بیداری روحانی (تفسیری بر زندگی هاجر)

 

قرائت از کلام :

آنگاه ساره ، پسر هاجر مصری را که از ابراهیم زاییده بود ،دید که خنده می کند. پس به ابراهیم گفت: "این کنیز و پسرش را از خانه بیرون کن، زیرا اسماعیل با پسر من اسحاق وارث تو نخواهد بود." این موضوع ابراهیم را بسیار رنجاند، چون اسماعیل نیز پسر او بود. اما خدا به ابراهیم فرمود: "درباره پسر و کنیزت آزرده خاطر مباش. آنچه ساره گفته است انجام بده ، زیرا توسط اسحاق است که تو صاحب نسلی می‌شوی که وعده‌اش را به تو داده‌ام.  از پسر آن کنیز هم قومی به وجود خواهم آورد ، چون او نیز پسر توست."  پس ابراهیم صبح زود برخاست و نان و مشکی پُر از آب برداشت و بر دوش ‌هاجر گذاشت ، و او را با پسر روانه ساخت. هاجر به بیابان بئرشِبَع رفت و در آنجا سرگردان شد.  وقتی آب مشک تمام شد ، هاجر پسرش را زیر بوته‌ها گذاشت  و خود حدود صد متر دورتر از او نشست و با خود گفت: "نمی‌خواهم ناظر مرگ فرزندم باشم." و زارزار بگریست.  آنگاه خدا به ناله‌های پسر توجه نمود و فرشته خدا از آسمان ‌هاجر را ندا داده ، گفت: "ای هاجر، چه شده است؟ نترس !  زیرا خدا ناله‌های پسرت را شنیده است.  برو و او را بردار و در آغوش بگیر. من قوم بزرگی از او به وجود خواهم آورد." سپس خدا چشمان ‌هاجر را گشود و او چاه آبی در مقابل خود دید. پس بطرف چاه رفته، مشک را پر از آب کرد و به پسرش نوشانید. و خدا با اسماعیل بود و او در بیابانِ فاران بزرگ شده، در تیراندازی ماهر گشت و مادرش دختری از مصر برای او گرفت. (پیدایش 9:21-21)

(دعا کنیم.)

مقدمه :

امروز می خواهم در مورد ابراهیم و کنیز و زن او هاجر صحبت کنم. موعظه ای امروزم یک موعظه تمثیلی است. یعنی با  بررسی زندگی هاجر و خود را در شرایط او دیدن می خواهم در مورد بیداری روحانی صحبت کنم.

ابراهیم نسل دهم از نوح می باشد که حدود 2000 ق م می زیسته است که خداوند او را که با همسر نازایش سارا زندگی می کرد و در این زمان 75 ساله بود ، دعوت می کند که خانه پدری و ولایت خود را ترک کند و بسوی سرزمینی که خدا به او نشان خواهد داد برود و خدا وعده می دهد که بوسیله او امتی عظیم بوجود خواهد آورد و او را برکت خواهد داد و نام او را بزرگ خواهد ساخت و بوسیله او همه قبایل جهان برکت خواهند یافت. (پیدایش 12) متاسفانه ابراهیم هم مثل همه انسانهای دیگر اشتباهاتی را انجام می دهد ، یکی از اشتباهاتش شنیدن مشورت ساره در ازدواج با کنیزشان هاجر برای بچه دار شدن می باشد. آنها می خواستند با سعی و تلاش خود وعده الهی را تحقق بخشند . این اتفاق در 86 سالگی ابراهیم می افتد  ولی در 99 سالگی ابراهیم خدا بار دیگر بر او ظاهر می شود و به او می گوید که او از سارا پسری خواهد داشت (پیدایش 17.18) و ساره در 90 سالگی خود اسحاق (خنده) را به دنیا می آورد.

قسمتی را که برایتان خواندم احتمالا اسحاق یک بچه3- 4 ساله و اسماعیل یک نوجوان 17-18 ساله می باشد که بر اثر حسادتها بین سارا و هاجر که یکبار قبل هم افتاده بود .(پیدایش 16) هاجر و اسماعیل به اراده خدا از خانه بیرون می شوند و خدا در بیابان به طرز عجیبی به ملاقات کنیزی می آیند و دعای او و گریه اسماعیل را می شنود.

حال ببینیم چه درسهای می توانیم از این داستان بگیریم.

 

بخش اصلی:

ما در خود می توانیم هاجر را ببینیم. (کلا در مطالعه کلام خدا خوب است که خود را در جای شخصیتهای مختلف بگذاریم و شرایط داستان را زنده تصور کنیم) همانطور که هاجر کنیز و غلام بود ، همه آنانی نیز که گناه می کنند (یعنی همه مردم دنیا) اسیر و غلام گناه هستند. غلامان در آن زمان هیچ چیز برای خود نداشتند و مطیع ارباب خود بودند و چقدر تلخ است سرنوشت انسانهای که هنوز غلام گناه هستند چون آنها مطیع دنیا و شیطان و لذات دنیوی و جسمانی خود هستند. اگر غلامان انسانهای بدبختی بودند ، غلامان در گناه بدبخت ترند.

ابراهیم و سارا ، هاجر را خریدند تا کنیز آنها باشد . برا ی خرید هر کنیزی باید پولی پرداخت ولی خداوند ما برای اینکه ما را از اسارت و غلامی گناه آزاد سازد ، طلا و نقره نداد بلکه خون خود را داد ، مسیح خالق و آسمان و زمین روی صلیب جان داد و با خون خود ما را خرید. خدا بوسیله کار مسیح و خون با ارزشش همه را خرید ولی تنها آن کسانی از اسارت گناه آزاد می گردند و فرزند خدا می شوند که با ایمان این حقیقت را بپذیرند. همانطور که ابراهیم نه فقط هاجر را خرید بلکه با او ازدواج کرد ، خداوند ما هم نه فقط ما را آزاد کرد بلکه ما را عروس خود ساخت. ما احتیاج داریم در مورد این محبت عجیب خداوند بیشتر تعمق و تفکر کنیم.

هاجر بوسیله این ارتباط  و ازدواج خیلی چیزها را بدست آورد ، او که مثل ما کنیزی بی ارزش بیش نبود ، نامش در کتاب مقدس جاودانه شد. خداوند می گوید چیزهای که به فکر ما نرسیده و گوش ما نشنیده و چشمان ما ندیده او برای ما فراهم دیده است. او ما را فرزند خدا ساخت . او به ما حیات جاودان بخشید ، او روح القدس را به ما داد  ، او دعای ما را می شنود و با کلامش با ما صحبت می کند ، او به زندگیهای ما معنا بخشید و آرامش و شادی و امید بخشیده است.

ولی متاسفانه هاجر نتوانست رفتار مسالمت آمیزی با خانواده ابراهیم داشته باشد و بنابرین آنچه که داشت از دست داد. ما هم بعلل گوناگونی که منشاء بیشترشان گناه است (یا می تواند سردی در دعا و ارتباط با خدا و یا خفه شدن در زیر مشکلات باشد) خیلی چیزها را در زندگی روحانی از دست می دهیم. تقدس و محبت الهی ، روح بشارت و شجاعت ، زندگی و خدمت پیروزمندانه ، روح دعا ، پرستش و شفاعت و ... شاید مواردی باشند که ما از دست داده ایم و به مسیحیانی خوابیده تبدیل شده ایم. وقتی خود را با مسیحیان قرن اول مقایسه می کنیم ، می بینیم که چقدر از آنها فاصله گرفته ایم. اگر فکر می کنیم مسیحی در خوابی نیستیم بهتر است یکبار دیگر اعمال رسولان را بخوانیم و زندگی آنها را با زندگی خود مقایسه کنیم. تا زمانی که در خواب باشیم ، چشمان ما برای دیدن عظمت و جلال خدا ، وضعیت خودمان ، وضعیت مردم و حقایق کلام خدا بسته خواهد بود . شخص در خواب مثل شخص  نابینا است و بجای حقایق تخیلات خود را می بیند. ما شاید هر هفته کلیسا بیاییم ، هر هفته کلام خدا را بخوانیم و حتی دعا کنیم ، موعظه بشنویم ، در مراسم کلیسایی شرکت کنیم ، شمع روشن کنیم و حتی شاید کلام را موعظه کنیم و تعلیم دهیم ولی باز هم در خواب باشیم . اگر کسی اینها را هم انجام نمی دهد در خواب نیست بلکه احتمالا در حال مرگ روحانی است . پس ما 3 جور انسان داریم. 1- انسان جسمانی (مرده از نظر روحانی)         2- مسیحی خوابیده و جسمانی و شکست خورده                                        3- مسیحی بیدار و پیروزمند و روحانی.

خداوند می خواهد ما را به مسیحیانی بیدار و پر از روح و پیروزمند و روحانی تبدیل کند.

نان و مشکی پر از آب که ابراهیم به هاجر داد می تواند نشاندهنده تمام برکتهای ما باشد ، برکتهای که در بیابانهای زندگی و مشکلات شاید آنها را از دست می دهیم و مثل هاجر در حال مرگ روحانی هستیم. ما به عنوان مسیحیان چه برکاتی داریم ؟ روزی یک نبی در حالیکه در یک جلسه دعا بودیم به من چیزی گفت که من ایمان دارم خدا به خیلی از ما امروز می گوید. او گفت :"خداوند می گوید آنچه می خواهی بگو تا من آنرا برآورده سازم" و من خیلی چیزها می خواستم و نمی دانستم کدام را بگوییم، از طرفی آنچه که بیشتر از همه می خواستم خجالت می کشیدم بلند بگوییم بنابرین در دلم گفتم و خدا را شکر که خدا آنرا چند ر.ز بعد به من داد. حال امروز هم خدا از شما می پرسد :"عزیزانم ، فرزندانم ، چه می خواهید تا من برای شما بر طبق اراده ام انجام دهم؟" ما باید میراث خود را در خداوند بطلبیم چون بدون این میراث نمی توانیم زندگی پیروزمند و مقتدرانه مسیحی داشته باشیم. خود را تفتیش کنیم ، آیا ما به عنوان ایماندار در خانواده و دوستان خود شناخته می شویم؟ خانواده و دوستان ما در مورد ما چه نظری دارند؟ آیا آنها می داننی که ما خدا را دوست داریم و زندگی ما متناسب با کلام خدا است و از هر چیز گناه آلود و زشت دوری می کنیم؟ آیا ما از آنها متفاوت هستیم یا همرنگ جماعت هستیم؟ تفتیش عمیق خود راه را برای بیداری روحانی باز می کند.

بیداری روحانی یعنی همه مردم در همه جا  در مورد خدا و حقایق کلامش صحبت کنند. یعنی مردم چنان تکان بخورند که حیات جاودان برایشان بسیار بسیار مهمتر از مشغولیتهای زندگی کنونی باشد. اگر ما نیز بیدار نگردیم بزودی برکاتمان در بیابانها از بین می رود و به مرگ می انجامیم. خداوند می خواهد با قوت در ما کار کند و کلیسایش را بیدار کند. بیداری روحانی از درونی ترین قسمت ما با اعتراف به همه گناهان بزرگ و کوچکمان و تصحیح رابطه مان با خدا بوسیله دعا و کلام صورت می گیرد ، آن زمان در اطراف ما و در خانواده هایمان و کل کلیسا و کل جامعه و حتی کل دنیا می تواند گسترش یابد.

وقتی هاجر در بیابان بود و غذای او تمام شد او دو راه در پیش داشت           1- با چشمان خود مرگ پسرش را ببیند 2- برای تغییر شرایط دعا کند.           او دعا کرد و پسر نوجوانش (اسماعیل) نیز با گریه دعا می کرد و خدا را شکر که خدایی که دعا شنونده است بار دیگر مداخله کرد و چشمان هاجر را باز کرد و او چاه آبی را دید که زندگی آنها را نجات داد و دگرگون ساخت. ما نیز مثل هاجر دو راه بیشتر نداریم یا با وضعیت خواب و جسمانی خودمان و کلیسایمان سازش کنیم و یا دعا کنیم تا خداوند چشمان ما را نیز بسوی چشمه های آب باز کند و به ما حیات و حیات وافر و تر و تازگی ببخشد. دعا همیشه با بیداری روحانی در ارتباط است. دیوید ویلکرسون قهرمان کتاب "نوجوانان چه می جویند" (که خواندن کتابش و دیدن فیلمش را به همه شما توصیه می کنم.) وقتی توانست باعث نجات هزاران نوجوان غرق در فحشا و زنا و اعتیاد و خشونت گردد که تصمیم گرفت هر روز 2 ساعت بجای تماشای تلویزیون دعا کند. وقتی کتاب اعمال رسولان را می خوانیم می بینیم که همه اتفاقات بر اثر دعا می افتد ، در باب 1 بعد از صعود مسیح شاگردان دعا می کنند ، در باب 2 در حال دعا روح القدس در روز پنطیکاست بر آنها می ریزد ، در باب 3  وقتی پطرس و یوحنا به معبد برای دعا می روند یک فلج شفا می یابد. در باب 4 وقتی رسولان دعا می کنند خدا آن مکان را تکان می دهد و به آنها قوت و جسارت بیشتری می بخشد. در باب 13 وقتی گروه انبیا و معلمین در دعا و روزه بودند خداوند مبشرینی را برا ی گسترش پیغامش به جهان انتخاب می کند و همینطور می توانیم در تمام کتاب نقش دعا را در بیداری ببینیم. همچنین تاریخ تمام بیداریهای بزرگ نیز نشان می دهند هر موقع قوم خدا دعا می کنند و توبه عمیق می کنند بیداری سرازیر می گردد.

وقتی ما ، خانواده هایمان ، کلیساهایمان و جامعه مان به بیداری روحانی نیاز داشته باشند خدا آن را خواهد فرستاد اگر ما دعا کنیم و خود را آماده سازیم ، همانطور که مسیح قبل از اینکه بیاید لازم بود یحیی تعمید دهنده راه را آماده کند ، همینطور قبل از اینکه بیداری بیاید (یعنی خدا کار کند) ما باید خود را با توبه و اعتراف واقعی آماده سازیم. بیداری روحانی جزوی از نقشه و اراده خداست ، مسیح بارها گفت بیدار باشید ، بیداری می تواند باعث شود بدترین گناهکاران توبه کنند و خدا می خواهد قبل از هر چیز شخص ما را بیدار کند. خداوند برای زندگیهای تک تک ما برنامه دارد و این برنامه زمانی تحقق می یابد که ما دعا می کنیم. من هیچ وقت اولین جلسه دعای را که رفتم فراموش نمی کنم ، چقدر برایم سخت بود زانو بزنم ولی خداوند در آن روز ملاقاتی بیادماندنی از من کرد ، وقتی ما نزد خدا خم می شویم و فروتن می شویم خدا ما را بیدار می سازد (این حقیقتی است که در کتاب "راه صلیب" آمده است که آنرا هم حتما بخوانید.) در دعا خداوند تمام موانع بیداری را بر می دارد ، او ما را از گناه آزاد می سازد و ما را با روحش پر می سازد . آن زمان که ما در محبت و تقدس عیسی زندگی کنیم و مثل عیسی به دنیای اطراف خود نگاه کنیم ، بیداری روحانی را تجربه خواهیم کرد. اگر ما قبل از انجام هر کاری با این محک که "اگر عیسی بجای من بود چه می کرد؟" عمل کنیم بیداری را تجربه خواهیم کرد. (این عملی است که یک کلیسا در کتاب "در پی عیسی" انجام دادند و باعث بیداری شهرشان شدند. این کتاب را هم حتما بخوانید)

ما نمی توانیم هم خدا را خدمت کنیم و هم شیطان را (نمی توانیم هم قوت داشته باشیم هم اسیر باشیم) اگر قلب ما مشتاق دعا و خداوند و بیداری نباشد کارهای روحانی ما فایده ای ندارند و وقت خود را هدر می دهیم. اگرحاضر نیستیم با تمام وجود بگوییم "اراده تو ای خداوند " بشود بیداری نمی آید. اگر حاضر نیستیم همه چیز خود را فدای خداوند کنیم ، از بیداری خبری نیست. خداوند زندگیش را برای ما داد تا ما هم زندگیهایمان را تقدیم او کنیم. بیداری روحانی یعنی درک این حقیقت که او برای ما مرد تا ما برای او زندگی کنیم. باز تکرار می کنم رمز بیداری روحانی دعا است ، دعای با ایمان و منطبق بر کلام خدا، دعای مستمر و در اتحاد با ایمانداران (متی 18:20) و در نام مسیح و با تمامی قلب و با فروتنی و احترام نسبت به خدا. بیداری روحانی بوسیله تکنولوژی و تلاشهای انسانی نمی آید بلکه بوسیله دعای از قلب فروتن.

عیسی مسیح با مرگ خود پرده قدس الاقداس را که بین ما و خدا جدایی انداخته بود پاره کرد و حال ما وظیفه داریم که به حضور خدا برویم ، در حضور او بمانیم و این حضور را به اطرافیان خود نیز منتقل سازیم.

 

نتیجه :

ما می دانیم که انجیل حقیقت دارد ، یوحنای رسول از آنچه دیده ، شنیده و لمس کرده ما را اطلاع داده است و پطرس می گوید که ما برای شما داستان تعریف نمی کنیم بلکه خودم شاهد این وقایع (تبدیل هیات مسیح) عجیب بودیم و پولس در مورد قیام مسیح می گوید 500 نفر شاهد وجود دارند. ما می دانیم که بهشت و جهنم واقعیت دارند و می توانیم این پیغام خوش را به مردم بدهیم که از آتش جهنم بسوی حیات جاودان بیایند. کار ما مثل جراحان و آتشنشانهای است که باید جان انسانها را نجات دهند. ما هم خوانده شده ایم تا به طرق دیگری جان انسانها را بسوی نجات در عیسی مسیح هدایت کنیم. هاجر دعا کرد و خدا چشمان او را گشود ، امروز نوبت ماست که دیگر مثل یویو نباشیم بلکه توبه کنیم و خدا را بطلبیم تا بوسیله ما خیلیها سیراب گردند.

(دعا کنیم)

«فرمول تثلیث: از مسیح تا شورای نیقیه»

«فرمول تثلیث: از مسیح تا شورای نیقیه»

برگرفته از وب لاگ دوست عزیزم "فیلیپ"

http://taslis.blogfa.com/post-27.aspx

«فرمول تثلیث: از مسیح تا شورای نیقیه»

در این نوشتار لیستی  از فرمول تثلیثی مورد استفاده در کلیسا، از دوران عیسی مسیح تا شورای نیقیه را مطرح خواهیم کرد که بروشنی، نشانگر اقتدار و تسلط غیر قابل تردید این آموزه بر کلیسای اولیه میباشد. در این لیست تنها فرمول "پدر، پسر و روح القدس" لیست شده و دگر فرمول های تثلیثی چون دوم‌قرنتیان ۱۳ : ۱۴ یا اول‌یوحنا ۴ : ۱۳-۱۴ (که در آنها هر سه نام پدر ، پسر/مسیح و روح القدس آمده، اما همچون متی 19:28 پشت سر هم ذکر نشده اند) مطرح نکرده ایم. این لیست تنها بخش کوچکی از فرمول های تثلیثی مد نظر را در بر میگیرد و هر فراز تثلیثی نیز ذکر نشده است.

عیسی مسیح - انجیل متی:

..همه‌ی قومها را.. به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهید. (متی 19:28)


ایگناتیوس انطاکیه (38-108 م.)
Ignatius of Antioch:

هر کاری که به انجام میرسانید، به پیشرفت... در پسر، در پدر و در روح القدس ... باشد. (رساله به مگنسیان (Epistle to the Magnesians) باب 13)

پس بروید و همه‌ی قومها   را به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهید." (رساله ی ایگناتیوس به فیلادلفیان باب 9 )

تعمید دهید در نام پدر و پسر و روح القدس (رساله ی ایگناتیوس به فیلادلفیان باب 2 )


دیداکه (80-160 م.؟) Didache:

  به نام پدر ، پسر و روح القدس در آب جاری تعمید دهید (دیداکه 7: 1)

  سه مرتبه آب، در نام پدر ، پسر و روح القدس بپاشانید. (دیداکه 5:7 )


جاستین شهید (100-165 م.)
Justin Martyr:

... جلال به پدر ... در نام پسر و روح القدس (اول آپولوجی، فصل 65)


ایرنیوس (180 م.)
Saint Irenaeus:

در نام پدر، پسر و روح القدس تعمیدشان دهید (Against Heresies کتاب 3 ، فصل 17)

دستان پدر، که پسر و روح القس هستند (Against Heresies کتاب 5 ، فصل 6)


آتناگوراس آتن (133-190 م.) Athenagoras of Athens:

... افرادی (=مایی)  که از خدای پدر، خدای پسر و روح القدس سخن میگویند ... (A Plea for the Christians, فصل 10)

کلمنت اسکندریه (150- 215) Clement of Alexandria:

ما میپرستیم پدر را ، پسر را و روح القدس خدا را (The Instructor, Book 3 , Elucidations) (این جمله از یک شعر (hymn) است که احتمالا به دوران پیش از کلمنت میرسد)

جلال و عزت، از آن او (پسر) و پدر و روح القدس است (Macarius Chrysocephalus: Parable of the Prodigal Son, Luke xv., Oration on Luke xv.)


ترتولیان (160-220 م.) Tertullian:
... امت هایی که در نام پدر، پسر و روح القدس تعمید گرفته شوند... (Anti-Marcion ؛ The Prescription Against Heretics )

... تعمیدشان دهید در نام پدر، پسر و روح القدس (Ethical ؛ On the Baptism , فصل 13)

... تقدیس کننده ی آنانی که ایمان دارد به پدر و به پسر و به روح القدس . ( Against Praxeas فصل 2)

... پدر پسر و روح القدس، سه شخص هم ذات اند. ( Against Praxeas فصل 2)

... تثلیثِ یک الوهیت، پدر پسر و روح القدس (On Modesty فصل 21)

اوریجن (185-254 م.) Origen:

تعمید، جز در اقتدار والاترین تثلیثِ پدر پسر و روح القدس کامل نبود. (Origen De Principiis ، کتاب 1 ، فصل 3)

...ذات الهی تنها در پدر، پسر و روح القدس ... (Origen De Principiis ، کتاب 1 ، فصل 6)

دگر استفاده های اورجین از عبارت "پدر، پسر و روح القدس" در Origen De Principiis کتاب 2 فصل 7 ؛  کتاب 1 فصل 3 ؛ کتاب 1 فصل 5 بخش 1 و 5 ؛ و ...


هیپولیتوس روم (170-236 م.) Hippolytus of Rome:

همه ی امت ها را ... در نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید (Against the Heresy of One Noetus)

از طریق پدر، پسر و روح القدس، تمامی زمین حرکت میکند (On Proverbs)


سایپرین (مرگ 258 م.) Cyprian:

... تعمیدشان دهید در نام پدر پسر و روح القدس (رساله ی 72 همچنین رساله ی 62)

بروشنی میدانیم که بدعت ها پدر، پسر و روح القدس را ندارند. (هفتمین شورای کارتاژ)

همه ی امت ها را ... در نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید. (هفتمین شورای کارتاژ)

همه ی امت ها را ... در نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید. (Three Books of Testimonies Against Jews, کتاب دو، فصل 26


گریگوری تامارتورگوس (213-270 م.) Gregory Thaumaturgus:

خداوند، رسولانش را فرستاد تا در نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهند (A Sectional Confession of Faith فصل 13)

ما همچنین از پدر، پسر و روح القدس سخن می گوییم: البته اینها نام های موقتی مروبط به یک دوره ی زمانی نمیباشند، لکن دارای وجود اند. (On the Trinity: Fragment from the Discourse)

ما باور داریم که سه شخص، با عنوان های پدر، پسر و روح القدس، دارای الوهیت اند. چرا که الوهیت، خود را از طریق طبیعت تثلیث مکشوف میسازد. (A Sectional Confession of Faith فصل 7)

قانون نامه های رسولان (قرن چهارم م.) Apostolic Constitutions:

جلال از آن توست، ای پدر، پسر و روح القدس (کتاب 7، فصل 5)

آنان را در نام پدر، پسر و روح القدس تعمید دهید (کتاب 7، فصل 3، بخش 40 و بخش 46)


آیین های دعای عتیق (قرن چهارم م.) Early Liturgies:

ما تو را پرستش میکنیم و از تو سپاسگذاریم، ای پدر، پسر و روح القدس، امروز، همیشه و تا به ابد. (The Divine Liturgy of James the Holy Apostle and Brother of the Lord.)

ملکوت، قدرت و جلال از آن توست، ای پدر، پسر و روح القدس، هم اکنون و تا به ابد. (ibid)

مقدس و پرجلال باد، نام گرانبها و پرجالال پدر، پسر و روح القدس، اکنون، همیشه و در جاودانگی. (ibid)

تنها خدای زنده و حقیقی ما، تثلیث، پدر پسر و روح القدس، برای امروز، همیشه و در جاودانگی. (ibid)

تفسیر مثلهای عیسی و اعمال رسولان

 

مثلهای عیسی

در تاریخ کلیسا ، بعد از مکاشفه مثل های عیسی بسیار مورد سوء تعبیر قرار گرفته اند.

نگاهی تمثیلی (اسراری برای کلیسا) – نگاهی داستان وار

قصد عیسی این نبود که مطلبی را تار و مبهم بیان کند ، بلکه او واقعا می خواست شنودندگان منظورش را درک کنند.

کلید درک مثلها ، کشف این واقعیت است که شنوندگان اولیه آنها چه کسانی بودند.

در بسیاری موارد مثلها بدون چارچوب و زمینه به دست انجیل نگار رسیده اند.

انواع مثلها : مثل و داستان واقعی ، تشبیه ، استعاره ، هجو

قصد و کارکرد مثل های داستان وار تشویق شنونده به نشان دادن واکنش می باشد.

تفسیر مثل ها : 1- مثل را بارها و بارها باید خواند

 2-نقاط مرجع را که مد نظر عیسی بوده اند و شنوندگان اولیه نیز متوجه آنها شده اند ، باید مشخص کرد

گرفتن درسهای کاربردی  از مثلها (فریسی و باجگیر و معلم کانون شادی)

اعمال رسولان

این کتاب نه فقط تاریخ کلیسای اولیه را بازگو می کند ، بلکه الگویی است هنجاری برای کلیسا در تمام دورانها.

افزایش گرایشهای "نهضت بازگشت به حالت نخستین" در قرن ما در اکثر کلیساهای دنیا

مسائل در کتاب اعمال: تعمید – مدیریت کلیسا – روش موعظه و بشارت – عطایا و معجزات – عشاء ربانی – دستگذاری – فروختن دارایی شخصی – زندگی اشتراکی – اولین جلسه کلیسایی – مساله امتها و ختنه

ترتیب تاریخی و مکانی و اطلاعاتی عالی در مورد درک بهتر نامه ها در این کتاب وجود دارد.

انگیزه های خواندن کتاب : خواندن با انگیزه عبادتی و بنا کننده– تاریخی –دفاعیتی و ....

لوقا تنها نویسنده غیر یهودی کتاب مقدس است. تاریخ نویس- دکتر می باشد.

برای لوقا داستانی که از عهد عتیق شروع می شود بوسیله عیسی در انجیلش و بوسیله روح القدس در اعمال رسولان ادامه می یابد.

برای درک کتب 1- بهتر است آنرا در یک نشست بخوانیم. 2-مشاهدات و سئوالات خود را بنویسیم.

 3-به افراد ، مکانها ، زمانها ، موضوعات توجه کنیم. 4- خود را جای اشخاص مختلف بگذاریم.

تقسیم بندی کتاب:الف: باب 1-12 پطرس ، 13-28 پولس  ب:1-7 اورشلیم ، 8-10سامره و یهودیه ، 11-28اقصای زمین ج: 1-6 کلیسای اورشلیم 7-9 یهودیان یونانی زبان 10-12 ایمان آوردن غیر یهودیان 13-19 گسترش مسیحیت به غرب به رهبری پولس 20-28 رسیدن انجیل تا روم

هدف لوقا: کار روح القدس در نجات غیر یهودیان

·        سئوال فوق العاده مهم: آیا آنچه در کلیسای اولیه اتفاق افتاد ، در کلیسای امروز نیز باید اتفاق بیفتد؟

تا زمانیکه کتاب مقد س به وضوح و روشنی به ما نگفته که باید کاری را انجام دهیم ، آنچه که در روایات آمده یا توصیف شده ، نمی تواند حالتی هنجاری داشته باشد ، مگر آنکه به کمک سایر عوامل بتوان ثابت کرد که نویسنده در نظر داشته که روایتش حالتی هنجاری داشته باشد.

کلام خدا را باید در کلمات صریح کتاب مقدس جستجو کرد نه در وقایع تاریخی و اعمال مردم.

اگر همه قسمتهای زندگی عیسی حالتی هنجاری برای ما داشته باشد ، از همه ما انتظار می رود که از باکره متولد شده و مصلوب شده و روز سوم برخیزیم.

یک نوع تفسیر غلط : استفاده از پاک سازی هیکل توسط عیسی برای توجیه "خشم مقدس "! خودمان

مسیحیت: 1-الهیات مسیحی (خداوندی و انسان بودن مسیح اولیه – چونگی وحدت دو طبیعت ثانویه)                      2- اخلاقیات مسیحی        3- تجربه و عمل مسیحی (لزوم عشاء ربانی و تعمید اولیه – نحوه انجام آن ثانویه)

 

منابع مفید برای مطالعه بیشتر : مثلهای عیسی (دکتر کیم تانگ- ترجمه: ریما میناسیان)

 چگونه کتاب مقدس را درست درک کنیم (گوردن فی و داگلاس استیوارت – ترجمه : آرمان رشدی)

اعمال رسولان چه می گوید؟ -  اعمال رسولان (اف اف بروس – ترجمه : شموئیل ایطالیایی – ریتا نسیان)

تفسیر اعمال رسولان (و . م . میلر)- تفسیر کاربردی عهد جدید

ازدواج موفق مسیحی

 

قرائت از کلام :

ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد و بدیشان گفت: بارور و کثیر شوید. (پیدایش 27:1و28)

خداوند خدا گفت: خوب نیست آدم تنها باشد .پس برایش معاونی موافق وی بسازم. (پیدایش 2:18)

و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت ، و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد . و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود ، زنی بنا کرد و وی را به نزد آدم آورد . و آدم گفت :"همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم ، از این سبب "نسا" نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد." از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده ، با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود. (پیدایش 21:2-24)

از وابستگی های نامناسب با افراد بی ایمان دوری کنید ، زیرا چه شراکتی بین نیکی و شرارت است و چه رفاقتی بین  روشنائی و تاریکی ؟  چه توافقی بین مسیح و ابلیس وجود دارد و چه هماهنگی بین ایماندار و بی ایمان ؟  و یا چه وجه اشتراکی بین خانۀ خدا و بت ها هست ؟ زیرا ما خانۀ خدا هستیم ، چنانکه خدا فرموده است :« من در ایشان ساکن خواهم بود و در میان آنها بسر خواهم برد. من خدای زنده ایشان خواهم بود و آنان قوم من .»  و خداوند می فرماید: « از میان آنها خارج شوید و خود را از آنان جدا سازید به چیزهای ناپاک دست نزنید و من شما را خواهم پذیرفت »  و خداوند متعال می فرماید :« من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من خواهید بود.»       (دوم قرنتیان 14:6-18 )

حدس می زنم فهمیده باشید در مورد چه موضوعی امروز می خواهیم صحبت کنیم. بله ازدواج  مسیحی.

دعا کنیم.

مقدمه :

ازدواج یکی از 7 راز یا سر (افسسیان 5:32) کلیسائی  کلیساهای ارتودکس و کاتولیک می باشد و در کلیساهای پروتستان نیز اهمیت زیادی دارد . اگر مسیح و کتاب مقدس در مورد آن صحبت می کند و تعلیم می دهد پس کلیسا نیز باید تعلیم دهد و ایمانداران را در این قسمت مهم از زندگی راهنمایی کند.

ما گاهی فکر می کنیم که ازدواج  و امور زناشویی مطالب دنیوی هستند که به قلمرو شیطان مربوط می شود ، ولی ما فراموش می کنیم که خدا بود که ازدواج و حتی امور جنسی را در چارچوب آن برای مرد و زن بوجود آورد . ما خانواده ای را که در آن متولد می شویم انتخاب نمی کنیم ولی خانواده ای را که بیشتر سالیان زندگیمان را در آن خواهیم گذراند ، خودمان انتخاب می کنیم ، پس چقدر مهم است که ایمانداران با درک درست و کتاب مقدسی به ازدواج نگاه کنند . ازدواج مسئله ای مشکل ساز در دنیا است و افراد مختلف نظرات مختلفی در مورد آن دارند ولی ما به عنوان مسیحیان باید به کتاب مقدس نگاه کنیم که جواب هر سئوالی را دارد .

بعضی چیزها هستند که مثل خار رشد زندگی روحانی ما را متوقف می سازند و روی احساسات و روان ما تاثیر بدی می گذارد . خداوند می خواهد که قلب ، فکر ، احساسات ، روابط و بدن ما (یعنی کلیت وجود ما) سالم باشد. خدا برای زندگی تک تک ما برنامه دارد (از جزی تا مهم) ، او موهای سر ما را شمرده است و ما را دوست دارد ، او مسیح خداوند را فرستاد تا در راه ما بمیرد و ما با ایمان و توبه نجات بیابیم . ازدواج نیز از قسمتهای اصلی زندگی ماست که خدا برای آن برنامه و هدفی دارد ، ازدواج از مهمترین تصمیمات زندگی ماست ، تصمیمات ما باعث می شود که ما یا به خدا نزدیک شویم و یا از خدا دور شویم پس ما باید خیلی در تصمیماتمان جدی و مراقب باشیم ، مخصوصا در مورد مسئله مهمی مثل ازدواج.

خدا می خواهد ما خانواده های مسیحی و کتاب مقدسی داشته باشیم و در این خانواده ها رشد کنیم و خدا را خدمت کنیم .

ما باید به جای غصه خوردن در مورد خودمان و آینده مان ، یاد بگیریم برای آن آینده ای که خدا برای ما فراهم کرده به او توکل کنیم و در او شادی کنیم.

(چارچوب اصلی موعظه امروز من از موعظه کشیش ادوارد هوسپیان مهر با تغیراتی از نظرات خودم گرفته شده است)

 

بخش اصلی:

1-چرا ازدواج مسیحی؟

وقتی خدا انسان را آفرید ایشان را مرد و زن آفرید ، خدا گفت "خوب نیست آدم تنها بماند پس برایش معاونی موافق وی بسازم"(پیدایش 1:26) خدا خود ازدواج را بنیاد نهاد و خود حوا را به آدم داد و او را از پهلویش داد تا آدم و حوا در کنار هم و هر دو بعنوان یک انسان مساوی به هم محبت کنند و خدا را خدمت کنند. در مسیحیت اگرچه زن و مرد وظایف جدا دارند ولی نزد خدا و بعنوان انسان برابرند. خدا حوا را از پای آدم نگرفت تا حقوق زنان لگدمال گردد و نه از فکر آدم گرفت تا زنان بر مردان سلطه نمایند بلکه از پهلویش تا زن و مرد مکمل هم باشند و در کنار هم و باهم با مشارکت زندگی کنند. همانطور که خدا در ابتدا به آدم کار و سر پناه و همسری داد (پیدایش 2) ما هم می توانیم به همان خدا توکل کنیم که برای ما نیز تدارک خواهد دید.زیرا او خدای تدارک دهنده است. خدا روان و جسم ما را طوری ساخته است که هر پسری به دختری و هر دختری به پسری محتاج باشد (مگر در موارد خاص که افرادی برای وقف بیشتر به خداوند با کمک او ازدواج نمی کنند.) و نسل بشری برای بقا نیاز به ازدواج دارد تا از طریق رابطه جنسی تنها در چارچوب ازدواج دوام یابد.

ازدواج مسیحی یک ازدواجی است که قبل از هر چیز بین دو مسیحی انجام می گیرد. منظور از مسیحی کسی است که تولد تازه دارد و با توبه و ایمان از انجیل اطاعت می کند. کلام خدا صریحا در دوم قرنتیان 14:6-18 ازدواج ایماندار با بی ایمان یا حتی با مسیحی اسمی و دنیوی را رد می کند. ازدواج ایماندار با بی ایمان (منظور کسی که ایمان کتاب مقدسی ندارد یا بر طبق آن عمل نمی کند) باعث می شود زندگی ایمان ما نابود گردد. خیلیها می گویند ما او را عوض می کنیم ولی این تنها یک احتمال است و شاید او ما را عوض کرد و یا شاید هیچکدام نتوانست دیگری را عوض کند و زندگی تبدیل به محل جنگ می گردد . یک ایماندار و بی ایمان از دو قلمرو مختلف هستند (روحانی و شیطانی) و این دو قلمرو هیچگاه نمی توانند باهم سازگار باشند.همانطور که نور و تاریکی و بهشت و جهنم در کنار هم نمی توانند باشند. البته کلام خدا صریحا در مورد کسانیکه ازدواج کرده اند و همسرشان بی ایمان است و می خواهد با او زندگی کند می گوید که  باید با زندگی مقدس و خدا پسندانه خود راه را برای نجات او و فرزندانمان فراهم آوریم. در ازدواج 2 بی ایمان نیز خدا بر حسب رحمتش می تواند کار کند.

ازدواج مسیحی تاسیس یک کلیسا است که بر طبق متی 18:18و19 مسیح آنجا حاضر است و به تمام دعاها بر طبق اراده اش جواب می دهد. سر این خانواده مسیح است و این خانواده یا کلیسا می تواند باعث خدمت و برکت خیلیها گردد.  

خانواده در مسیحیت اهمیت فراوانی دارد و امروزه می بینیم که دنیا با فروپاشی نظام خانواده با مشکلات جدی روبرو شده است. کلام خدا می گوید اگر کسی به خانواده اش توجه نکند بدتر از بی ایمان است (اول تیموتائوس 5:8) و در اول پطرس 3:7 می گوید که روابط خانوادگی ما بر دعاهای ما تاثیر دارد. پس چقدر ازدواج صحیح مهم است چون باعث می شود خانواده ای مسیحی بوجود آید. اگر ازدواج مسیحی به رابطه بین مسیح و کلیسایش تشبیه شده (افسسیان5) پس چقدر ازدواج مسیحی اهمیت دارد.

خانواده مسیحی جایی برای تکمیل شدن شخصیت ماست . ازدواج جایی برای فروتن شدن است . در ازدواج "من" به "ما" تبدیل می شود . در ازدواج مسیحی مرد از زن و زن از مرد تقدیس می شود (اول قرنتیان 7) .ازدواج مسیحی فرصتی را نصیبمان می سازد تا گناهانمان را نزد همسرمان اعتراف کنیم و برای همسرمان دعا کنیم تا شفا یابد (یعقوب 5)

ازدواج در مسیحیت یک پیمان دائمی و همیشگی است و در مسیحیت طلاق ، چندهمسری ، صیغه ، عقد موقت ، روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج همه غلط و گناه محسوب می گردد. ما کارمان ، لباسهایمان ، ماشینمان ، خانه مان ، کشورمان ، کلیسایمان را می توانیم عوض کنیم ولی همسرمان را هرگز . بنابرین باید در انتخابمان خیلی مراقب باشیم.

ازدواج همچنین تنها مکانی است که خدا به ما اجازه داده تا بوسیله آن نسلی از خود بوجود آوریم . ازدواجهای مسیحی باعث بوجود آمدن خانواده و فرزندان و جامعه ای مسیحی می شود.

ازدواج مسئله ای است که روی همه قسمتهای زندگی ما تاثیر می گذارد ، ازدواج درست تاثیری عالی بر ارتقای سطح زندگی ما در تمام ابعاد دارد و ازدواج غلط تاثیری منفی بر زندگی ما دارد و باعث نابودی اساس زندگی و بوجود آمدن محیطی غمگین و پر استرس می گردد.

موفقیت ما در زندگی بستگی به تصمیمات و انتخابات ما دارد  . پس درست ، ولی نه خیل وسواس وار، انتخاب کنیم.

 

2-آمادگی های لازم برای ازدواج:

از آنجایکه ازدواج مسئله فوق العاده مهمی است بنابرین برای هدایت شدن و انتخاب درست باید دعا و روزه جدی داشته باشیم ،اگر احساسی خاص نسبت به کسی حس می کنیم ، باید دعا کنیم " خداوندا اگر این احساس از طرف توست ، در قلب و فکر طرف مقابل هم بگذار بدون اینکه کسی بگوید." در ازدواج رابطه و عشق و توافق دو طرفه باید باشد و نباید یکی از طرفین بر دیگری التماس کند یا او را مجبور به ازدواج با خود بسازد ، اینها روشهای الهی نیستند. بهتر است که از عشقمان قبل از نتیجه به کسی نگوییم تا مسئله لوس نگردد و برای خودمان و طرف مقابل مشکلاتی بوجود نیاید و به جای آن دعا کنیم ، اول رابطه مان را با خدا تصحیح کنیم و بعد از اینکه اطمینان یافتیم انتخابمان درست است، به خودش بگوییم ، می توانیم با خادمین خدا (یکنفر لازم است ، احتیاج نیست همه خادمینی را که می شناسیم درگیر مسئله عشقیمان بکنیم) و خانواده مان نیز بعدا مشورت کنیم.

برای ازدواج ، پسر و دختر باید به آمادگی لازم رسیده باشند . باید دارای بلوغ جسمی و جنسی ، فکری و روانی و روحانی باشند ، باید قابلیت تشکیل خانواده را داشته باشد ، باید استقلال مالی داشته باشد ، برای پسرها خوب است مشکل سربازی نداشته و شاغل باشد . سن خاصی را نمی توان تعیین کرد ولی بنظرم در شرایط موجود برای پسرها 24-33 و برای دخترها 21-30 سن مناسبی هستند. اگرچه معتقدم که اگر سن کسی بالا نیز هست ازدواج کردن بهتر از تنهایی زندگی کردن است ، البته مسلما منظورم ازدواج درست است.

ما به عنوان مسیحیان باید به خدا توکل کنیم و بدانیم که اگر قرار است ازدواج ما با کسی بشود ، می شود  و اگر قرار است نشود نمی شود.  اراده خدا و ملکوت او را بطلبیم و خدا قول داده است که همه نیازهای ما را به ما خواهد داد. به او توکل کنیم چون او امین است.

 

3- راههای انتخاب فرد مناسب برای ازدواج:

آیا لرزیدن ، زیبایی ، پول ، مقام تضمینی برای زندگی موفق زناشویی هستند؟ مسلما نه چون هیچکدام ماندگار نیستند ، لرزیدن بعد از مدتی از بین می رود ، زیبایی با گذشت زمان از بین می رود ، پول و مقام شاید از بین بروند . اینها همان شنهای هستند که مسیح گفت بعضی ها خانه شان را روی آن می سازند ولی ما باید خانه و اساس زندگی مشترکمان را روی صخره ای بسازیم که آن صخره مسیح است (متی 7) ، بنابرین اشتراک ایمانی و کتاب مقدسی ملاکی است که ما باید حتما در انتخابمان مد نظر بگیریم .

راه دیگر برای انتخاب درست راه عقل و منطق و فکر است. ما معمولا بر اساس احساسات بیشتر عمل می کنیم تا عقل و منطق و از آتجایکه احساسات لحظه ای و گذرا است تصمیمات ما ممکن است درست نباشد . ما در لحظه ای شاید شاد و امیدوار باشیم و در لحظه ای دیگر غمگین و افسرده. بنابرین احساسات خالی نمی تواند ملاکی مناسب برای انتخاب باشد ، از طرفی می دانیم که همانطور که احساسات ما بر اعمال ما تاثیر می گذارند، اعمال ما نیز بر احساساتمان تاثیر می گذارد بنابرین وقتی اعمال مثبت انجام دهیم احساسات مثبت نیز در ما بوجود می آید. حال انتخاب منطقی و عقلانی چگونه است؟ انتخابی که با فکر و در نظر گرفتن همه چیز و تجزیه و تحلیل نتایج و پیش بینی آینده با در نظر گرفتن کلام خدا انجام گیرد. در انتخاب منطقی ما لازم است اطلاعاتی در مورد دخترها و پسرها و نقشهای آنها ، احساسات . رفتارها و خصوصیات جسمانی آنها بدانیم ، مثلا  روانشناسان می گویند ازدواج منطقی است که پسر 3 تا 5 سال از دختر بزرگتر باشد ، البته این رنج می تواند کمی کم و زیاد هم گردد  ، بنابرین ازدواجهای که دختر چندین سال از پسر بزرگتر است و یا پسر بیش از 15 سال از دختر بزرگتر است زیاد معقول نیست و این زوج را در برابر مشکلات جدی قرار خواهد داد. ازدواج دو شخص با ملیتها و فرهنگهای خیلی متفاوت ،ازدواج یک شخص دکتر با یک بی سواد و یا ازدواج شخص خیلی پولدار با خیلی فقیر  زیاد منطقی نیستند. خوب است ما کتب روانشناسی مختلفی در مورد ازدواج بخوانیم ، چون هر چقدر آشنایی ما از موضوع ازدواج بیشتر باشد ، انتخاب ما نیز بهتر و درست تر خواهد بود. همچنین خوب است برای ازدواج درست کتاب مقدس را هم خوب تفتیش کنیم تا نظر خدا را در مورد ازدواج بهتر بفهمیم.

برای انتخاب درست ما می توانیم با خادم خدا مشورت کنیم ، البته هیچ موقع خادمین خدا بجای ما تصمیم نمی گیرند ( ما نیز نباید چنین انتظاری از آنها داشته باشیم چون خدا این آژادی را به ما داده که خودمان طبق اصولی که او تعریف کرده زوج خود را انتخاب کنیم) ، ولی با باز کردن جوانب مختلف موضوع و نگاه کتاب مقدسی خود می توانند به ما مشورت های مفیدی بدهند، متاسفانه امروزه بعضی از ایمانداران زیاد به گفته های شبانانشان اعتنایی نمی کنند و این روحیه نااطاعتی و خودخواهی خیلی مخرب برای شخص و برای کلیسا می باشد . ما باید یاد بگیریم که مطیع شبانان و کلیساهای خود باشیم و همیشه به خادمین خدا احترام بگذاریم تا برکت خدا بر زندگی ما قرار گیرد.

روش دیگر برای انتخاب درست روش شناخت است . شناخت بدون ملاقات و مشارکت نزدیک بوجود نمی آید ، خوب است که دو طرف قبل از هر تصمیمی و قبل از اینکه دیگران متوجه رابطه بین آنها گردند ، چندین بار همدیگر را ببینند تا همدیگر را بیشتر بشناسند ، در این ملاقاتها باید دو طرف صادق و بی ریا باشند و فیلم بازی نکنند . بهتر است در جواب دادن عجله نکنیم ، اینکه مدتی باهم باشیم و بعد قطع ارتباط کنیم شکست نیست ، شکست وقتی است که "بله" می گوییم و بعد "نه" می شود. خوب است که در جاهای مختلف همدیگر را ببینیم و باهم دیگر دعا کنیم ، فقط مراقب باشیم زیاد جلو چشم آشنایان نباشیم تا فردا حرف در نیاورند.

راه دیگر انتخاب درست توافق و تفاهم می باشد. باید دو طرف روی معیارهای اساسی زندگی توافق داشته باشند و در غیر مشترکات غیر اساسی تفاهم (یعنی همدیگر را بفهمند و همینطور بپذیرند.) معیارهای اساسی می تواند پول ، در آمد ، کار ، خانواده ، پدر و مادر ، فامیل ، ارزشها و اهداف و برنامه های زندگی ، علایق طرفین ، کلیسا ، خدمت ، مسائل عاطفی و ارضای نیازهای متقابل ، مسکن ، نیازهای زن و مرد ، روابط جنسی ، تعداد فرزندان و ... می باشد . البته توافق به معنای یکی بودن نیست چون وقتی شخصیتها کمی تضاد داشته باشد طرفین می توانند همدیگر را تکمیل کنند. ما مطمئنا نظرات مختلفی خواهیم داشت ولی مهم 1-توافق روی اصول 2- پذیرش هم در غیر اصول (عشق و محبت باعث می شود تا همدیگر را همانطور که هستیم بپذیریم.)

معیار دیگر در انتخاب درست آرامش و اطمینان و شادی ثابت الهی مدتی بعد از روابطمان است . عجله کار را خراب می کند ، کلام خدا می گوید "آنچه ثابت می ماند مشورت خداوند است" (امثال 19:21)

مورد آخر در مورد انتخاب فرد مناسب عشق و علاقه دوطرفه است.

می خواهم سئوالی بپرسم . آیا ما باید اول عاشق شویم ، بعد ببینیم شخص مناسب است؟ یا اول ببینیم مناسب است و بعد به خودمان اجازه دهیم عاشق شویم؟ عشق در مسیحیت کور نیست بلکه بینا است (یعنی ما می دانیم که داریم عاشق چه کسی می شویم.) . ما باید یک کشش اولیه نسبت به شخص مناسب داشته باشیم بعد که دیدیم قطعی است و نظر طرف مقابل نیز مثبت است ، عشقمان را رشد می یابد. عشق می تواند باعث شود که ما ضعفهای همدیگر را بپذیریم ، و اختلافات جزئی  و مشکلات را تحمل کنیم .

 

 

نتیجه :

در پایان می خواستم بگویم ما به زندگی مقدس خود در ایام مجردی ادامه دهیم و مقدس باشیم و به خدا و وعده ها و تدارک او ایمان داشته باشیم . بجای غصه در مورد آینده  و ازدواجمان با شکرگزاری برای آن آینده ای را که خدا برای ما تدارک دیده شادی کنیم. بجای عجله دعا کنیم و همیشه آماده باشیم تا در فرصتهای مناسب بهترین تصمیمات را بگیریم.امروز همچنین می خواهیم در نام مسیح دعا کنیم که خدا همه زخمهای ما را از روابط عشقی شفای کامل ببخشد و خودش ما را در مسیری قرار دهد که با مناسب ترین شخص آشنا شده و با او ازدواج کنیم تا بهتر در زندگی مسیحی رشد کرده و بهتر او را خدمت کنیم.

(دعا کنیم.)

 

 در زیر آیات کتاب مقدس در مورد ازدواج و همچنین بعضی از خانواده های کتاب مقدسی را برای تحقیق بیشتر آورده ام.

پيدايش 26:1-28 * 18:2-24 *24

تثنيه3:7

امثال 22:18و24 *17:17 *6:27و17 *10:31-31 *19:30 *21:19

جامعه 9:4-12* 7:9-10

مزمور 4:37 *128

غزل غزلها 6:8و7

ملاكي14:2-16

متي 1:19-15 * 2:7 *19:18-20 *33:6 *1:22-14 *1:25-13 *30:22

مرقس 1:10-12 *23:12

روميان 28:8

اول قرنتيان 7 و 13

دوم قرنتيان 14:6-1:7

افسسيان 22:5-4:6

اول تيموتائوس 8:5

عبرانيان 4:13

اول پطرس 1:3-7

 

لیست بعضی از خانواده های موفق و غیر موفق در کتاب مقدس

آدم و حوا- نوح و همسرش- ابراهیم و ساره (هاجر)-                      اسحاق(40 سالگی) و ربکا- یعقوب و راحیل (لیه –بلهه - زلفه)- یهودا و تامار- یوسف (30سالگی) و اسنات - مادر و پدر موسی-                                 موسی (40 سالگی) و صفوره - یوشع؟- لفیدوت و دبوره- مانوح و زنش- شمشون و دلیله- الیملک و نعومی- شلمون و راحاب- بوعز و روت-         القانه و حنا (فننه)- سموئیل ؟- شائول و زنش-                                          داود و میکال (ابیجال - بتشبع)- نابال و ابیجال- اوریا و بتشبع- امنون و تامار- سلیمان و دختر فرعون پادشاه مصر (زنانی از موابیان و عمونیان و ادومیان و صیدونیان و حتیان- 700 زن بانو و 300 متعه) (اول پادشاهان 1:11-3) -       ایلیا مجرد - الیشع مجرد -    آخاب و ایزابل -                                            یهورام (پسر یهوشافاط ) و عتلیا (دختر آخاب و ایزابل) - اشعیا و زنش - ارمیا؟ - حزقیال و زنش - دانیال مجرد - ایوب و زنش - زکریا و الیزبت - یوسف و مریم - یحیی مجرد - پولس مجرد - پطرس و زنش - فلیمون و اپفیه؟ -           افنیکی و شوهرش (مادر تیمو تائوس) - آکیلا و پرسکله - کلوپاس و مریم- خوزا(ناظر هیرودس) و یونا  - حنانیا و سفیره