ازدواج مسيحي

 از وابستگی های نامناسب با افراد بی ایمان دوری کنید ، زیرا چه شراکتی بین نیکی و شرارت است و چه رفاقتی بین  روشنائی و تاریکی ؟
15.  چه توافقی بین مسیح و ابلیس وجود دارد و چه هماهنگی بین ایماندار و بی ایمان ؟
16.  و یا چه وجه اشتراکی بین خانۀ خدا و بت ها هست ؟ زیرا ما خانۀ خدا هستیم ، چنانکه خدا فرموده است :« من در ایشان ساکن خواهم بود و در میان آنها بسر خواهم برد. من خدای زنده ایشان خواهم بود و آنان قوم من .»
17.  و خداوند می فرماید: « از میان آنها خارج شوید و خود را از آنان جدا سازید به چیزهای ناپاک دست نزنید و من شما را خواهم پذیرفت ».
18.  و خداوند متعال می فرماید :« من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من خواهید بود.»

پيدايش 26:1-28 * 18:2-24 *24

تثنيه3:7

امثال 22:18و24 *17:17 *6:27و17 *10:31-31 *19:30 *21:19

جامعه 9:4-12* 7:9-10

مزمور 4:37 *128

غزل غزلها 6:8و7

ملاكي14:2-16

----------------------------

متي 1:19-15 * 2:7 *19:18-20 *33:6 *1:22-14 *1:25-13 *30:22

مرقس 1:10-12 *23:12

روميان 28:8

اول قرنتيان 7 و 13

دوم قرنتيان 14:6-1:7

افسسيان 22:5-4:6

اول تيموتائوس 8:5

عبرانيان 4:13

اول پطرس 1:3-7

 

مشاوره شباني

مشاوره شباني به كليسا  كمك مي كند كه بيمارستان بماند.

--------------------------------------

همه انسانها نياز به محبت كردن و محبت شدن دارند.

--------------------------------------

آگوستين :"خدايا ، تو ما را براي خود آفريده اي و جانهاي ما تا در تو قرار نگيرند ، آرامي نخواهند يافت"

--------------------------------------

خادم خدا بايد هميشه آماده باشد تا در موارد اتفاقي و غير رسمي ، بتواند بهترين كمك را به شخص بكند.

--------------------------------------

تخليه هيجاني و بروز دهي احساسات باعث شفاي مردم وآزاد شدن آنها از زخمهاي آزار دهنده مي گردد.

--------------------------------------

تغييرات در روابط و رفتار باعث تغييرات در احساسات و نگرش مي شود

 و تغييرات در احساسات باعث تغييرات در رفتار مي گردد.

--------------------------------------

شخص بايد در هر موقعيتي كه قرار دارد ، در آن  موقعيت عمل مثبتي نشان دهد ، اگرچه عمل كوچكي باشد . ما با كار كردن و عمل كردن شفا مي يابيم.

--------------------------------------

شكستها ، وسوسه ها ، جفا ها و مشكلات وسايلي در دست خداوند براي  ساختن و رشد دادن ما هستند.

--------------------------------------

روان ما از والدينمان (ارثي) و از محيط تاثير پذيرفته است.

--------------------------------------

مردم مشكلات فراوان دارند و شبان بايد در كنار مردم باشد و به آنها كمك كند.

--------------------------------------

هدف مشاوره ايجاد توانايي محبت در شخص نسبت به خدا ، ديگران و خودش مي باشد .

--------------------------------------

خادم خدا بايد برخوردي پذيرا با ديگران داشته باشد و آنها را محكوم نكند.

--------------------------------------

خادم خدا بايد در غم ها و شادي ها در كنار مردم باشد .

--------------------------------------

شبان بايد بياموزد خوب بشنود ، كسي كه ديگر به برادر خود گوش نمي سپارد ، بزودي به سخن خدا نيز گوش نخواهد سپرد.

--------------------------------------

مشاور بايد خود را در جاي مراجع بگذارد ، تنها در اينصورت خدمت او مفيد خواهد بود.

--------------------------------------

خدا ما را در سختيها تسلي مي دهد تا ما هم بتوانيم به ديگران در سختيهايشان تسلي دهيم.

--------------------------------------

مشاوره به اشخاص كمك مي كند تا خويشتن را از زير بار سنگين احساسات منفي رها سازند و بطرق سازنده با مشكلات و رفتارهاي نابهنجار خود برخورد كنند.

--------------------------------------

شبان بايد در دستر س مردم باشد . او بايد اهل دعا باشد و در نام مسيح شفا و آزادي را براي مراجع بطلبد.

--------------------------------------

يك روحاني بايد مثل يك پزشك در كارش دقت و انضباط داشته باشد.

--------------------------------------

تا زمانيكه رنج مشكل بر ترس از افشاي آن غلبه نكند مراجع مساله اش را بازگو نمي كند.

--------------------------------------

مشاور با اقتداري كه از طرف خدا دارد بايد چرخه شكست را در مراجع از هم بشكند.

--------------------------------------

افراد نيازمند مشاوره: سوگوار ، مريض ، بيكار ، افسرده ، مجرد ، تازه ازدواج كرده ، تازه بچه دار شده ، معلول ، الكلي ، مضطرب ، طرد شده ،منزوي و تنها ، فقير ،طلاق ، بازنشستگي ،سالخوردگان ، غريبان ، داغديدگان ، دلشكستگان ،انسانهاي دردمند ، بي خانمان و بي خانواده و ....

--------------------------------------

مشاور بايد به مراجع كمك كند كه راه حلهاي ممكن براي مشكلش را ببيند و به وي كمك كندتا بهترين راه را انتخاب و براساس آن عمل كند.

--------------------------------------

مشاوره حضوري موثرترين نوع مشاوره است ولي مشاور بايد از تمام طرق ديگر مثل تلفن ، اينترنت ، ماهواره ، كتب و راديو و ... نيز استفاده كند.

--------------------------------------

در مشاوره ازدواج مشاور بايد به مراجعين كمك كند تا با پيوند مردانگي خود با زنانگي طرف مقابل هويت ناقصشان را تكميل كنند.

--------------------------------------

مشاور اول بايد به مسائل با اهميت تر و تازه تر بپردازد .

--------------------------------------

مشاور بايد مراقب باشد تا مراجعين را زير فشار قرار ندهد و بجاي آنها تصميم نگيرد .

--------------------------------------

مشاور بايد مراجع را در روابطي سالم با گروههاي كليسايي قرار دهد.

--------------------------------------

براي يك مشاور بسيار ضروري است كه در ضمينه مشاوره داغديدگي به مهارت و كيفيت لازم دست يابد.

--------------------------------------

سخن گفتن در مورد شخص محبوب و عواملي كه باعث مرگ او شدند ، به شخص داغديده كمك مي كند تا با تخليه هيجاني شفا يابد.

--------------------------------------

يكي از اهداف مراسم تدفين ، امكاني براي بروز احساسات اشخاص و شفا از اين طريق مي باشد.

--------------------------------------

مشاور بايد با ياد آوري كلام خدا و محبت خدا به مراجه كمك كند تا از بار احساس گناه آزاد گردد.

--------------------------------------

گوش كردن به اعترافات مراجع و راهنماي براي زندگي جديد از وظايف مشاور مي باشد.

--------------------------------------

ديتريش بونهوفر:‌"مسيحي بودن به معناي در پيش گرفتن يك نوع زندگي مذهبي خاص و يا تن دادن به نوعي رياضت كشي نيست ، .... بلكه به معناي انسان بودن است"

--------------------------------------

مشاور بايد هدف واقعي زندگي را به مراجع ياد آوري كند.

--------------------------------------

مشاور نبايد نسبت به اصول روانشناسي بي تفاوت باشد

--------------------------------------

يك روحاني به جاي اينكه تكنوازي باشد كه هر يكشنبه براي اعضاي منفعل كليساي خود برنامه اجرا كند ،

بايد رهبر اركستري باشد كه به تك تك اعضاي كليسايش كمك كند تا در اجراي سمفوني پيغام انجيل سهمي داشته باشند.

--------------------------------------

در كليساي مسيح نبايد هيچ كس تماشاچي باشد ، بلكه بايد همه بطريقي خدمت كنند.

--------------------------------------

مسيحياني كه مشاوره مي كنند بايد 100 % رازدار باشند.

--------------------------------------

پنهان كردن احساسات واقعي ما ، باعث مي شود هشياريمان را نسبت به احساساتمان از دست دهيم.

--------------------------------------

مشاور بايد مراقب باشد كه همراه مراجع به چاه نيفتد.

 

اناجیل و تفسیر آن

کلمه عهد: "دیاتکه" یونانی - عهد عتیق (پیدایش- خروج) - عهد جدید (ارمیا31 – متی26) - انجیل (مرقس 1:16)

محتوای عهد جدید :1- از نظر نوشته (تاریخی ، تعلیمی ، شخصی ، نبوت) 2- از نظر نویسندگان(متی ، مرقس ، لوقا ، یوحنا ،پولس، پطرس ، یعقوب ، یهودا) 3-از نظر دوره تاریخی (آغاز 0-30)(توسعه 30-60)(استحکام 60-100)

4 انجیل : تاتیان (170 م)دیاتسترون– استدلال ایرنیوس (برای گسترش به 4 گوشه دنیا)- معتبر بودن شهادت چند نفر- اناجیل جعلی (تلفیق حقیقت با دروغ )- نقش کلیسا در پذیرش رسمیت کانون عهد جدید – نقل قولهای پدران کلیسا

اناجیل هم نظر:احتمالا اول مرقس و منبعی به اسم Q – بعد لوقا و متی

----------------------------------------------------

انجیل متی: هدفش نشان دادن مسیح بودن عیسی است

متی لاوی – مامور مالیات یا باجگیر (متی 9:9-13 و 10:3و اعمال 1:13) یوسبیوس (325 م) از پاپیاس (100 م) و ایرنیوس(150 م) روایت می کنند که متی این انجیل را به زبان آرامی  نوشت و بعد به یونانی ترجمه شد.

تاریخ و محل نوشته شدن :بعد از پراکنده شدن مسیحیان اورشلیم (اعمال 8:4) و قبل از 70 م و احتمالا در انطاکیه

انجیل متی برای یهودیان نوشته شده و هدفش نشان دادن تحقق پیشگوییهای عهد عتیق در مورد مسیح در زندگی عیسی

متی انجیل موعظه: * موعظه یحیی 3 * موعظه بالای کوه 5-7 * ماموریت شاگردان 10 *  مثلها 13   *  بخشش 18     * توبیخ ریاکاری 23 *پیشگویی در مورد آینده 24و25 *ماموریت بزرگ 18:28-20

متی انجیل کلیسا : 16:18 و 18:17

متی انجیل پادشاه : * اصطلاح ملکوت خدا و ملکوت آسمان *شجره نامه ای که به خاندان سلطنتی یهودا و داود می رسد * ناراحت شدن هیرودس * ورود به اورشلیم به عنوان پادشاه * نوشته روی صلیب

----------------------------------------------------

انجیل مرقس: عیسی بعنوان خادم خدا و پسر خدا – آیه کلیدی 10:45- نوشتن موعظه های پطرس – مادرش ایماندار- اعمال 12:12 - انجیل عمل و اقدام است . مرقس انجیلش را با فعل هایش زنده و متحرک می سازد. حدود 60 م در روم نوشته شده است.

----------------------------------------------------

انجیل لوقا: انجیل گناهکاران و نجات دهنده بشر – زنان و کودکان و مطرودین و فقرا – عیسی بعنوان انسانی کامل – دوست و همکار پولس- حدود 60 م از قیصریه (هنگامیکه پولس در زندان بود) (اعمال 23)

----------------------------------------------------

انجیل یوحنا: انجیل ایمان – عیسی بعنوان پسر خدا و خداوند و خدا

از نظر ترکیب و طرز نگرش کاملا متفاوت است . هیچ مثلی ندارد و تنها 7 معجزه دارد که 5 تای آنها جدید است.در حدود 90 م از افسس نوشته شده است. کلید درک انجیل در یوحنا 30:20و31 و در سه کلمه معجزات ، ایمان و حیات می باشد و مخصوصا ایمان می باشد.

----------------------------------------------------

منابع غیر مذهبی در مورد مسیح: یوسفوس در کتاب انتیکیتیز ، تاسیوس مورخ رومی قرن دوم میلادی ، گزارش پلینی جوانبه تراژان و لوسیان ، طنز نویس قرن دوم، با وجود مسیحی نبودنشان و حتی مخالفت با آن به واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح اشاره کرده اند.

----------------------------------------------------

قواعد تفسیر انجیل ها: ابتدا تاویل (آنچه عیسی  و انجیل به شنوندگان و خوانندگان اولیه خود می گفت ) بعد تعبیر (آنچه امروز به ما می خواهد بگوید)

اناجیل شامل 1-تعالیم عیسی (مثل نامه ها- تفکر پاراگرافی) 2-زندگی او (مثل کتب تاریخی) می باشد.

کار مسیح (لوقا 4): موعظه ، تعلیم ، شفا ، اخراج ارواح

توجه به مثلها و استعارات در سخنان مسیح- توجه به چارچوب تاریخی و جغرافیایی و فرهنگی زمانه

اهمیت معنای اصطلاح ملکوت خدا: 1- آمدن مسیح 2- دوران کلیسا 3- بازگشت ثانویه مسیح

توجه : سخنان عیسی به آرامی گفته شده ولی به یونانی نوشته شده است

نحوه تفسیر : مطالعه افقی (مقایسه همان مطلب در اناجیل دیگر) و عمودی اناجیل (فهمیدن در چارچوب قسمت و کتاب)

- استفاده از کتب تفسیر خوب (اما مواظب باشیم که این کتب جایگزین مطالعه کتاب مقدس نگردند.)

گزارشی از سمینار تثلیث اقدس

گزارش: Angel

 http://www.icfonline.co.uk/content/view/413/1/

همواره یکی از مهمترین و کلیدی‌ترین موضوعات ادراکی در مسیحیت، موضوع تثلیث اقدس بوده و است که طی قرون متمادی، به یکی از شاخص‌ترین بحث‌های موجود در این وادی، بدل گشته است. باید اشاره نمود که اهمیت آن در دوران‌های مختلف؛ اندیشه و تفکر کشیشان، رهبران دینی و همچنین الهی‌دانان مسیحی را به خود معطوف داشته است.

مبحث تثلیث اقدس علاوه بر آنکه یکی از استوارترین وجوه تمایز مسیحیت با سایر ادیان می‌باشد؛ به خودی خود نیز سوالات مفهومی فراوانی را برای سایر مذاهب در پی داشته است؛ چنانکه ادیان دیگر، پیوسته کوشیده‌اند تا با تمسک جستن به این نکته، مسیحیت را زیر سوال برده و با مطرح ساختن شبهات و اشکالاتی بر اصول اعتقادی تثلیث، ایراداتی را بیان دارند و اصرار ورزند که در مسیحیت، وحدانیت خداوند نادیده انگاشته شده و سعی نمودند تا با این روش، ضربه‌ای بر پیکره بنیادین مسیحیت و پیروانش وارد آوردند.

 همچنین بحث تثلیث اقدس، پیچیدگی و ابهامات بسیاری را برای نوایمانان و حق جویان و همچنین  سوالات خاصی را برای ایمانداران قدیمی در بر دارد. لزوم اهمیت این موضوع چنان بود که کمیته جوانان کلیسای ایرانیان لندن را بر آن داشت تا جلسه پرسش و پاسخی را در این باره برپا دارند تا بتوانند از این طریق به شفاف سازی بسیاری از ابهامات موجود در اذهان جوان بپردازند.

 

این جلسه چهارشنبه شب، چهارم مارچ 2009 در کلیسای ایرانیان چزیک ((ICF با سخنرانی دکتر مهرداد فاتحی و با حضور گروه‌‌‌های خانگی جوانان هر دو کلیسای شمال لندن و چزیک و همچنین جمعی از علاقمندان و اعضای کلیسا برگزار شد. در ابتدای این جلسه دکتر فاتحی به بیان کلیات و اصول اولیه ماهیت اعتقادی تثلیث اقدس پرداخته و پیشینه‌ای کوتاه از آنچه که امروزه به عنوان تثلیث، می‌شناسیم را بیان داشت و در خاتمه در حد توان و زمان بندی برنامه، به پرسش‌های حاضران پاسخ داده شد.

دکتر مهرداد فاتحی مساله تثلیث اقدس را نه تنها یکی از اعتقادات مسیحیان دانست بلکه آن را تمامی تار و پود مسیحیت برشمرد و سپس به شیوه‌های شناخت خداوند و اینکه چگونه مسیحیان به تثلیث معتقد شدند، پرداخت.

وی به کتاب مقدس استناد نمود که در آن گفته شده که خداوند انسان را به شکل خودش خلق کرده است. بنابراین ما انسانها در کلیه شئونات زندگی شخصی و اجتماعی، شبیه آن خداوندی می‌شویم که به آن اعتقاد داریم چرا که او را سرمشق خود قرار می‌دهیم. او بر اهمیت خداشناسی تاکید کرد و گفت:"برخی از انسانها از طریق منطق و استدلال فلسفی سعی در شناخت خداوند دارند و در مقابل برخی از طریق دل، عرفان و احساسات معنوی سعی در یافتن خداوند دارند. اما در هر دو روش‌،‌ خدا به گونه‌ای شبیه انسان تراشیده و پرستش می‌شود." او این نوع شناخت‌ها را نقص در خداشناسی عنوان کرد؛ زیرا اینگونه افراد آنچه را خودشان می‌پسندند را چندین برابر و بینهایت کرده و سپس آن را پرستش می‌کنند. پس این نوع خداپرستی در واقع نوعی خودپرستی و یا بت‌پرستی است.

وی ادامه داد: خدایی که در کتاب مقدس خود را به ما می‌شناساند کاملا متفاوت از این نوع خدایی است که ما با عقل یا احساسات آن را می‌شناسیم. این خدا ما را در مشت خود دارد و ما را زیر سوال می‌برد. تثلیت در مسیحیت امری است که از طریق مکاشفه خداوند در کتاب مقدس برای مسیحیان بوجود آمده است زیرا‌ خداوند در کتاب مقدس خودش را معرفی کرده است. تثلیث نتیجه تلاش و کوشش کلیساست که خداوند را در نهایت فروتنی و روحیه توبه کار معرفی کرده است و گفته است: خدایا! تو خدایی و ما انسان. همه تلاش خود را می‌کنیم تا تو را بشناسیم.

دکتر فاتحی ضمن تاکید بر متفاوت بودن خداوند در کلام، در سه محور کلی به بیان این تفاوت‌ها پرداخت:

1) خدای کتاب مقدس،‌ خدایی است متعال و فراتر از همه موجوداتی که تاکنون شناخته‌ایم. هیچیک از مخلوقاتش را نمی‌توان با او مقایسه یا جمع کرد چرا که خداوند به هیچ وجه با مخلوقش یکی نیست زیرا او بالاتر و فراتر از همه چیز است. این خدای متعال را کتاب مقدس به عنوان (خدای پدر) می‌شناساند. او از ورای آسمانها‌ در قدوسیت کامل بسر می‌برد و او نوری است که نمی‌توان به آن نزدیک شد. این بُعد متعال و فراتر بودن خدا،‌ خدای پدر است که سرمنشا، خالق و علت غایی محبت، نیکویی و عدالت است. او افزود: "در کتاب مقدس معنای پدر بودن شکل دیگری نیز می‌یابد چرا که او قومی(اسرائیل) را انتخاب کرده و با آنها ارتباط برقرار کرد،‌ او پدر قوم اسرائیل است و در عهد جدید این خدا با فردی به نام عیسی رابطه صمیمانه‌ای برقرار می‌کند در این زمان، پدر بودن خداوند، قوی‌تر و غلیظ‌تر به نظر می‌رسد چرا که عیسی او را پدر خطاب می‌کند. اما این فقط منحصر به عیسی نیست زیرا که او می‌خواهد شاگردانش نیز در این رابطه نزدیک با خداوند قرار بگیرند و آنها هم او را پدر صدا بزنند".

سخنران جلسه اشاره کرد: ما باید خدا را به عنوان وجودی بشناسیم که قدوس و پر جلال است و در مقابل او فقط باید تسلیم بود. خدای پدر، یک شخص است و یک شخص همواره روابط شخصی برقرار می‌کند. خدا نیز این رابطه شخصی را با انسانها برقرار می‌کند از جمله: محبت،‌ دوستی، رفاقت، ‌احترام، اطاعت، همنشینی. چون او پدری پر از محبت است و با ما رابطه محبت‌آمیز دارد.

وی ادامه داد: 2) در عین حال این خدا، ‌علاوه بر اینکه خدای متعال است، اما عار ندارد که به مخلوقاتش نزدیک شود و این همان بُعد دوم خدواند است که به مخلوقاتش نزدیک و با آنها متحد شده و در آنها حلول می‌کند. نهایت این امر آن که با یک شخصیت وارد تاریخ می‌شود و محبتش باعث می‌شود که به مخلوقش نزدیک ‌شود و به زمین می‌آید و در عیسی حلول می‌کند و بشریت را با خودش یکی می‌کند زیرا این خدا فقط متعال نیست بلکه در یک شخصیت بشری حلول کرده، ‌زیرا این خدا جور دیگری است. او در عین حال به زمین آمد و با ما انسانها یکی شد. این همان بعد دومی است که خداوند را در عیسی مسیح می‌بینیم. زمانی که به محبت، قدوسیت و کارهای عجیبش توجه می‌کنیم، می‌بینیم که همه اینها در یک انسان (عیسی مسیح) هم روی زمین نمودار است. شاگردان و مردمان وقتی او را می‌دیدند، همواره اعتراف می‌کردند که این انسان همانند خداوند بالاست. پطرس این امر را به درستی درک می‌کند و به عیسی می‌گوید:"از من دور شو، زیرا که انسانم و گناهکار". او به شکل ما انسان‌ها می‌شود تا بتواند از درون، وجود ما را تغییر دهد و این بُعد،‌ (خدای پسر) است. او با پدر در رابطه است و می‌خواهد که ما هم با آن پدر در رابطه باشیم. او آمده تا شرم و گناه ما را در برگیرد. این خدا، خدایی است که در عیسی کنار ما آمده و در گناه ما کنار ما آمده و می‌گوید حاضرم به روی صلیب همراه تو بمیرم.

سپس او به تشریح بعد سوم خداوند پرداخت و گفت: 3) بعد سوم را هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید می‌توان یافت. این بعد همان حلول (روح‌القدس) است. خدایی که در کمال قدوسیت و محبت حاضر است در قلب ما قرار گیرد و درون ما ساکن شود. خدا در ورای ما (پدر)، در کنار ما (عیسی)، در درون ما (روح‌القدس). عیسی می گوید:" کارهایی که من انجام می‌دهم توسط روح‌القدس است".

در خاتمه دکتر مهرداد فاتحی به جمع‌بندی مباحث مطرح شده پرداخت و بیان داشت:" در کتاب مقدس، خداوند را در سه بعد می‌شناسیم: 1) پدر 2) پسر 3) روح‌القدس. هر کدام از این سه بعد برای خود شخصیت دارند. هر شخصیتی دارای آگاهی، فکر، احساس، اراده و ... می‌باشد. این ابعاد شخصیتی خداوند از یکدیگر مستقل نیستند که سه چیز متفاوت باشند بلکه هر سه یکی هستند و در وحدت و کثرت با یکدیگر قرار گرفته‌اند". وی ادامه داد: کلیسا سعی کرده است تا توضیح دهد که خدا از چه لحاظ سه و از چه لحاظ یکی است و به این نتیجه رسید که خدا از لحاظ شخص و شخصیت سه است ولی از لحاظ ذات و صفات یکی است. یعنی سه شخص پدر، پسر و روح‌القدس که سه شخص متمایز از هم هستند؛ در ذات، قدرت، صفات و نیکویی یکی هستند. آنها هر سه در همه اینها با هم شریکند. همچنین این سه شخص در یکدیگر حضور دارند، در هم تنیده اند و در اتحاد با هم عمل می کنند. این سه از ازل تا ابد در یک رابطه عمیق و محبت آمیز بوده اند و ما را خلق کردند تا ما نیز در این محبت آنها سهیم شویم.

 

در پایان پس از استراحت کوتاه و پذیرایی از مهمانان، به سوالاتی که به کمیته جوانان منعکس شده بود پاسخ داده شد. اما به درستی می‌شد از نگاه‌های حاضران به این امر واقف شد که چنین مباحثی همواره می‌تواند در اذهان وجود داشته باشد و چه بسیار پسندیده که با برنامه‌ریزی مسولان امر بتوان به شفاف سازی برخی از ابهامات پرداخت. ضمن قدردانی از تلاش اعضای کمیته جوانان به عنوان سازمان دهنده این کنفرانس و همچنین دکتر مهرداد فاتحی که سخنران این برنامه بودند؛ دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده جهت اعتلای دانش و درک عمیق تعالیم مسیحیت را آرزومندیم.

دلایل مصلوب شدن و قیام عیسی مسیح

قرائت از کلام خدا:

اینك‌ بنده‌ من‌ با عقل‌ رفتار خواهد كرد و عالی‌ و رفیع‌ و بسیار بلند خواهد شد.   چنانكه‌ بسیاری‌ از تو در عجب‌ بودند (از آن‌ جهت‌ كه‌ منظر او از مردمان‌ و صورت‌ او از بنی‌آدم‌ بیشتر تباه‌ گردیده‌ بود).   همچنان‌ بر امّت‌های‌ بسیار خواهد پاشید و به‌ سبب‌ او پادشاهان‌ دهان‌ خود راخواهند بست‌ زیرا چیزهایی‌ را كه‌ برای‌ ایشان‌ بیان‌ نشده‌ بود خواهند دید و آنچه‌ را كه‌ نشنیده‌ بودند خواهند فهمید.

كیست‌ كه‌ خبر ما را تصدیق‌ نموده‌ وكیست‌ كه‌ ساعد  خداوند  بر او منكشف‌ شده‌ باشد؟  زیرا به‌ حضور وی‌ مثل‌ نهال‌ و مانند ریشه‌ در زمین‌ خشك‌ خواهد رویید. او را نه‌ صورتی‌ و نه‌ جمالی‌ می‌باشد. و چون‌ او را می‌نگریم‌ منظری‌ ندارد كه‌ مشتاق‌ او باشیم‌. خوار و نزد مردمان‌ مردود و صاحب‌ غمها و رنج‌ دیده‌ و مثل‌ كسی‌ كه‌ رویها را از او بپوشانند و خوار شده‌ كه‌ او را به‌ حساب‌ نیاوردیم‌لكن‌ او غم‌های‌ ما را بر خود گرفت‌ و دردهای‌ ما را بر خویش‌ حمل‌ نمود. و ما او را از جانب‌ خدا زحمت‌ كشیده‌ و مضروب‌ و مبتلا گمان‌ بردیم‌.   و حال‌ آنكه‌ به‌ سبب‌ تقصیرهای‌ ما مجروح‌ و به‌ سبب‌ گناهان‌ ما كوفته‌ گردید. و تأدیب‌ سلامتی‌ ما بر وی‌ آمد و از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌.   جمیع‌ ما مثل‌ گوسفندان‌ گمراه‌ شده‌ بودیم‌ و هریكی‌ از ما به‌ راه‌ خود برگشته‌ بود و خداوند  گناه‌ جمیع‌ ما را بروی‌ نهاداو مظلوم‌ شد امّا تواضع‌ نموده‌، دهان‌ خود را نگشود. مثل‌ بره‌ای‌ كه‌ برای‌ ذبح‌ می‌برند و مانند گوسفندی‌ كه‌ نزد پشم‌ برنده‌اش‌ بی‌زبان‌ است‌ همچنان‌ دهان‌ خود را نگشود.  از ظلم‌ و از داوری‌ گرفته‌ شد. و از طبقه‌ او كه‌ تفكّر نمود كه‌ او از زمین‌ زندگان‌ منقطع‌ شد و به‌ جهت‌ گناه‌ قوم‌ من‌ مضروب‌ گردید؟   و قبر او را با شریران‌ تعیین‌ نمودند و بعد از مردنش‌ با دولتمندان‌. هرچندهیچ‌ ظلم‌ نكرد و در دهان‌ وی‌ حیله‌ای‌ نبودامّا  خداوند  را پسند آمد كه‌ او را مضروب‌ نموده‌، به‌ دردها مبتلا سازد. چون‌ جان‌ او را قربانی‌ گناه‌ ساخت‌، آنگاه‌ ذریت‌ خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسرّت‌  خداوند در دست‌ او میسّر خواهد بود.   ثمره‌ مشقّت‌ جان‌ خویش‌ را خواهد دید و سیر خواهد شد. و بنده‌ عادل‌ من‌ به‌ معرفت‌ خود بسیاری‌ را عادل‌ خواهد گردانید زیرا كه‌ او گناهان‌ ایشان‌ را بر خویشتن‌ حمل‌ خواهد نمود.   بنابراین‌ او را در میان‌ بزرگان‌ نصیب‌ خواهم‌ داد و غنیمت‌ را با زورآوران‌ تقسیم‌ خواهد نمود، به‌ جهت‌ اینكه‌ جان‌ خود را به‌ مرگ‌ ریخت‌ و از خطاكاران‌ محسوب‌ شد و گناهان‌ بسیاری‌ را بر خود گرفت‌ و برای‌ خطاكاران‌ شفاعت‌ نمود. (اشعیل 52:13-53:12)

(دعا کنیم)

مقدمه:  

مسیح برای گناهان ما مصلوب شد و برای برگردانیدن ما از گناهانمان قیام کرد (اعمال 3:26). اگر مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد، امروز هیچ کلیسایی وهیچ ایمانی و امیدی و نجاتی و اطمینانی به حیات جاودن وجود نمیداشت. ولی خدا را شکر که مسیح مصلوب شد و قیام کرد و حقانیت محبت خدا و مسیحیت و کتاب مقدس و وعده های خدا را ثابت کرد.

متاسفانه با پیدایش الهیاتی های نو و غلط در مسیحیت (نظیر نو ارتودکسی و لیبرالیزم و عقاید غلط بولتمان) ، ما به عنوان یک مسیحی قبل از هر چیز باید بدانیم که واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح یک رویداد 100 % تاریخی است. رویدادی که هم انجیل ، هم نوشته های پدران کلیسا و هم منابع تاریخی غیر مذهبی آن را گزارش کرده اند. علاوه برموارد بالا ، تاثیر عظیم واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح در تاریخ و بر انسانها ، خود گواه از تاریخی بودن آن می کند.

در اناجیل ما می بینیم که یک سوم حجم اناجیل (حدود 30 باب از 89 باب) به هفته آخر زندگی مسیح مربوط می گردد و در متی 26- 28 ، مرقس  14-16 ، لوقا 22-24 ، یوحنا 18-22 و حجم عظیمی از موعظه های کتاب اعمال رسولان و تعالیم رسالات بر زیر بنای واقعه مصلوب شدن و قیام خداوندمان عیسی مسیح بنا شده است.

پدران اولیه کلیسا نیز مصلوب شدن و قیام عیسی را بدیهی می دانستند و نه تنها به آنها بارها اشاره کردند بلکه اساس ایمان آنها بود و هرگز بحثی در بین آنها در مورد واقعیت تاریخی این رویداد نبوده است .

در منابع غیر مذهبی نیز  یوسفوس[1] در کتاب انتیکیتیز[2] ، تاسیوس مورخ رومی قرن دوم میلادی ، گزارش پلینی جوان[3] به تراژان و لوسیان ، طنز نویس قرن دوم، با وجود مسیحی نبودنشان و حتی مخالفت با آن به واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح اشاره کرده اند.

وجود صلیب مسیح ، کفن مسیح ، قبر خالی ، تعویض روز شنبه به یکشنبه و ... نیز همه و همه واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح  را اثبات می کنند.

متنی که در بالا خواندیم اشعیا 700 ق م در مورد زحمات مسیح نوشته است، امروز می خواهم در مورد دلایل این زحمات و قیام مسیح صحبت کنم.

 

بخش اصلی:

1- دلایل و اهمیت مصلوب شدن مسیح:

1-آمرزش گناهان و نجات: بی شک مهمترین دلیل آمدن مسیح و مصلوب شدنش نجات انسانها از گناهانشان بوده است. اشعیای نبی در 700 ق م اینگونه در مورد مسیح پیشگویی کرده است. "به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید" (اشعیا 53:5) کلام خدا در کولسیان 2:14 چنین می گوید " آن سند قرضها را که به ‌موجب قوانین برضد ما نوشته شده و علیه ما قد علم کرده بود، باطل کرد و بر صلیب میخکوبش کرده، از میان برداشت. و ریاستها و قدرتها را خلع سلاح کرده، در نظر همگان رسوا ساخت و به‌وسیلۀ صلیب بر آنها پیروز شد." و یوحنا در رساله اش می نویسد: " خون پسر او عیسی ما را از هر گناه پاک می‌سازد.... اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را می‌آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می‌سازد... فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی کرد، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. او خودْ کفّارۀ گناهان ما است، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامی جهان نیز." (اول یوحنا 1:7.9و2:1.2) خون مسیح همه گناهان ما را اعم از گناه اولیه و تمام گناهان گذشته مان را پاک می کند و ما را از عذاب وجدان و محکومیت و لعنت آزاد ساخته ، نجات می بخشد.این خوش ترین پیغام برای دنیا است و همان خبر خوش انجیل است که همه می توانند از گناه آزاد شده و فرزند خدا گردند. مرگ مسیح قدرت گناه را در هم شکست.

2- شفای درون:" خدای آرامش، خودْ شما را به‌تمامی تقدیس کند و روح و جان و تن شما تا آمدن خداوندمان عیسی مسیح، بی‌عیب محفوظ بماند. او که شما را فرامی‌خواند، امین است و این را خواهد کرد." (اول تسالونیکیان 23:5و24) مسیح را روی صلیب عریان کردند ، همه شاگردانش بجز یوحنا او را تنها گذاشتند ، بر صورتش تف کردند ، او را مسخره کردند ، او را آدم حساب نکردند و" تأدیب‌ سلامتی‌ ما بر وی‌ آمد" ، صورت او بخاطر تاج خار و خون و عرق و خستگی و تشنگی " نه‌ صورتی‌ و نه‌ جمالی‌ " داشت . پوست او بوسیله شلاقهای که از استخوان حیوانات بود مثل گوسفندی که پشم را می برند کنده شد.او در جتسمانی بخاطر گناهان تمام مردم دنیا در تمام اعصار از غم رو به موت بود ، او تحقیر شد و او همه اینها را تحمل کرد تا امروز ما را از تمام احساسات صدمه دیده ، از همه تحقیر شدنها ، از همه آسیب های گذشته و از همه ترسها و غم ها و افسردگی ها و خاطرت بد و هر آنچه بر ما تاثیر بد گذاشته و به ما ضربه زده است، کاملا آزاد سازد و من در نام عیسی مسیح خداوند دعا می کنم که درون شما کاملا شفا یابد.

3- شفای بدن: " از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌.  " خدای کتاب مقدس و خدای مسیحیت برای جسم و بدن ما نیز اهمیت قائل است. خدا در عهد عتیق بیماران را شفا می داد. با آمدن عیسی مسیح شفای الهی بسیار گسترده در اختیار مردم قرار گرفت . رسولان در نام مسیح بیماران را شفا می دادند و تمام کلیساهای دنیا در طول تاریخ ایمان داشته اند که خدا بیماران را می تواند و می خواهد شفا دهد و ملیونها شهادت در این مورد وجود دارد. امروز هم خدا همان خداست و یکی از برکاتی که زخمهای مسیح ، از دستها سوراخ شده او نصیب ما می گردد ، شفای الهی است.

4- ریزش روح القدس:مسیح گفت:"«هر‌که تشنه است، نزد من آید و بنوشد. هر‌که به من ایمان آوَرَد، همانگونه که کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده روان خواهد شد.» این سخن را دربارۀ روح گفت، که آنان که به او ایمان بیاورند، آن را خواهند یافت؛ زیرا روح هنوز عطا نشده بود، از آن‌رو که عیسی هنوز جلال نیافته بود." (یوحنا38:7و39) جلال یافتن اشاره به مصلوب شدن و قیام او دارد و امروز نهر روح القدس همان نهری که در حزقیال  47 می بینیم و همان نهری که پر از آب است (مزمور 65:9 ) از درون ما روان است تا باعث تازگی و حیات ما و اطرافیانمان گردد. اگر مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد نه پنطیکاستی وجود داشت و نه پری روح القدسی. لیکن پدر را شکر که پسرش عیسی مسیح را فرستاد تا با مرگ خودش روی صلیب ، ضمن صلح با ما، برکت ابراهیم را در مسیح عیسی که همانا روح القدس است بوسیله ایمان دریافت کنیم (غلاطیان 3:14) . روح القدس به ما قوت ، تقدس ، محبت ، شجاعت ، حیات ، حکمت ، عطایا ، نحوه درست دعا کردن و آزادی و خیلی چیزهای دیگر را می دهد.  روح خدا امروز می خواهد ما را از هر اسارت ، هر گناه ، هر لعنت ، هر بی ثمری و شکستی ، هر طلسم و جادویی ، هر ترس و عذاب و صدمه عاطفی و روانی به قوت نام عیسی مسیح خداوند آزادی و نجات کامل ببخشد.

5-غلبه بر شیطان ، مرگ ، قدرت گناه و جهنم: کلام خدا درباره اقتدار و پیروزی ما بر شریر می گوید: " شما را اقتدار می‌بخشم که ماران و عقربها و تمامی قدرت دشمن را پایمال کنید، و هیچ‌چیز به شما آسیب نخواهد رسانید " (لوقا 10:19) در رساله اول یوحنا چنین می گوید: " ای جوانان، به شما نوشتم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شَرور غلبه یافته‌اید." (اول یوحنا 2:14) و همچنین " ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافته‌اید، زیرا آن که در شماست (یعنی روح القدس) بزرگتر است از آن که در دنیاست. (روح ضد مسیح)" (اول یوحنا 4:4) و در مکاشفه 12:11 می خوانیم " آنان با خون بره و با کلام شهادت خود بر او (شیطان) پیروز شده‌اند. " پس می بینیم که پیروزی بر ارواح شریر و شیطان به قوت خون مسیح و کار نجات بخش مسیح میسر و قطعی است. به گفته جان بنیان شیری که در کنار راه است نه پنجه تیزی دارد و نه دندان تیزی ، زیرا مسیح همه آنها را در جلجتا کشیده است .مسیح سر شیطان را کوبیده است .(پیدایش 3:15) پاهای میخکوب شده عیسی ، سر شیطان را کوبید. هللویا.  با مرگ مسیح قوت مرگ در هم شکسته شده است چون کلیدهای مرگ و حیات در دست عیسی مسیح است (مکاشفه 1:18) و بعد از این مرگ برای مسیحی نفع است (فیلیپیان 1:21) چون مرگ برای کسانی که تولد تازه دارند به معنای بودن با خداوند و منجیشان عیسی مسیح تا ابد و الاباد است. با مرگ مسیح دیگر مردم مجبور نیستند بخاطر گناهانشان به جهنم بروند بلکه می توانند با ایمان به مسیح و توبه از گناهانشان حیات جاودان را رایگان بدست آورند. خدا را برای فیض عظیمش شکر.

6-زندگی پیروزمندانه: مسیح بر روی صلیب فقیر شد تا ما از فقر او دولتمند گردیم. (دوم قرنتیان 8:9) این دولتمندی ربطی به مادیات ندارد بلکه زندگی پر برکت روحانی و کتاب مقدسی برای جلال خدا می باشد. بوسیله کار مسیح زندگی ما همواره در مسیح پیروزمندانه باید باشد و ما باید رایحه خوش بوی مسیح (دوم قرنتیان 14:2و15) ، رساله خواندنی او و نور و نمک دنیا باشیم . یکبار در یک جلسه دعا کسی اینگونه دعا می کرد "بخاطر کار مسیح ما محکوم به پیروزی هستیم"  . هللویا. دعای ما و کلام ما قادر به انجام اراده خداست . چون ما دهان خداوند می شویم (ارمیا 19:15) و چون دعا می کنیم خدا می گوید "اینک حاضرم" (اشعیا 58:9) زندگی پیروزمندانه یعنی زندگی موثر و پر ثمر ، یعنی به شباهت مسیح در آمدن ، یعنی داشتن زندگی مقدس و پخش محبت مسیح به همه مردم محتاج محبت در دنیا.

 

 

 

 

2- دلایل و اهمیت قیام مسیح:

قیام مسیح از مردگان بزرگترین رویداد تاریخ بشر و بهترین خبر خوش برای همه انسانها است. قیام مسیح از مردگان اساس مسیحیت است و ما نه فقط باید به آن ایمان داشته باشیم بلکه باید قوت قیام او را بچشیم (فیلیپیان 3:10)

قیام مسیح چنان واضح است که حتی با قوانین این دنیا (تاریخ ، باستانشناسی و ...) نیز براحتی قابل اثبات است.

1-قیامت مسیح باعث متمایز و منحصر بفرد بودن مسیحیت نسبت به تمام ادیان و فلاسفه می گردد.

این دنیای که ما در آن زندگی می کنیم شاهد سخنوران عالی ، واعظان قوی ، مردانی مشهور و تاثیر گذار ، و حتی معجزه گرانی بوده است ولی همه آنها بدون استثناء مردند . تمام بنیانگذاران ادیان و فلاسفه مردند. اما مسیح بر مرگ پیروز شد. هللویا. او با قیامش از مردگان نشان داد که کلام او تنها کلام نیست بلکه حیات است و معجزات او محدود به زمانی نیست که بر روی زمین بود. او چون امروز هم زنده است. امروز هم معجزات عظیمی می کند که مهمترینش همان بخشیدن تولد و زندگی تازه به انسانهاست.

دنیا شاهد راهنماهای زیادی بوده است و هست ولی عیسی مسیح به عنوان تنها راهنمای همیشه زنده ، تنها راه (یوحنا 14:6) و تنها نام (اعمال 4:12) برای نجات است.

2-غلبه برمرگ و اطمینان از قیامت مردگان:

هر روزه در دنیا حدود 200 هزار انسان می میرد و ملیونها انسان عزادار هر روز منتظر یک تسلی واقعی است. تمامی 7 ملیارد جمیعتی که الان روی زمین هستند 100 سال بعد می میرند . واعظ ، دزد ، تحصیلکرده ، بی سواد ، جوان ، پیر ، و هر کسی با هر شغلی و هر نوع نحوه زندگی یک روز می میرد. قیام مسیح بزرگترین و واقعی ترین امید برای انسانها است. دنیا و دشمنان مسیح فکر می کردند که با کشتن مسیح می توانند جلوی کار مسیح را بگیرند ، و وقتی مسیح از روی صلیب فریاد زد "تمام شد"  و وقتی آن سنگ بزرگ را جلوی قبر او گذاشتند ، آنها هرگز فکر نمی کردند که مسیح بر مرگ پیروز گردد. سنگ بزرگ غلطانیده شد تا دنیا ببیند و ایمان آورد که مسیح با مرگ خود صاحب قدرت مرگ یعنی شیطان را به زیر کشید و آنانی را که در ترس از مرگ زندگی می کنند آزاد کرد. (عبرانیان 2:14.15) قبر مهر و موم شده نمی توانست جلوی مسیح خداوند و قیام کرده را بگیرد.

3-تنها شخص زنده می تواند راهنمای ما باشد و ما را عوض کند.

مسیح اشکهای مریم مجدلیه را با قیامش به شادی تبدیل کرد .مسیح یکبار با آزاد کردن مریم از 7 روح ناپاک او را نجات بخشیده بود و حال که مسیح مرده بود، مریم بینهایت خود را تنها و ناامید می دید ولی مسیح قیام کرده به مریم گفت "چرا گریه می کنی؟" . قیام مسیح اشکهای ما را به شادی تبدیل می کند. قیام مسیح فرصتی دوباره به پطرس بخشید که 3 بار انکار کردن مسیح  را جبران کند.شاگردان ترسو و ناامید از جتسمانی (محل دستگیر شدن مسیح) فرار کردند و بجز یوحنا ، هیچ کدام در موقع مصلوب شدن خداوندشان نبودند ، آنها حتی بعد از شنیدن خبر قیام پشت درهای بسته و قفل شده جمع می شدند. ولی قیام مسیح آنها را به شاهدانی زنده و شجاع و پر از روح القدس تبدیل کرد که نه فقط با زبانشان و زندگی و معجزاتشان مسیح را بشارت دادند. بلکه مرگ آنها نیز به قول ترتولیان (از پدران کلیسا) بذر کلیسا شد. قیام مسیح آنچنان زندگی مسیحیان اولیه را دگرگون کرد که آنها با شادی از مرگ استقبال می کردند. مثل ایگناسیوس اسقف قرن اول که از کلیسایش می خواست مانع شهادت او نشوند.

4-حضور او امروز در بین ما :

مسیح گفت "هر گاه دو یا چند نفر بخاطر اسم من جمع شوند ، آنجا در میان ایشان حاضرم" (متی 18:20) و این تحقق نمی یافت مگر بوسیله قیام مسیح. حضور مسیح بین ما یک امر عادی نیست و نباید تبدیل به یک امر عادی گردد. او بین ماست تا ما را عوض کند . او که خدای تغییر ناپذیر است یکی از مهمترین کارهایش این است که ما را تغییر دهد و به شباهت خود بسازد. او بین ماست در درون ما ، برای ما و بوسیله ما کار کند . آو زنده است تا ما را ملاقات تاره کند. ما را پر از روح القدس سازد . غم ما را به شادی و ضعف ما را به قوت و اسارت ما در گناه را با تقدس و زندگی پیروزمندانه تغییر دهد.

 

نتیجه: خدا را شکر برای این خدای بی نظیری که ما داریم . ما هر چقدر بیشتر مفهوم مرگ و قیام مسیح را بفهمیم بیشتر در زندگی روحانیمان رشد می کنیم . امروز در مورد حقایقی از کتاب مقدس صحبت کردیم ولی حال می خواهیم دعا کنیم تا این خصوصیات و ثمرات مرگ و قیام مسیح در زندگی ما مشهود گردد . می خواهیم دعا کنیم که خدای زنده امروز کار عظیمی بین ما بکند . قلبهای خود را به حضور او بریزیم و اجازه دهیم امروز خدا در ما کار عمیقی بکند . دعا کنیم.



[1] Josephus

[2] Antiquities

[3] The younger pliny

وقوع معجزه در کلیسای ارمنی سوریه

طبق آخرین خبرهایی که به دست من رسید ، در صبح دوشنبه ، ۳۰ مارچ ۲۰۰۹ ( ۱۰ / ۱ / ۱۳۸۸ ) ، در کلیسای میناس قدیس ( کلیسای ارتودکس رسولی ارمنی در سوریه ) معجزه ای رخ داد که به زودی شرح کامل این معجزه را برای شما ترجمه خواهم کرد . در این سایت ( اینجا را کلیک کنید ) می توانید شرح این واقعه را به زبان ارمنی بخوانید . همچنین در زیر لینک فیلمی که از این معجزه را گرفته اند گذاشته ام که می توانید به صورت آنلاین نگاه کنید .

برای مشاهده ویدیوی این معجزه اینجا را کلیک کنید.

شرح تقریبی این معجزه به این صورت است که در هفته رنج که نزدیک به عید قیام بود چند نفر مشغول نظافت و آماده سازی کلیسا برای عید قیام بودند ، متوجه می شوند که از دو عکس ( شمایل ) در کلیسا روغن مقدس می چکد . پس از اینکه به مسئولین و کشیشان خبر می دهند ، آنها هم حضرت آرام اول ( کاتولیکوس ارامنه ) خبر دادند و ایشان بی درنگ به سوریه مراجعت کرده و پس از مشاهده این واقعه آن را تایید کردند .