسیحی ایرانی از ضمینه ضد تثلیثی به مسیحیت وارد می شوند برایشان پذیرش مسیحتی که ساده تر است (نه حقیقت) آسانتر است. از اینرو آنچه اکثر خادمین خدا و کلیساهای واقعی مسیح (کاتولیک- ارتودکس- پروتستان) تعلیم می دهند ، بار دیگر در اینجا آورده ام و بیشتر روی تمایز شخصیتها متمرکز شده ام تا ایمانداران واقعی را از خطر بدعت های جدید آگاه سازم. فرقه های منحرف و بدعتها با زیر سئوال بردن عقیده کلیسا در طول 2000 سال به کار روح القدس در کلیسا توهین می کنند ، آنها که ابا ندارند پدران کلیسا را که نسل بعدی رسولان بوده اند کافر و ضد مسیح بدانند راه شاهدان یهوه ، مورمونها ، یگانه انگاران ، سابلیوس ،آریوس ، حالت گراها ، مدلیست ها ، Only Jesus ها را در پیش گرفته اند. به تمام ایمانداران عزیز توصیه می کنم که تعالیمشان را از منابع اصلی مسیحیت بگیرند و در تعلیم ایمانداران تعلیم یافته بمانند تا مبادا منحرف گردند.
متاسفانه من شاهد بوده ام که در وب لاگهای مسیحی ، عقاید یگانه انگارانه (سایت کلیسای ایران و ...) ، عقاید منحرف در مورد آمدن مسیح (سال 2011 می آید!) و شاهدان یهوه وجود دارد ، از اینرو مسیحیان باید هشیار باشند.
آیاتی که در زیر آورده ام از ترجمه هزاره نو می باشد. من فعلا تنها 5 باب اول انجیل یوحنا را گذاشته ام تا ببینید که در این قسمت کوتاه چقدر بر تمایز پدر- پسر – روح القدس اشاره شده است. در آینده سر وقت مطلبم را به کل کتاب مقدس تعمیم می دهم.
1-"در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛۲همان در آغاز با خدا بود"(باب 1 آیه 1.2)
به کلمه "با" یا در ترجمه غیر تفسیری "نزد" توجه کنید. این آیه 3 چیز نشان می دهد 1- کلام (که از آیه 14 مسلم است مسیح است) از ازل بود 2- کلام از خدا متمایز است 3- کلام خداوند است
2- " هیچکس هرگز خدا را ندیده است. امّا آن خدای یگانه که در بَرِ پدر است، همان او را شناسانید"(1:18)
"خدای یگانه" یا در بعضی ترجمه ها "پسر یگانه" مسیح است و مسلم است که او خداست و مسلم است که از پدر متمایز است. او در آغوش پدر است (ارتباط الهی نزدیک) و او خدا را آشکار کرد
3- ".۳۳من خود نیز او را نمیشناختم، امّا همان که مرا فرستاد تا با آب تعمید دهم، مرا گفت: ”هرگاه دیدی روح بر کسی فرود آمد و بر او قرار گرفت، بدان همان است که با روحالقدس تعمید خواهد داد.“۳۴و من دیدهام و شهادت میدهم که این است پسر خدا.»" (باب 1 آیه 33.34)
کسی که یحیی را فرستاده است و به او گفته است مسلم است که از مسیح متمایز است ، روح که بر مسیح فرود می آید از کسی که فرستاده است و از مسیح متمایز است. تعمید دهنده روح القدس (مسیح) و روح القدس از هم متمایز هستند.
لفظ "پسر خدا" خود نشاندهنده 1- ارتباط خاص پسر با خدا 2- نشاندهنده تمایز پسر از پدر
4-"و کبوترفروشان را گفت: «اینها را از اینجا بیرون برید، و خانۀ پدر مرا محل کسب مسازید! آنگاه شاگردان او بهیاد آوردند که نوشته شده است: «غیرت برای خانۀ تو مرا خواهد سوزانید.»"(باب2 آیه 16.17)
"پدر مرا" دوباره تمایز میسح و دو شخصیت بودن پدر و مسیح را می رساند. به تفاوت اشخاص"تو" و "مرا"
توجه کنید. اگر خدا و پسر یک شخصیت بودن باید نوشته می شد " خانۀ پدر مرا محل کسب مسازید " و
" غیرت برای خانۀ ام مرا خواهد سوزانید.»"
5- " زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانۀ خود را داد تا هرکه به او ایمان آوَرَد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد.۱۷زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند، بلکه فرستاد تا بهواسطۀ او نجات یابند.۱۸هرکه به او ایمان دارد محکوم نمیشود، امّا هرکه به او ایمان ندارد، هماینک محکوم شده است، زیرا به نام پسر یگانۀ خدا ایمان نیاورده است." (باب 3 آیه 16-18)
تمایز خدا (کسی که محبت کرد و پسر یگانه خود را داد) و پسر یگانه خدا کاملا مشخص است.
اگر خدا و پسر یک شخصیت بودن باید نوشته می شد "خدا جهان را آنقدر محبت کرد که خود را داد "
6- " آنکس که خدا فرستاد، کلام خدا را بیان میکند، چراکه خدا روح را به میزان معین (به او) عطا نمیکند.۳۵پدر، به پسر مِهر میورزد و همهچیز را بهدست او سپرده است.۳۶آن که به پسر ایمان دارد، حیات جاویدان دارد؛ امّا آن که از پسر اطاعت نمیکند، حیات را نخواهد دید، بلکه خشم خدا بر او برقرار میماند.»" (باب 3 آیه 34-36)
دوباره مشخص است که فرستاده (خدا) و فرستاده شده (مسیح) دو شخص متمایز هستند. خدا – روح – او- سه شخصیت متمایز هستند. مهر ورزیدن پدر به پسر هیچ معنای نمی تواند داشته باشد اگر آنها شخصیتهای متمایز نباشند. "اطاعت از پسر" و "خشم خدا " دوباره تمایز پسر را از پدر نشان می دهد.
7-"۳۴عیسی به ایشان گفت: «خوراک من این است که ارادۀ فرستندۀ خود را بهجا آورم و کار او را بهکمال رسانم " (باب 4 آیه 34)
فرستاده (خدا) و فرستاده شده دو شخصیت متمایز هستند.
8- " امّا زمانی میرسد، و هماکنون فرارسیده است، که پرستندگانِ راستین، پدر را در روح و راستی پرستش خواهند کرد، زیرا پدر جویای چنین پرستندگانی است.۲۴خدا روح است و پرستندگانش باید او را در روح و راستی بپرستند.»" (باب 4 آیه 23.24)
کاملا معلوم است که گوینده این جمله و پدر و روح یک شخص نیستند .
اگر پدر و پسر و روح القدس یک شخصی بودن باید نوشته می شد " پرستندگانِ راستین، مرا را با روحم پرستش خواهند کرد، زیرا من جویای چنین پرستندگانی هستم."
اگر پسر همان پدر است که انسان شده پس در زمان تجسم مسیح نباید هیچ اشاره ای به "پدر" باشد چون او در این زمان "پسر" است .در حالیکه عکس آن درست است.
9- " عیسی گفت: «ای زن، باور کن، زمانی فراخواهد رسید که پدر را نه در این کوه پرستش خواهید کرد، نه در اورشلیم." (باب 4 آیه 21)
گوینده سخن (مسیح) متمایز از پدر است. اگر پدر و پسر یک شخصی بودن باید نوشته می شد " زمانی فراخواهد رسید که مرا را نه در این کوه پرستش خواهید کرد، نه در اورشلیم."
10- " پاسخ عیسی این بود که «پدر من هنوز کار میکند، من نیز کار میکنم.»۱۸از همینرو، یهودیان بیش از پیش درصدد قتل او برآمدند، زیرا نهتنها شَبّات را میشکست، بلکه خدا را نیز پدر خود میخواند و خود را با خدا برابر میساخت." (باب 5 آیه 17-18)
"پدرمن" و "من" دو شخص مجزا هستند. ولی پدر خداست و مسیح هم خداست و یهودیان چون نمی توانستند اینرا درک کنند خواستند مسیح را به قتل برسانند.
11- "پاسخ عیسی چنین بود: «آمین، آمین، به شما میگویم که پسر از خود کاری نمیتواند کرد مگر کارهایی که میبیند پدرش انجام میدهد؛ زیرا هرچه پدر میکند، پسر نیز میکند.۲۰زیرا پدر، پسر را دوست میدارد و هرآنچه میکند به او مینمایاند و کارهای بزرگتر از این نیز به او خواهد نمایاند تا به شگفت آیید.۲۱زیرا همانگونه که پدر مردگان را برمیخیزاند و به آنها حیات میبخشد، پسر نیز به هرکه بخواهد، حیات میبخشد.۲۲و پدر بر کسی داوری نمیکند، بلکه تمام کارِ داوری را به پسر سپرده است.۲۳تا همه پسر را حرمت گذارند، همانگونه که پدر را حرمت مینهند. زیرا کسی که پسر را حرمت نمیگذارد، به پدری که او را فرستاده است نیز حرمت ننهاده است " (باب 5 آیه 19-23)
در این قسمت حداقل 8 بار بر تفاوت بین پدر و پسر تاکید شده است.
12-".۲۴آمین، آمین، به شما میگویم، هرکه کلام مرا به گوش گیرد و به فرستندۀ من ایمان آورد، حیات جاویدان دارد و به داوری نمیآید، بلکه از مرگ به حیات منتقل شده است.۲۵آمین، آمین، به شما میگویم، زمانی فرامیرسد، بلکه هماکنون است، که مردگان صدای پسر خدا را میشنوند و کسانی که به گوش گیرند، زنده خواهند شد.۲۶زیرا همانگونه که پدر در خود حیات دارد، به پسر نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد،۲۷و به او این اقتدار را بخشیده که داوری نیز بکند، زیرا پسرِانسان است "
"من" از "فرستنده من" متمایز است و دوباره تمایز "پدر" از "پسر"
13- " داوری من عادلانه است، زیرا در پی انجام خواست خود نیستم، بلکه انجام خواست فرستندۀ خود را خواهانم. " (باب 5 ایه 30)
به تفاوت بین "خود" و "فرستنده خود" توجه کنید.
14-"زیرا کارهایی که پدر به من سپرده تا بهکمال رسانم، یعنی همین کارها که میکنم، خودْ بر من شهادت میدهند که مرا پدر فرستاده است.۳۷و همان پدری که مرا فرستاد، خودْ بر من شهادت میدهد. شما هرگز صدای او را نشنیده و روی او را ندیدهاید " (باب 5 آیه 36.37)
تمایز "پدر" و "من" ."پدر مرا فرستاده" . "شهادت پدر در مورد پسر". کاملا مشخص است که مسیح با پدر متمایز است چون "کسی صدای پدر را نشنیده و او را ندیده" در حالیکه مردم صدای مسیح را می شنیدند و او را می دیدند.
15-".۴۳من به نام پدر خود آمدم، ولی شما مرا نمیپذیرید." (باب 5 آیه 43)
دوباره تمایز "من" و "پدر خود"
ادامه دارد .................
به امید تعلیم صحیح فرزندان خدا و هدایت همه بدعت کاران