آرزویم این است که مسیحیان امروز همان مسیحی باشند که انجیل اعلام میکند .

مقدمه :

خدا کار نجات را انجام داد ولی گسترش پیغام نجات را به ما سپرد . معمولا اولین و آخرین حرفها مهم هستند و مسیح در شروع رسالتش گفت :"به دنبال من آید تا شما را صیاد مردم گردانم" و در آخر خدمتش نیز گفت :"بروید و همه امت ها را شاگرد سازید." پس بشارت امر فوق العده مهمی است. یکبار شنیدم که می گویند 95% افراد کلیسا در طول زندگیشان باعث نجات کسی نمی شوند و این خیلی تاسف انگیز است . بشارت یعنی بزرگترین و مهمترین کار خدا و اتفاق افتاده در جهان را به دیگران بگوییم و باعث بزرگترین و مهمترین اتفاق در زندگی مردم گردد. من اعتراف می کنم که در بشارت فردی خیلی ضعیف هستم و حتی در مورد آن زیاد هم صحبت نمی کنم ولی خداوند با قلبم صحبت کرد که اراده اوست که ما مسیحی پرثمری در امر بشارت باشیم.

بشارت وظیفه هر مسیحی در مقابل محبت و نجات عظیم خدا است . اگر قلب ما با محبت و حقیقت و بخشش خدا لمس شده ، نمی توانیم این شادی را مخفی سازیم. ما اجازه نداریم با سکوتمان باعث عدم نجات دیگران گردیم. اگر دیگران سکوت می کردند ما هم امروز مسیحی نبودیم.

در بشارت باید دو هدف داشت 1- نجات طرف مقابل 2- رشد او . خیلیها نجات می یابند یا به کلیسا می آیند ولی بعد از مدتی دوباره به دنیا بر می گردند زیرا مراقبت لازم از آنها صورت نمی گیرد.

بشارت همچنین کاری است که پاداش دارد ، با نجات هر نفر در آسمان شادی عظیمی اتفاق می افتد. یعقوب رسول می گوید اگر باعث نجات کسی شویم گناهان بسیار او آمرزیده شده است (5:19.20) و در کتاب دانیال می گیوید :" کسانی که بسیاری را به راه راست هدایت کرده‌اند، چون ستارگان تا ابد درخشان خواهند بود" (12:3)

بشارت باعث می شود خود ما نیز رشد کنیم و زندگی شادی داشته باشیم ، بشارت باعث گسترش کلیسا و گسترش ملکوت خدا می گردد.

 

بخش اصلی:

بخش اول: اهمیت بشارت:

1-شهادت دادن مهم است و امری است اجباری چونکه فرمان مسیح است. شهادت دادن یک توصیه یا یک کار اختیاری نیست بلکه فرمان مسیح است : "بروید"

2-پیغام انجیل تنها پیغام امید بخش برای دنیا است. امروز چقدر مردم در گناه هستند و چون خدای محبت و بخشنده را نمی شناسند در گناه خود می مانند ، امروزه چقدر بیمار و افراد ناامید و افسرده وجود دارد ، چقدر افراد تنها که محتاج دوست و یاور و محافظ و برکت دهنده در زندگیشان هستند. بشارت پیغام انجیل "امید واقعی ، شادی واقعی ، آرامش واقعی ، بخشایش واقعی و تسلی واقعی" به ارمغان می آورد. به قول آگوستین "ای خدا تو ما را برای خود خلق کرده ای و تا در تو قرار نگیریم آرام نمی گیریم." تنها ایمان به خدا می توان باعث شود که خلاء درونی ما پر گردد.

3-شهادت دادن مهم است چون جان انسانها بینهایت مهم است. جان انسانها ارزش دارد چون به شباهت خدا آفریده شده است. جان انسان آنقدر پر ارزش است که خون عیسی مسیح خداوند برای آنها ریخته شده است.جهنم واقعیتی تلخ است  جاییکه در آن گریه ، فشار دندان ، آتش و تاریکی حکمفرماست . خدا نیکوست ولی عادل است و گناهکارانی را که جان انسانها را گرفته اند  و یا با زناکاری خانواده ها را از هم پاشیده اند و افرادی که با استمرار در گناهشان توبه نکردند و حقایق انجیل را به مسخره گرفته اند. شما بگویید درست است به بهشت بییایند؟ شهادت کاری است که ما مردم را از جهنم به بهشت دعوت می کنیم. شهادت دعوت به عروسی بره است. شهادت دعوت به زندگی مقدس و ایمان به خداست.

4- بشارت دادن و شهادن مهم است چون آمدن خداوند نزدیک است . مارانتا (اول قرنتیان 16:22) . زمانی می رسد که دیگر زمان نیست. مطمئنا وقتی مسیح بیاید خیلیها پشیمان خواهند بود از اینکه کارهای را انجام ندادند و به افرادی بشارت ندادند. بنابرین تا زمان هست باید بشارت داد ، وقت هدیه ای است از طرف خداوند و ما باید به بهترین نحو از آن استفاده کنیم. در عهد جدید 318 بار در مورد بازگشت ثانویه مسیح صحبت شده است . او یقینا خواهد آمد پس بشارت دهیم .

بخش دوم : چه بشارت دهیم:

مسلما ما خبر خوش انجیل را بشارت می دهیم. خبری که ما که بر اثر گناه محکوم به جهنم و داوری و مجازات ابدی خدا بودیم ، به فیض و لطف و رحمت و محبت خدای پدر و کار نجات بخش عیسی مسیح خداوند بر صلیب و خون ریخته شده او بوسیله توبه و ایمان و اقرار آن و زندگی بر اساس انجیل نجات می یابیم. پیغام ما این است که ای مردم فرمان زندگیتان را به دست عیسی بسپارید. ای مردم کلام حقیقت خدا را بشنوید ، بخوانید و زندگی کنید .

ما در بشارت لازم نیست روی مسائلی که نمی دانیم یا مسائل پیچیده و یا مسائلی که کلیساهای مختلف نظرات متفاوتی دارند صحبت کنیم.

پیغام ما خوش ، آزادبخش ، نجات بخش ، حیات بخش ، شفا بخش و ... است پس بدون خجالت و ترس با اطمینان آنچه را چشیده ایم به دیگران هم بگوییم . لازم نیست به مردم اصرار بیش از حد و التماس در قبول انجیل بکنیم ، چ.ن در این صورت توبه آنها جدی نخواهد بود . البته لازم است هر کاری می توانیم بکنیم ولی دعا کنیم که خدا به ما حکمت بدهد که درست بشارت دهیم.

بخش سوم : کی بشارت دهیم:

باید فرصتها را غنیمت بشماریم . اگر با خدا زندگی کنیم و آماده باشیم هر روز زمانی برای بشارت پیش می آید و اگر حکیم باشیم می توانیم هر صحبتی را به امور روحانی موثر و نتیجه بخش هدایت کنیم

1-بعد از جلسات کلیسایی ، دعا یا بشارتی  و یا مطالعه کلام خدا  (جاییکه حضور خدا بوده است) چون قلبها آماده است فرصتی مناسب برای بشارت و تصمیم گیری برای طرف مقابل است.

2- در مراسم سوگواری و یا بعد از واقعه اسفناک (مرگ نزدیکان) ، در چنین زمانی قلبها نرم است و ظاهر فریبنده دنیا از بین رفته است . مردم وقتی به مرگ می اندیشند به عاقبت خود می اندیشند و ما وظیفه مهم ولی سخت در این زمان بر عهده داریم.

3-در جشن ها ، تولدها ، سال نو  و یا ایام و اعیاد خاص (مثل ایام روزه یا عید میلاد و عید قیام) مردم معمولا تصمیماتی برای زندگیشان می گیرند .

4-در مریضی و یا مشکل و یا احتمال مرگ خود شخص ، مثلا دزد مصلوب کنار مسیح در آن شرایط سخت به فکر توبه افتاد. گاهی خداوند افرادی را خم می کند و می شکند تا بتواند آنها را نجات دهد و ما به عنوان خادمین خدا باید از این فرصتها استفاده کنیم.

5- وقتی شخص تصمیم مهمی مثل ازدواج ، کار ، رفتن به کشور دیگر ، ورود به دانشگاه و یا بچه دارشدن و ... می گیرد ، فرصتی مناسب است.

6-وقتی شخص با شکستی جسمانی ، مالی ، عاطفی برخورد کرده و نیاز به تسلی دارد . در این زمان غرور او از بین رفته است و می داند که به دیگران نیاز دارد.

7- در اسارت گناه و اعتیاد ، در چنین شرایطی فرد دنبال کسی است که او را کمک کند ولی کسی را نمی یابد. اگر ما بتوانیم او را مطمئن سازیم که خدا می تواند او را عوض کند ، او به پیام ما ایمان خواهد آورد.

8- در اوج سعادت ، افراد بسیاری در اوج سعادت و ثروتمندی و مشهور بودن احساس پوچی می کنند و نباید از بشارت دادن به افراد موفق از نظر دنیا خودداری کنیم . آنها نیز به مسیح محتاجند.

البته ما با هدایت روح القدس در هر زمانی می توانیم و باید بشارت دهیم.

بخش چهارم : کجا بشارت دهیم:

1-در خانه (اعمال 1:8) ما باید نزدیکترین افرادمان را در بزرگترین چیزمان سهیم سازیم. کسی می گفت : "من نمی توانم وسایلم ، کارم ، خانه ام ، ماشینم را با خودم به اسمان ببرم ولی حداقل خانواده ام را ببرم." کلام خدا می گوید اگر کسی برای خانواده خود تدبیر نمی کند بدتر از بی ایمان است پس ارتباط با خانواده و بشارت در آنجا خیلی مهم است . متاسفانه خیلی از خانواده های ایمانداران نجات نمی یابند چون کلام و زندگی ایماندار باهم هماهنگ نیست ، ما نه فقط با زبان بلکه با زندگیمان و با تقدس و محبت و فروتنی و اطاعت و ایمان و نتیجه بخشی دعایمان می توانیم بشارت دهیم . سی اس لوئیس مدافع ایمان مسیحی در عصر عقل گرایی قرن 20 می گوید : "بگذارید اعمالمان چنان فریاد بزنند که صدایمان شنیده نشود."

2- خیلیها به کلیسا نمی آیند بنابرین در هر جایی مثل خیابان ، پارک ، رستوران ، داخل هواپیما  و ... می توانیم بشارت دهیم و برای اینکار باید همیشه آماده باشیم و همیشه با خودمان اوراق بشارتی و یا انجیل و یا فیلم مسیح و  ... را به همراه داشته باشیم.

3- کلیسا جای مناسبی برای بشارت است. خیلیها به کلیسا می آیند ولی متاسفانه همه آنها نجات ندارند و خدا را نمی شناسند. در کلیسا می توانیم به کسانی که تنها هستند و خادمین فرصت کمک به آنها را ندارند کمک کنیم.

4-در محل تحصیل و کار ، عیسی پطرس را در محل کارش نزد خود خواند ، در مدرسه هر موقع صحبت از دین می شود و یا مثلا سرکلاس دینی فرصتها م محلهای مناسبی برای بشارت هستند.با افرادی که می خواهیم صحبت کنیم بهتر است تنها ، بیکار ،سرحال ، حاضر به صحبت و جدی باشند تا صحبت ما نتیجه بخش باشد. البته گاهی روح القدس شاید ما را به طرق دیگری هدایت کند و ما باید مطیع هدایت او باشیم.

5-در اماکن عمومی ، در بیمارستانها ، زندانها ، قطار ، مغازه و فروشگاه و هر جایی

6-به هر وسیله ای مثل نامه ، کتاب ، email ، sms ، CD و DVD ، کتاب ، عکس ، هدیه ، موزیک ، اینترنت ، مطالب علمی ، شهادتها ،کمک مالی ، مشورت دادن و ... می توان استفاده کرد

7- گاهی از ما سئوال می شود :"چرا خوشحال هستید ؟" و یا  "چگونه شما فحض نمی دهید ؟" و ... و چنین سئوالاتی راه را برای بشارت ما باز می کند. ما اگر جواب سئوالات مردم را صادقانه و حکیمانه بدهیم باعث نجات خیلیها می گردیم.

بخش پنجم : خصوصیات مبشر:

مبشر باید قبل از هر چیز خود نجات داشته باشد و از نجاتش مطمئن باشد ، مبشر باید دارای تجربه شخصی و زنده با خداوند باشد و از حقایقی که می گوید مطمئن باشد، مبشر باید محبت خدا را چشیده باشد تا بتواند پیغام این محبت را با محبت به مردم برساند. مبشر باید بداند که عیسی قادر است بدترین گناهکاران را هم نجات بخشد و عمیق ترین زخمها و غمها را شفا و تسلی دهد. او باید خدای خود را خوب بشناسد و در ارتباط روزانه با او باشد . مبشر باید به بشارت و شهادت دادن علاقمند باشد و جان انسانها برای او ارزشمند باشد. او باید مرد و زن دعا باشد . او باید تعلیم یافته و برای هر سئوال و موقعیتی آماده باشد. او باید بشارت را با اشتیاق انجام دهد نه با زور و رقابت . او باید زندگی مقدسی داشته باشد تا باعث لغزش مردم نگردد. او باید پر از روح القدس باشد . او باید تعلیم پذیر و مطیع کلام خدا و کلیسا و شبانانش باشد . او نباید مغرور و خودرای باشد. او باید از خداوند هدایت شود و هر روزه از خداوند قوت و کلامی مناسب اوضاعی که برخورد می کند بیابد.

بخش ششم : آمادگی برای بشارت:

ما براي اينكه افرادي موفق در زمينه بشارت باشيم ، مي توانيم از افراد موفق در اين زمينه الگوبرداري كنيم. شناخت بهتر خدا و محبت او ما اتوماتيك وار مبشراني پر ثمر مي سازد . وقتي ما به دنيا با چشمان مسيح بنگريم ديگر مردمان را مثل درخت نمي بينيم و  از  كنار آنها و نيازهايشان بي تفاوت نمي گذريم. ماندن در حضور خدا ، دعا ، كلام و پري روح القدس ما را به شباهت مسيح در مي آورد. مثل مسيح بودن يعني داشتن محبت عيسي ، داشتن تقدس عيسي ، داشتن آرامش و شادي عيسي ، داشتن طرز فكر عيسي و ...   .  شناخت مردم نيز در مبشر خوبي بودن تاثير مهمي دارد. مبشر بايد مرد كلام باشد و پري كلام خدا داشته باشد . كلام خدا است كه مردم را متقاعد مي سازد (اعمال رسولان) ، كلام خدا است كه زندگي جديد مي بخشد  (اول پطرس) ، كلام خداست كه ايمان بوجود مي آورد (روميان 10:17) ، كلام خداست كه پاك مي كند (يوحنا 15:3) . كلام خدا باعث رشد خادم مي گردد. مبشر بايد برنامه مطالعه كلام خدا و رازگاهان منظمي داشته باشد تا بتواند با اطمينان و با قوت و بطور درست موعظه كند. مبشر بايد تفسيري درست از كلام خدا داشته باشد و صبح و روز خود را با خداوند شروع كند . مبشر بايد آيات مربوط به گناه ، توبه ، نجات و بخشش خدا و خداوندي عيسي و .... را داشته باشد. مبشر بايد مردم را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذرد .

نتیجه :

بشارت وظيفه اي است كه خداوند بر عهده ما گذاشته است. ما هر روز صبح دعا كنيم :"خداوندا مر امروز بكار ببر" و با ايمان بپذيريم. حال در حضور خدا  تصميم بگيريم كه مسيحياني بي ثمر نباشيم ، بلكه  براي خدايمان  مسيحي پر ثمر و بشارت دهنده اي باشيم.

دعا كنيم.

+ نوشته شده در  88/07/27ساعت 8:26  توسط   | 

کلام خدا

مقدمه :

کتاب مقدس مهمترین ، پرفروش ترین ، پر تاثیرگذارترین ، ماندگارترین و پر خواننده ترین کتاب دنیا است. افراد مشهور و  بزرگ جهان امروز از کلام خدا اطاعت می کنند و آن را بعنوان راه رستگاری می شناسند. مثلا

 آبراهام لینکلن از رئیس جمهورهای آمریکا : کتاب مقدس بزرگترین هدیه خدا به بشر است. تمام نعمتهای "نجات دهنده" جهان (عیسی مسیح) از طریق این کتاب به ما می رسد.

جرج واشینگتون : بدون خدا و کتاب مقدس غیر ممکن است بتوان دنیا را بدرستی اداره کرد.

ناپلئون: کتاب مقدس یک کتاب صرف نیست ، بلکه یک "موجود زنده" قدرتمندی است که آنچه را که در برابرش قد علم کند به خاک می مالد.

دانیال وبستر: {موفقیت خود را مدیون یادگیری کتاب مقدس می داند}

آیزاک نیوتن : {صحت کتاب مقدس از هر کتاب دیگری بیشتر است.}

چارلز دیکنس: کتاب عهد جدید بهترین کتابی است که در جهان شناخته شده و شناخته خواهد شد.

و  ......

تمام افراد دنیا صرفنظر از جایگاهشان به مسیح احتیاج دارند مثلا فوتبالیست های مثل تیم هوارد  ،لی‌چون سو ، زی روبرتو ،لوسیو ،ادمیلسون و ... نیز ایمانشان را بر مسیح و کلام خدا به طور علنی ابراز داشته اند.

کلام خدا با وجود انتقادهای فراوان امروز نیز باعث نجات جانها می گردد .

 

بخش اول: مطمئن بودن کلام خدا

1-عدم تحریف کلام خدا

 "آیا دلیل و سندی وجود دارد که ثابت کند کتاب‌مقدس تحریف شده است‌؟" اغلبِ کسانی که می‌گویند کتاب‌مقدس تحریف شده‌، خود شخصاً تحقیق در این مورد  نکرده‌اند.. ایشان یا کتاب‌مقدس را مغایر با عقاید و اعتقادات خود می‌یابند و نتیجه می‌گیرند که این کتاب نمی‌تواند صحیح باشد، یا به برخی اشکالات و تناقض‌های ظاهری در بعضی از قسمت‌های کتاب‌مقدس اشاره می‌کنند. اما از آنجا که این تناقض‌ها و اشکالات ظاهری در پرتو تفسیر صحیح کتاب‌مقدس قابل پاسخگویی می‌باشند، طبیعی است که بگوییم هیچیک از این دو دلیل برای اثبات تحریف کتاب‌مقدس کافی نمی‌باشد.

اما دلایل بسیاری وجود دارد که ثابت می‌کنند کتاب‌مقدس اصالت خود را حفظ کرده است‌. نخستین و مهم‌ترین دلیل‌، این است که اگر کتاب‌مقدس را خدا عطا کرده ، خودِ او نیز بر حفظ آن نظارت می‌کند. اعتقاد به تحریف کتاب‌مقدس‌، به‌طور غیرمستقیم به این معنی است که خدایی که کلامش را برای رستگاری بشر عطا کرده‌، توانایی کافی برای حفظ آن را ندارد و اجازه می‌دهد کلامش به دست اشخاص نااهل بیفتد و تحریف شود. آیا اساساً چنین فرضی درست است‌؟ آیا کلام خدا اینقدر برای او بی‌ارزش است‌؟ آیا خدا نسبت به کلام خود اینقدر بی‌تفاوت است‌؟ به‌عبارت بهتر، باید گفت که اعتقاد به تحریف کتب آسمانی‌، درواقع کفر به خداست‌.

اصالت و اعتبار عهد عتيق

در حدود سال ۱۹۴۷، در یکی از غارهای دریای مرده در فلسطین‌، طومارهایی کشف شد که متعلق به قرن اول پیش از میلاد می‌باشند. این طومارها شامل تمام کتب عهدعتیق به‌غیر از کتاب استر هستند. مطالعه این طومارها نشان داد که متنی که امروز از عهدعتیق در دست ماست‌، عیناً آن متنی است که لااقل تا قرن اول پیش از میلاد موجود بوده است‌. به این ترتیب‌، با تأئیدی که خداوند ما مسیح بر عهدعتیق گذارد و کشف این طومارها که متعلق به دورۀ پیش از ظهور اوست‌، این یقین حاصل می‌شود که عهدعتیقِ موجود عیناً همان متنی است که توسط موسی و انبیا نوشته شده است‌.

اصالت و اعتبار عهدجدید

کتب عهدجدید در زمان رسولان مسیح نوشته شد و بلافاصله در تمام خاورمیانه‌، اروپا و شمال آفریقا انتشار یافت و تکثیر شد. حال‌، اگر کسی ادعا کند که عهدجدید تحریف شده‌، باید بتواند بگوید که چه کسی آنها را تحریف کرده است‌. آیا رسولان‌؟ اما آیا می‌توان تصور کرد که رسولان نوشته‌های خود را تحریف کرده باشند؟ شاید کسی بگوید که نوشته‌های رسولان را دیگران بعد از مرگ ایشان تحریف کردند. در جواب باید گفت که کتب عهدجدید که نوشتۀ رسولان مسیح است‌، چه در زمان خودِ ایشان و چه بعد از ایشان به‌طور گسترده در نقاط مختلف نسخه‌برداری و تکثیر شد؛ بسیار غیرمنطقی است که تصور کنیم تمام رهبران مسیحیت‌، در تمام نقاط جهان‌، در یک لحظه‌، متحداً تصمیم گرفته باشند که انجیل را تحریف کنند. اگر کسی در یک نقطه‌ای دست به چنین کاری می‌زد، طبیعتاً روزی بقیه متوجه این مسأله می‌شدند و موضوع برملا می‌شد. تازه‌، نسخی که از قرون اولیه مسیحیت در نقاط مختلف بدست آمده‌، همه یکسان و مشابه هستند.

تحریف با چه انگیزه‌ای‌؟

 به‌غیر از همۀ اینها، سؤالی که پیش می‌آید این است که اساساً چه انگیزه‌ای برای تحریف کتاب‌مقدس می‌توانسته وجود داشته باشد؟ معمولاً گفته می‌شود که رهبران مسیحیت کتاب‌مقدس را تحریف کردند تا اعمال نادرست خود را توجیه کنند. اگر کسی بخواهد برخلاف احکام کلام خدا رفتار کند، نیازی ندارد آن را تحریف کند؛ کافی است آن را به‌گونه‌ای وارونه تفسیر کند. مگر در تمام طول تاریخ کلیسا، رهبرانی نبوده‌اند که برخلاف دستورات انجیل رفتار کرده‌اند؟ آیا آنها انجیل را تحریف کردند؟ یا وقتی در قرن یازدهم و دوازدهم‌، کلیسا برخلاف دستور مسیح‌، اقدام به جنگهای صلیبی کرد، آیا فرمایش مسیح را در مورد محبت به دشمن و بخشش ایشان‌، تحریف کرد؟ نه‌! دستور مسیح در جای خود محفوظ بود و مردم برخلاف آن عمل می‌کردند.

از نظر مسیحیان انجیل واقعی نه تنها تحریف نشده است بلکه هیچ دلیلی برای تحریف آن وجود ندارد ، آن انجیلی که از طرف مسیحیان مردود است انجیل بارنابا است که یک انجیل جعلی در قرن 12 است که علاوه بر تناقضات در خود ، اشتباهات تاریخی و جغرافیایی نیز دارد و با انجیل ، تاریخ مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و حتی با قران در تناقض است پس کسی که بر آن استناد می کند معلوم است که به هیچ وجه شخص محقق و مطلعی نیست.

دلایلی از خود کتاب مقدس مبنی بر عدم تغییر کلامش:

«خدا انسان نیست که او دروغ بگوید. خدا بنی آدم نیست که او توبه بکند. آیا خدا چیز گفته که به آن عمل نکند؟ آیا او وعده ای داده که به آن وفا نکند؟» (کتاب تورات بخش اعداد، فصل 23 و آیت19.)

«و خدای که جلال اسرائیل است هرگز دروغ نمی گوید و او افکار خود را تغیر نخواهد داد، زیرا که او انسان نیست که از حرف خود منحرف گردد.  (اول سموئیل  )

سبزه ها از بین میروند و گلها رنگها خود را از دست میدهند ولی کلام خدای ما تا به ابد بدون تغیر میماند. (اشعیای نبی فصل 40 و آیت 8.)

و نیز در کتاب اشعیای نبی در فصل 55م و آیت 11هم خدا خودش میفرماید:

«بلی، کلام من چنین خواهد بود؛ کلام که از دهانم میرود باطل برنمی گردد و بر تمامی خواستهایم کامل خواهد بود.»

 

2-دلایلی بر حقانیت کلام خدا

کتاب مقدس بوسیله حدود 40 نفر در حدود 1600 سال به سه زبان عبری ، یونانی و آرامی و در سه قاره آسیا ، اروپا و آفریقا نوشته شده است. با وجود این وحدت عجیب آن نشاندهنده تنها و تنها یک چیز است که نویسنده واقعی آن خداوند می باشد. در عهد عتیق حدود 333 پیشگویی در مورد مسیح انجام شده است که خیلی از آنها در تجسم خداوندمان مسیح تحقق یافت و بقیه نیز در بازگشت ثانویه مسیح تحقق خواهد یافت. تنها در روز مصلوب شدن مسیح حدود 22 پیشگویی تحقق یافت که اگر با احتمالات نگاه کنیم ، احتمال تحقق آنها 0.0000002  می باشد. علاوه بر پیشگوییها در مورد مسیح ، پیشگوییهای زیاد دیگری نیز در مورد ملل و پادشاهان و افراد وجود دارد که تحقق یافته اند. کتاب مقدس همچنین به کروی بودن زمین در کتاب اشعیا و اختراع رادیو در کتاب ایوب و ... اشاره می کند. کتاب مقدس همچنین در هماهنگی کامل با باستانشناسی و تاریخ هست و مهمترین دلیلی که به نظر من حقانیت این کتاب را بیش از هر کتاب دیگری ثابت می کند توانایی آن در بخشیدن تولد و زندگی و قلب و فکر تازه بوسیله روح القدس می باشد.آنقدر دلايل اثبات حقانيت مسيحيت و كتاب مقدس زياد است كه              بي ايماني به كتاب مقدس و خدا ايمان بيشتري از ايمان به خدا و كتاب مقدس مي طلبد.

 

3-عیسی تاریخی دلیلی بر حقانیت ایمان مسیحی و کلام خدا

امروزه در دنیا نگرشی نو در الاهیات  بوجود آمده است که  عیسی تاریخی را زیر سئوال می برد و به اين طريق اصالت كلام خدا را نيز زير سئوال مي برد.

قابل ذكر است كه علاوه بر انجیل مدارك دیگری در مورد صحت عیسی تاریخی ، شخصیت او و صلیب و قیام او از زبان كسانی كه به او ایمان نداشتند، وجود دارد.

شهادت منابع غیر مذهبی (رومی) :

1-تاسیتوس (55-117 میلادی) مورخ شهیر رومی ، نام و منشاء مسیحیان را به" كریستوس" مسیح نسبت می دهد كه در زمان حكومت امپراطور "تیبربوس" توسط فرماندار پنطوس پیلاطوس به مرگ محكوم شد .

2-پلینی در سال 112 میلادی طی نامه ای به امپراطور ترا‍ژان در مورد مسیحیان می گوید. " آنها از دروغ ، زنا و دزدی و خیانت در امانت دوری كرده و مسیح را مانند خدا می پرستند و برای او سرود می خوانند."

3-لوسیان(125-190 میلادی) می نویسد. "مسیح در فلسطین مصلوب شد  زیرا این آئین جدید را آغاز كرد . مسیح به شاگردانش می آموخت كه برادر یكدیگرند و باید احكام او را نگاه دارند." لوسیان مسیحیان را برای پرستش آن معلم مصلوب مسخره می كند.

شهادت یهودیان :

4-یوسفوس (37-100 میلادی) یعقوب را برادر عیسای معروف به مسیح می خواند . او مسیح را مرد دانشمندی می داند كه در زمان پیلاطس به اعدام توسط صلیب محكوم شد.

شهادات منابع مسیحی خارج از كتاب مقدس:

نوشته و تصاویر كبوتر ، ماهی ، لنگر و ... در دخمه های كه پناهگاه مسیحیان بود و نیز وجود تقویم مسیحی ، روز یكشنبه و كلیسا و بسیاری شواهد دیگر از جمله حضور زنده مسیح امروز در بین ما ، گواه بر وجود مسیح در تاریخ و در واقعیت می باشد.

وجود عیسی تاریخی مهر محکمی بر حقانیت کلام خدا و مسیحیت و ایمان و تجارب مسیحی است.

 

 

 

بخش دوم: عملکردهای کلام خدا

1-            حکمت :

خودت نیز از کودکی کتاب مقدس را فرا گرفته‌ای. این کتاب به تو حکمت بخشیده تا بدانی که دست یافتن به نجات، از راه ایمان به عیسی مسیح‌امکان پذیر است  در واقع تمام قسمت‌های کتاب مقدس را خدا الهام فرموده است. از این جهت، برای ما بسیار مفید می‌باشد، زیرا کارهای راست را به ما می‌آموزد، اعمال نادرست را مورد سرزنش قرار می‌دهد و اصلاح می‌کند، و ما را بسوی زندگی خداپسندانه هدایت می‌نماید. خدا بوسیله کلامش ما را از هر جهت آماده و مجهز می‌سازد تا به همه نیکی نماییم.  (دوم تیم 15:3-17)

حکمت یعنی کار درست را در زمان و مکان درست ، به طور درست انجام دادن. کلام خدا فکر ما را شفا می دهد و وسعت می بخشد . حکیمانه رفتار کردن الزاما به سواد مربوط نیست.کلام خدا به ما حکمت می بخشد . حکمتی که حتی حکیمان نیز ندارند . اگر می خواهی حکیم باشی کلام خدا را بخوان و اطاعت کن.

2-           نجات :

کتاب مقدس تنها کتابی است که می تواند نجات و حیات جاودان و امید واقعی زندگی پس از مرگ و بهشت را به ما ببخشد . کتاب مقدس قلب سیاه ما را می تواند با خون مسیح سفید و پاک سازد.

3-          کلام خدا :

کتاب های خوبی در دنیا وجود دارد ولی خدا تنها نویسنده یک کتاب است و آن کتاب مقدس (تورات+انجیل) می باشد. آیا نمی خواهی بدانی که خداوند چه گفته است؟ به نظر من هر شخص باسوادی که به کتاب مقدس دسترسی دارد اگر آنرا با دقت نخوانده باشد ، امکان ندارد در بهشت خدا جایی داشته باشد.

4-           تعلیم :

کتاب مقدس به ما روش درست زندگی کردن را یاد می دهد . موفقیت واقعی در ثروت یا معروفیت نیست بلکه در زندگی کردن بر طبق تعالیم خداوند.

5-           توبیخ :

کلام خدا مثل آینه است (یعقوب 2)  و خطاها و اشتباهات ما را نشان می دهد تا ما خود را اصلاح و توبیخ می کند. تمام آن چیزهای که کلام خدا منع کرده و انجام می دهیم گناه است ، همچنین تمام آن چیزهای که کلام خدا به ما گفته که انجام دهیم(مثل كليسا رفتن ، دعا كردن ، كلام خدا را خواندن ، از روح پر شدن ، شاد بودن) و ما انجام نمی دهیم هم گناه است. در خواندن کلام خدا خود را به جای افراد مختلف و شرایط آن زمان بگذاریم تا بهتر کلام خدا را درک کنیم و به خود مربوط سازيم.

6-           مرد خدا کامل گردد:

اراده خدا در زندگی های ما این است که شبیه عیسی مسیح شویم و کلام خدا می تواند ما را متبدل سازد و در تقدس و محبت رشد داده و شبیه مسیح سازد. اگر خدا پدر ماست ، ما فرزندان باید شباهتی با او داشته باشیم و این شباهت از مشارکت بدست می آید ، مشارکتی که در دعا ما با او صحبت می کنیم و او از طریق کلامش با ما صحبت می کند.

7-          کلام پایدار و مطمئن:

و کلام انبیا را نیز محکم تر داریم که نیکومی کنید اگر در آن اهتمام کنید، مثل چراغی درخشنده در مکان تاریک تا روز بشکافد و ستاره صبح در دلهای شما طلوع کند. و این رانخست بدانید که هیچ نبوت کتاب از تفسیر خودنبی نیست. زیرا که نبوت به اراده انسان هرگز آورده نشد، بلکه مردمان به روح‌القدس مجذوب شده، از جانب خدا سخن‌گفتند (دوم پطرس 19:1-21)

خدا مثل انسان نیست که حرفهایش را عوض کند ، کلام خدا و وعده ها و قولهای او مطمئن هستند. او نه با گناهکاران و نه با ایمانداران شوخی دارد . کلام خدا تنها جایی است که می توان 100 % بر آن مطمئن بود. 

8-          نور ، چراغ:

کلام تو برای پایهای من چراغ، و برای راههای من نور است. (مزمور 119:105)

دنیای ما دنیای تاریک گناهان شده است ولی گسترش کلام خدا می توان باعث شود که نور مسیح زندگی مردم را دگرگون سازد . گسترش مسیحیت در دنیا باعث احترام به زنان ، کودکان ، فقرا ، احداث بیمارستانها و  .. گردیده است. کلام خدا توانسته حتی در آفریقا قبیله های آدم خوار را نیز عوض کند.

9-            کلام روح القدس:

کلام خدا ، کلامی معمولی نیست بلکه کلام الهامی از طرف خدا بوسیله روح القدس می باشد و این کلام خدا را از همه کتب دیگر ادیان متمایز می سازد.

10-        نشان دهنده راه (مانع بدعتها):

به چه چیز مرد جوان راه خود را پاک می‌سازد؟ به نگاه داشتنش موافق کلام تو . (مزمور 119:9)

خیلی از مردم متولد می شوند و می میرند ، بدون اینکه بدانند برای چه زندگی می کنند. مسیح گفت : "من راه و راستی و حیات هستم .  هیچ‌کس نزد پدر جز به وسیله من نمی آید " (یوحنا 14:6) مسیح می تواند طریق درست زندگی را به ما نشان دهد . امروز جوانان ما نیاز دارند تا با پیروی از مسیح راه درست زندگی را یاد بگیرند. کلام خدا همچنین ما را از بدعتهای مثل شاهدان یهوه ، مورمونها ، علم مسیحی و یگانه انگاران پنطیکاستی و فرقه هاي عجيب و غريب دور نگه می دارد.

کلام خدا عقلانی ترین ، منطقی ترین و احساسی ترین کتاب عالم است.

11-        آورنده تقدس:

الحال شما به‌سبب کلامی که به شما گفته‌ام پاک هستید (یوحنا 15:3)

کلام خدا تقدس می آورد . خواندن ، شنیدن و موعظه کلام خدا باعث نجات ، آزادی ، بوجود آمدن شادی ، امید ، آرامش و محبت و تقدس و پاکی می گردد. هرجا کلام خدا موعظه شود جرم و جنایت کاهش می یابد. مگر می شود خدا صحبت کند و قلبها ریش ریش نگردد . کلام خدا ما را به کلمه خدا مسیح متصل می سازد ، بدون کلام خدا ما به انحراف می رویم و بدون کلام خدا ما رشد صحیحی نخواهیم داشت.

12-       بخشنده تولد تازه:

از آنرو که تولد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیرفانی یعنی به کلام خدا که زنده وتا ابدالاباد باقی است (اول پطرس 1:23)

کلام خدا باعث شده ملیونها انسان تولد تازه پیدا کنند و امروز هم ما وظیفه داریم کلام خدا را بوسیله موعظه یا دادن انجیل و یا فیلم مسیح به دیگران برسانیم و کلام خدا اگر بی غرضانه خوانده شود باعث نجات جانها خواهد گردید.

13-     رشد و تغذیه:

چون اطفال نوزاده، مشتاق شیر روحانی و بی‌غش باشید تا از آن برای نجات نمو کنید . (اول پطرس 2:2)

ما برای رشد و تغذیه نیاز به غذا ، خواب و آب و هوا داریم ، همینطور ما برای رشد روحانی نیاز داریم بطور مستمر از کلام خدا تغذیه شویم تا رشد کنیم. کلام خدا ما را نسبت به خدا شناخت می دهد که بدون آن رشد غیر ممکن است.

14-      محتوی خبر خوش

زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم چونکه قوت خداست، برای نجات هر کس که ایمان آورد (رومیان 1:16)

انجیل برای ماتیمیان پیام تسلی واقعی ، برای اسیران پیام آزادی ، برای گناهکاران پیام محبت و بخشش خدا و برای ناامیدان ، افسردگان و افراد غمگین پیام شادی ، آرامش و امید آینده باشکوه دارد. انجیل قوت خداست پس هیچ گاه از خواندن و یا موعظه آن خجالت نکشیم ، چون ما اخبار خوشی برای دنیا داریم ، اخباری که در کلامش منعکس شده است.

15-      بوجود آورنده ایمان

ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا . (رومیان10 :17)

خیلیها دلشان می خواهد ایمانشان قوی باشد و رشد کند. آنچه کلام خدا به ما می آموزد ، این است که ایمان بوسیله خواندن و شنیدن کلام خدا رشد می کند.آيا مي خواهيد ايمانتان رشد كند؟ كلام خدا را بيشتر بخوانيد. ما وقتی کارهای خدا را در کلامش می خوانیم راحتتر می توانیم به کارهای که می خواهیم در زندگی ما انجام دهد ایمان داشته باشیم.

16-      قوت و پیروزی بر شریر

ای جوانان، به شما نوشتم از آن جهت که توانا هستید و کلام خدا در شماساکن است وبر شریر غلبه یافته‌اید (اول یوحنا 2:14)

کلام خدا به ما قوت برای غلبه بر شریر و وسوسه ها می بخشد. اکثر ایمانداران می خواهند زندگی پیروزمندی داشته باشند ولی نمی توانند. تنها چاره آن کلام خدا است . مسیح بوسیله کلام خدا بر شریر غلبه یافت ، ما هم به این وسیله پیروز خواهیم شد. با حفظ کردن وعده های خدا و ایستادن روی آنها ما می توانیم مسیحیان پیروزمندی باشیم.

17-      زنده و برنده مثل شمشیر

زیرا کلام خدا زنده و مقتدر و برنده تر است ازهر شمشیر دودم و فرورونده تا جدا کند نفس وروح و مفاصل و مغز را و ممیز افکار و نیتهای قلب است، (عبرانیان 4:12)

چون خدای ما زنده است و عمل می کند ، کلام او نیز زنده است و کار می کند. کلام خدا مثل شمشیر تاثیری برنده بر زندگی ها دارد ، آن می تواند زندگی کهنه و گناهان و اسارات و عادات بد ما را از ما جدا کند.

18-      چکش و آتش

خداوند می‌گوید:  آیا کلام من مثل آتش نیست و مانند چکشی که صخره را خرد می کند؟ (ارمیا 23:29)

کلام خدا مثل چکش می تواند سخت ترین قلبها و سرسخت ترین افراد را به زانو در بیاورد و قلب آنها را مثل صخره حوریب بشکافد تا از درون آن نهر روح القدس جاری گردد. کلام خدا همچنین مثل آتش می تواند به زندگی های سرد شده و بی تفاوت مردم گرمایی الهی و معنا ببخشد . کلام خدا مثل آتش می تواند ناخالصیها را از ما دور سازد.

19-       باران و برف

 چنانکه باران و برف از آسمان می‌بارد و به آنجا برنمی گردد بلکه زمین را سیراب کرده، آن را بارورو برومند می‌سازد و برزگر را تخم و خورنده رانان می‌بخشد،  همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بی‌ثمر نخواهدبرگشت بلکه آنچه را که خواستم بجا خواهدآورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهدگردید. (اشعیا 55:10.11)

آیا تا به حال دیده اید باران و برف از ابرها جدا شوند و به زمین نرسند! یا به زمین برسند و تاثیری بر آن نگذارند ! کلام خدا هم غیر ممکن است از دهان خدا خارج شود و بی ثمر باقی بماند. كلام خدا اگر درست موعظه شود با قوت عمل خواهد كرد.

20-       ماندگارتر از جهان

آسمان و زمین زایل می‌شود، لیکن کلمات من هرگز زایل نشود. (مرقس 13:31)

100 سال قبل ما نبودیم و 100 سال بعد ما نیستیم ولی کلام خدا ماندگارتر از این دنیا است، ماندگارتر از قوانین این دنیا (مثل جاذبه ، جذر و مد) . خدا را برای این کلام ارزشمندش شکر کنیم.

نتیجه :

کلام خدا می گوید: "پس هر نجاست و افزونی شر را دورکنید و با فروتنی، کلام کاشته شده را بپذیرید که قادر است که جانهای شما را نجات‌بخشد. لکن کنندگان کلام باشید نه فقط شنوندگان که خود را فریب می‌دهند. زیرا اگر کسی کلام را بشنود و عمل نکند، شخصی را ماند که صورت طبیعی خود را در آینه می‌نگرد. زیرا خود رانگریست و رفت و فور فراموش کرد که چطورشخصی بود ." (یعقوب 1:21-24)

ما نه فقط باید کلام خدا را بخوانیم و بشنویم بلکه باید آنرا درست فهمیده و با ایمان آن را بپذیریم و در زندگی خود عملی کنیم. در زیر برنامه مطالعه سالانه عهد جدید را آورده ام. به این امید که ما اگر می خواهیم مسیحیانی بهتری گردیم راهی دیگری بجز ارتباط بیشتر با کلام او نداریم .

دعا کنیم.

 

برنامه مطالعه سالانه عهد جدید

 

فروردین

لوقا

مهر

اول قرنتیان، یهودا

اردیبهشت

اعمال رسولان

آبان

دوم قرنتیان، غلاطیان،افسسیان

خرداد

فیلیپیان، کولسیان، تیطوس و فلیمون

آذر

مرقس، اول و دوم تسالونیکیان

تیر

یوحنا

دی

مکاشفه

مرداد

رومیان

بهمن

یعقوب،اول و دوم پطرس، اول و دوم و سوم یوحنا

شهریور

متی

اسفند

عبرانیان، اول و دوم تیموتائوس

 

+ نوشته شده در  88/06/30ساعت 8:25  توسط   | 

مقدمه:

خدمات عیسی را می توان به 3 قسمت تعلیم ، موعظه پیغام خوش انجیل ، شفای بیماران و اخراج ارواح پلید تقسیم کرد. امروز می خواهیم در مورد آن تعلیم آسمانی مسیح که ما را بسوی تشبه به او و پدرمان خدا می برد صحبت کنیم. قسمتی را که انتخاب کرده ام باب 5 متی از سخنان مسیح از موعظه بالای کوه (متی5-7) می باشد.

 (دعا کنیم)

 

بخش اصلی:

امروزه ما به دنبال اشخاصی می گردیم که از ما تعریف کنند و به ما بگویند خوشابحالتان. ولی ببینیم مسیح به چه کسانی خوشابحال می گوید. آیا    می خواهید خدا به شما بگوید "خوشابحالتان" ؟ پس بر طبق خواسته های او زندگی کنید.

خوشابحال آنان که نیاز خود را به خدا احساس می‌کنند، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است.

احساس نیاز به خدا یا تشنگی برای خدا و احساس فقر روحانی کردن است که ما را بسوی خدا ، دعا کردن ، کتاب مقدس خواندن و کلیسا آمدن تشویق می کند . من در سالهای زندگی ایمانیم ساعتها انجیل می خواندم و به هر جایکه کلام خدا موعظه می شد می رفتم تا کلام خدا را بشنوم و ایمان دارم که این تشنگی روزهای اول ایمانم بود که باعث شد خداوند زندگیم را برکت دهد و دگرگون سازد و در زندگیم کارهای عظیم بکند. کسانی که نیازی به خدا احساس نمی کنند هرگز وارد ملکوت خدا نخواهند شد. امروز به خدا بگویید که به او محتاجید.

خوشابحال ماتم زدگان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت .

امروزه دنیا و حتی مسیحیان همه را تشویق می کنند که شاد باشند ولی چرا مسیح از غم صحبت می کند . البته مسیحیت با شادی واقعی و کتاب مقدسی نه تنها مخالف نیست بلکه آنرا تشویق نیز می کند ولی زمانی است برای شادی و زمانی برای غم.  ما باید برای گناهانمان ماتم بگیریم ، چون بدون این ماتم توبه ما عمیق نخواهد بود.ما باید در مشکلات و غمهای مردم سهیم باشیم. هر روزه 200 هزار انسان در دنیا می میرد ، چه کسی باید آنها را تسلی دهد ؟ تنها مسیحیانی می توانند ماتمیان را تسلی دهند که خود را شریک دردهای آنها می دانند. امروز در کمتر جلسات کلیسایی اشک         می بینیم در حالیکه ما دوست دارند شادی کنند. امروز کمتر ایماندارانی را می بینیم که برای گناهکاران و مشکلات مردم در قلبش درد عظیم داشته باشد. خوشابحال چنین افرادی ، زیرا از خدا تسلی خواهند یافت. یکی از دلایلی که کشیشان کلیسای ما لباس سیاه می پوشند این است که برای دنیای گناهکار و دردمند غمگینند و خود را از زرق و برق دنیا جدا کرده اند.  

خوشابحال فروتنان، زیرا ایشان مالک تمام جهان خواهند گشت.

مادر ترزا میگوید "فروتن کسی است که نه از تعریف دیگران به خود می بالد و نه از انتقاد دیگران خود را می بازد ، چون نظر خدا در مورد او مهم است نه مردم" . فروتنی را نمی توان از ظاهر مردم فهمید ، فروتنی حالتی در قلب است . آدم فروتن خودخواه نیست و از خود تعریف نمی کند و خود محور نیست . آدم فروتن در معاشرت با آدمهای با فرهنگ و با کلاس و بی فرهنگ و پست از نظر مردم ، یکسان رفتار می کند .از دست آدم فروتن معمولا مردم ناراحت نمی شوند. در حالیکه امروز جنگ بر روی قدرت قرار دارد تا مردم مالک دنیا گردند ولی مسیح مالکیت جهان را به فروتنان قول داده است.

خوشابحال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا سیر خواهند شد.

دنیای که در آن زندگی می کنیم پر از بی عدالتها است ، دولتها و انسانهای قوی بر دولتها و انسانهای ضعیف زور می گویند. بی عدالتی که در دنیا است از نتایج گناه اولیه و تداوم گناه در زندگی روزمره می باشد و عدالت نهایی زمانی برقرار می گردد که آفتاب عدالت (مسیح خداوند) (ملاکی4:2) ظهور کند. ولی ما مسیحیان موظفیم در این جهان نیز برای برقرای عدالت بکوشیم و حداقل خودمان در زندگیمان عدالت را برقرار کنیم. عدالت جنبه شخصی نیز دارد که ما یوسیله خون مسیح و ایمان به او عادل می شویم.

خوشابحال آنان که مهربان و باگذشتند، زیرا از دیگران گذشت خواهند دید.

مهربانی و گذشت امروزه نایاب شده و ما مسیحیان موظفیم که چون خدا با ما مهربان رفتار کرده و از گناهانمان گذشته است ، ما نیز نسبت به دیگران مهربان و با گذشت باشیم.ما باید مخصوصا نسبت به فقیران ، یتیمان ، ضعیفان و مریضان  و ... مهربانانه رفتار کنیم. اگر می خواهیم خدا ما را ببخشد ، ما هم باید دیگران را ببخشیم. امروزه انسانهای زیادی در دنیا وجود دارند که از مهربانی محروم شده اند  و ما موظفیم محبت خدا را با مهربانی خود به آنها نشان دهیم.

خوشابحال پاک دلان، زیرا خدا را خواهند دید .

ما انسانها معمولا به ظاهر نگاه می کنیم و مردم را مورد قضاوت قرار         می دهیم ، ولی خدا به قلب انسانها می نگرد و او همه چیز را در مورد ما  می داند . خدا کسانی را که قلبشان پاک است را خیلی دوست دارد . برای اینکه قلبمان را پاک کنیم ، باید از گناهان خود توبه کنیم و دعا کنیم و کلام خدا را بخوانیم و در زندگیهایمان عملی کنیم و ازگناه و چیزهای قبیح که خداوندمان را ناراحت می سازد ، دوری کنیم. اگر می خواهیم خدا را ببینیم باید زندگی مقدسی داشته باشیم. (عبرانیان12:14)

خوشابحال آنان که برای برقراری صلح در میان مردم کوشش می‌کنند، زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهند شد.

دنیای که در آن زندگی می کنیم پر از جنگ و دعوا است . ما برای تحقق شهوات دلمان در حال جنگیم. ولی خدا می خواهد فرزندانش پیام آوران صلح در دنیا باشند ، صلح بین خدا و انسان و صلح بین انسانها . کشیش کلیسایی ما می گوید "دو نفر که باهم می جنگند هر دو احمقند ، چون اگر کسی حکیم باشد هرگز جنگ نخواهد کرد" همچنین ما بعنوان فرزندان خدا موظفیم برای برقراری صلح و آرامش در دنیا نیز دعا کنیم.

خوشابحال آنان که به سبب نیک کردار بودن آزار می‌بینند، زیرا ایشان از برکات ملکوت آسمان بهره مند خواهند شد.  هرگاه بخاطر من شما را ناسزا گفته، آزار رسانند و به شما تهمت زنند، شاد باشید.  بلی، خوشی و شادی نمایید، زیرا در آسمان پاداشی بزرگ در انتظار شماست. بدانید که با پیامبران گذشته نیز چنین کردند.

مسیح گفت"بدون دلیل از من نفرت دارند" و "چون از من نفرت داشتند ، از شما نیز نفرت خواهند داشت" . دنیا چون کارهایش بد است و حضور و حرفهای ما باعث می شود آنها این را بفهمند ، از نور و ما متنفر می گردند. ولی خوشحال باشید هر موقع مردم شما را مسخره می کنند و به جمع خود راه نمی دهند و یا هر سخن دروغی را به شما می گویند . بدانید که با شما نیز مثل پیامبران رفتار می شود و پاداشی بزرگ در انتظار شماست.

به این امید که این خوشابحالها نسیب ما و همه ایمانداران گردد.

شما نمک جهان هستید و به آن طعم می‌بخشید. اما اگر شما نیز طعم خود را از دست دهید، وضع جهان چه خواهد شد؟ در اینصورت، شما را همچون نمکی بی‌مصرف دور انداخته، پایمال خواهند ساخت.

مسیح ما را به نمک تشبیه می کند . نمک دو خاصیت و کاربرد مهم دارد .      1- به غذا طمع می دهد 2- از فساد جلوگیری می کند.                             حتی خوشمزه ترین غذاها بدون نمک بی مزه و قابل خوردن نیستند ، همینطور دنیا نیز بدون حضور فرزندان خدا و کلیسا برای خدا قابل تحمل نیست . چون دنیا در نااطاعت از خدا  زندگی می کند و ما باید مثل نمک با حضورمان در دنیا بر آن تاثیر بگذاریم. نمک همچنین جلوی فساد را می گیرد . در دنیای امروز فساد با سرعت سرسام آوری در حال رشد است و تنها مسیحیان واقعی هستند که با زندگی مقدس خود می توانند مانع رشد این فساد گردند. اگرما طعم و خاصیت فساد زدایی خود را از دست بدهیم واقعا دیگر بدرد نمی خوریم. دعا کنیم که خداوند ما را مثل نمک موثر گرداند.

شما نور جهان می‌باشید. شما همچون شهری هستید که بر تپه‌ای بنا شده و در شب می‌درخشد و همه آن را می‌بینند.  چراغ را روشن نمی‌کنند تا آنرا زیر کاسه بگذارند، بلکه روی چراغدان، تا کسانی که درخانه هستند از نورش استفاده کنند.  پس نور خود را پنهان مسازید، بلکه بگذارید نور شما بر مردم بتابد، تا کارهای نیک شما را دیده، پدر آسمانی‌تان را تمجید کنند.

عیسی گفت :"من نور عالم هستم ، هر کس از من پیروی کند در ظلمت ساکن نشود بلکه نور حات را یابد." و خیلی با شکوه است که عیسی به ما نیز می گوید"شما نیز نور عالم هستید" آیا ما به خودمان به عنوان نور عالم نگاه می کنیم؟! نور تاریکها را روشن می سازد. ما نیز باید با حضور و زندگی و حرفهایمان در قلب تاریکی گناه نور نجات و امید و حیات تازه را روشن کنیم. یک شمع کوچک می تواند محیط تاریک بزرگی را روشن سازد و هر یک از ما به عنوان شمعهای کوچک در محیط اطراف خود هستیم . نور می تواند راه را به مردم نشان دهد. در تاریکی مردم نمی دانند به کدام سو باید بروند ولی وقتی نور مسیح بر مردم بتابد همگی بسوی یگانه راه نجات و راستی (عیسی مسیح) گام بر می دارند. نور خود را مخفی نسازیم ، بگذاریم دیگران کار خدا را در ما ببینند. شهادت زندگی خود را به دیگران بگوییم ، دعاهای را که خدا جواب داده به دیگران بگوییم تا بوسیله همه اینها پدر آسمانیمان جلال یابد و همه دنیا پدر ما خالق جهان را بپرستند.

 گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات موسی و نوشته‌های سایر انبیاء را منسوخ کنم. من آمده‌ام تا آنها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم.  براستی به شما می‌گویم که از میان احکام تورات، هر آنچه که باید عملی شود، یقیناً همه یک به یک عملی خواهند شد.  پس اگر کسی ازکوچکترین حکم آن سرپیچی کند و به دیگران نیز تعلیم دهد که چنین کنند، او در ملکوت آسمان از همه کوچکتر خواهد بود. اما هر که احکام خدا را اطاعت نماید و دیگران را نیز تشویق به اطاعت کند، در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود.  این را نیز بگویم که تا شما بهتر از علما و پیشوایان دین یهود نشوید، محال است بتوانید وارد ملکوت آسمان گردید.

شریعت آن چیزی بود که خدا از انسان می خواست ولی انسان با نااطاعتی از آن برای خود لعنت و جهنم را به ارمغان آورد ، بنابرین مسیح آمد تا شریعت را کامل نماید (نه آنکه تغییر دهد) مسیح زیر شریعت متولد شد و با اجرا و اطاعت کامل از شریعت با مرگ و خون خود عهدی با ما بست و این عهد ، عهد جدید و این راه ، راه فیض و ایمان است که تمام کسانی که به مسیح ایمان می آورند فرزندان خدا می گردند و بوسیله روح القدس قوت می یابند تا زندگی خداپسندانه مسیحی داشته باشند. تکمیل شریعت در محبت نسبت به خدا و خود و دیگران نهفته است و ما باید در محبت از علما و پیششوایان دینی یهود پیشی بگیریم تا شایسته ورود به ملکوت خدا باشیم.

گفته شده است که هر کس مرتکب قتل شود، محکوم به مرگ می‌باشد.  اما من می‌گویم که حتی اگر نسبت به برادر خود خشمگین شوی و براو فریاد بزنی، باید تو را محاکمه کرد؛ و اگر برادر خود را ابله خطاب کنی، باید تو را به دادگاه برد؛ و اگر به دوستت ناسزا گویی، سزایت آتش جهنم می‌باشد. پس اگر نذری داری و می‌خواهی گوسفندی در خانه ء خدا قربانی کنی، و همان لحظه بیادت آید که دوستت از تو رنجیده است،  گوسفند را همانجا نزد قربانگاه رها کن و اول برو و از دوستت عذرخواهی نما و با او آشتی کن؛ آنگاه بیا و نذرت را به خدا تقدیم کن.  هرگاه کسی از تو شکایت کند و تو را به دادگاه ببرد، کوشش کن پیش از آنکه به دادگاه برسید و قاضی تو را به زندان بیندازد، با شاکی صلح کنی؛  و گر نه، در زندان خواهی ماند و تا دینار آخر را نپرداخته باشی، بیرون نخواهی آمد.

مسیح در این سری احکامش " گفته شده است ...  اما من می‌گویم " نشان داد که1-کلام او با کلام خدا برابر است پس او خداست 2- ما حتی اگر گناهی را انجام ندهیم ولی در قلب خود خواهان انجام آن باشیم گناهکار هستیم. مسیح بر عکس تفکر خیلیها مسیحیت را نه فقط آسانتر از یهودیت نساخت بلکه قوانین اخلاقی آن را سخت تر کرد و معیار اخلاقی را تا حد کمالیت و تشبه به خدا بالا برد. ما باید بدانیم برای هر حرفی که می زنیم ، هر فکری که می کنیم و هر عملی که انجام می دهیم باید در مقابل تخت داوری خدا جواب بدهیم. حرفها ، اعمال و فکرهای بد ما باعث می شود که دعاهای ما شنیده نگردد . وقتی ما در قلبمان می خواهیم کسی وجود نداشته باشد آیا این قتل نیست؟ وقتی به کسی توهین می کنیم ، آیا باعث نایودی شخصیت او نمی گردیم و نفرت و عصبانیتی که از خود نشان می دهیم آیا از شیطان نشات گرفته نیست؟ اجازه دهیم  خداوند قلب و زبان ما را تغییر دهد و فرزندانی سازد که خود می خواهد. کلام خدا می گوید "در خشم سست باشید زیرا خشم انسان عدالت خدا را انجام نمی دهد. "در موقع خشم با صبر و محبت مسیحی رفتار کنیم. تصمیمات عجولانه نگیریم چون شاید چیزهای را خراب کنیم که دیگر بنای آنها خیلی سخت و گاهی غیر ممکن باشد. ما بعلت اینکه خودخواه هستیم خشمگین می شویم ولی وقتی از محبت واقعی خدا پر گردیم با محبت عمل خواهیم کرد.

گفته شده است که زنا مکن.  ولی من می‌گویم که اگر حتی با نظر شهوت آلود به زنی نگاه کنی، همان لحظه در دل خود با او زنا کرده‌ای.  پس، اگر چشمی که برایت اینقدر عزیزاست، باعث می‌شود گناه کنی، آن را از حدقه درآور و دور افکن. بهتر است بدنت ناقص باشد، تا این که تمام وجودت به جهنم بیفتد.  و اگر دست راستت باعث می‌شود گناه کنی، آن را ببر و دور بینداز. بهتر است یک دست داشته باشی، تا اینکه با دو دست به جهنم بروی.

زنا امروزه و مخصوصا در قرن 20.21 برای بسیاری بتی شده است که بدون آن نمی توانند زندگی کنند. کتاب مقدس چه در عهد عتیق و چه در عهد جدید زنا و انواع آن را بسختی محکوم و زناکار را در عهد عتیق شایسته سنگسار و در عهد جدید شایسته جهنم می داند. هرگونه رابطه جنسی بجز رابطه جنسی در چارچوب ازداواج زنا است. ولی مسیح می گوید حتی نظر شهوت آلود که از فکر شهوت آلود می آید نیز زنا است. مسیحیت تماشای فیلمها و عکسهای مستهجن را گناه و زنا می داند .آیا با این وجود کسی می تواند ادعا کند که تا حالا هرگز فکر زنا آلودی نداشته است ؟ولی خدا را شکر که خدا می خواهد زناکاران هم توبه کنند و نجات یابند. ما قدرت پیروزی بر افکار شریر و شیطانی را دارم. این افکار می آیند و این گناه نیست ولی وقتی ما این افکار را نمی رانیم و می پذیریم گناه شروع می شود. مسیح در اینجا از زبان استعاره استفاده می کند و نشان می دهد که نداشتن چشم و نداشتن دست بهتر است از اینکه با زنا به جهنم برویم. پس از زنا بگریزیم و چشمانمان را تقدیس کنیم و به هر آنچه زیباست بنگریم. اگر تا امروز در این مورد گناه کرده ایم حال توبه کنیم و از روح القدس بخواهیم به ما کمک کند تا زندگی مسیحی خداپسندانه ای داشته باشیم.

گفته شده است: اگر کسی می‌خواهد از دست زنش خلاص شود، کافی است طلاقنامه‌ای بنویسد و به او بدهد.  اما من می‌گویم هر که زن خود را بدون اینکه خیانتی از او دیده باشد، طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر کند، آن مرد مقصر است زیرا باعث شده زنش زنا کند؛ و مردی نیز که با این زن ازدواج کرده، زناکار است.

در مسیحیت طلاق ، صیغه ، تعدد زوجها ، ازدواج موقت ، رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج و باهم زندگی کردن بدون ازدواج در کلیسا ، گناه است . یک مرد با یک زن در کلیسا محبت و وفاداری خود را در حضور خدا و فامیل و آشنایان بهم اعلام می کنند و یک بدن می گردند تا با همدیگر تا آخر عمر زندگی کنند و باهم دیگر خدا را خدمت کنند. در کلیسای ما ازدواج جزء یکی از 7 آئین کلیسایی است. آنچه خدا پیوست انسان حق ندارد جدا کند ، خدا به ما قبل از ازدواج اختیار کامل داده است تا با عقل خود و علاقه که داریم هر که را می خواهیم انتخاب کنیم ولی بعد از انتخاب دیگر بازگشتی وجود ندارد. البته موارد معدودی مثل زنای یکی از طرفین و  سقط جنین بچه بدون اطلاع شوهر و .... وجود دارد که در این موارد کلیسا طلاق را جایز می داند.

باز گفته شده که قسم دروغ نخور و هرگاه به نام خدا قسم یاد کنی، آن را وفا کن.  اما من می‌گویم: هیچگاه قسم نخور، نه به آسمان که تخت خداست،  و نه به زمین که پای‌انداز اوست، و نه به اورشلیم که شهر آن پادشاه بزرگ است؛ به هیچیک از اینها سوگند یاد نکن.  به‌سر خود نیز قسم مخور، زیرا قادر نیستی مویی را سفید یا سیاه گردانی.  فقط بگو: "بلی" یا "نه". همین کافی است. اما اگر برای سخنی که می‌گویی، قسم بخوری، نشان می‌دهی که نیرنگی در کار است.

در مسیحیت دروغ مصلحتی وجود ندارد . متاسفانه در کشور ما دروغ خیلی رایج است و ما به راحتی دروغ می گوییم و براحتی قسم می خوریم و باز دروغ می گوییم. ولی مسیح می گوید سخن شما راست باشد و نیازی به قسم نیست و اگر دیگران حرف شما را قبول نمی کنند مشکل آنهاست نه شما. بله ما بله باشد و نه ما نه. ما باید یاد بگیریم مثل مرد روی تصمیماتی که می گیریم بیاستیم. من و صمیمی ترین دوستم که باهم توبه کردیم ، او همشه قبل از توبه اش قسم می خورد و ما در روزهای اول ایمانمان مقرر کردیم که هرکس از ما گناه خاصی را بکند مبلغی خاص به عنوان جریمه به کلیسا پول بدهد و در زمان کوتاهی قسم خوردن او به طور کامل از بین رفت. ما هیچ نیازی به قسم خورد برای اثبات حرفهایمان نداریم. ما بعنوان مسیحیان باید حرف و عملمان یکی باشد.

گفته شده که اگر شخصی چشم کسی را کور کند، باید چشم او را نیز کور کرد و اگر دندان کسی را بشکند، باید دندانش را شکست.  اما من می‌گویم که اگر کسی به تو زور گوید، با او مقاومت نکن؛ حتی اگر به گونه ء راست تو سیلی زند، گونه ء دیگرت را نیز پیش ببر تا به آن نیز سیلی بزند.  اگر کسی تو را به دادگاه بکشاند تا پیراهنت را بگیرد، عبای خود را نیز به او ببخش.  اگر یک سرباز رومی به تو دستور دهد که باری را به مسافت یک میل حمل کنی، تو دو میل حمل کن.  اگر کسی از تو چیزی خواست، به او بده؛ و اگر از تو قرض خواست، او را دست خالی روانه نکن.

این قسمت زیاد مورد سوء تفاهم بین دیگران شده است. ولی اگرخدا با ما بر حسب محبت و بخشش رفتار می کند نه انتقام و تلافی . چرا ما انسانها نباید بجای انتقام و تلافی همدیگر را ببخشیم؟ این قسمت نه تنها ضعف مسیحیت را نشان نمی دهد بلکه منحصربفرد بودن و برتری مسیحیت را . درحالیکه همه می گویند سیلی را باید با سیلی جواب داد ، ولی مسیح راه دیگری دارد و آن راه محبت است. اگر ما سیلی را با سیلی جواب دهیم هیچ مزیتی به سیلی زننده نداریم ولی محبت می تواند باعث توبه او گردد. البته این قسمت ربطی به دفاع از خود یا کشور ندارد ، ما باید در مقابل متجاوزین بیاستیم اگر راهی برای صلح نبود ولی در مسائل شخصی همواره باید با محبت و بدون انتقام رفتار کنیم. ما باید بیش از آنچه دیگران از ما می خواهند انجام دهیم ، چنین رفتاری ما را متمایز و مثل فرزندان خدا می سازد و ما را بسوی کامل بودن سوق می دهد. چون خدا گناهان عظیم ما را بخشیده است ، ما هم همدیگر را ببخشیم و محبت کنیم. سخن زیبایی است که می گویند "لذتی در بخشش است که در انتقام نیست." بیایید با این معیار زندگی کنیم.

شنیده اید که می‌گویند با دوستان خود دوست باش، و با دشمنانت دشمن؟  اما من می‌گویم که دشمنان خود را دوست بدارید، و هر که شما را لعنت کند، برای او دعای برکت کنید؛ به آنانی که از شما نفرت دارند، نیکی کنید، و برای آنانی که به شما ناسزا می‌گویند و شما را آزار می‌دهند، دعای خیر نمایید.  اگر چنین کنید، فرزندان راستین پدر آسمانی خود خواهید بود، زیرا او آفتاب خود را برهمه می‌تاباند، چه بر خوبان، چه بر بدان؛ باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می‌باراند.  اگر فقط آنانی را که شما را دوست می‌دارند، محبت کنید، چه برتری بر مردمان پست دارید، زیرا ایشان نیز چنین می‌کنند. اگر فقط با دوستان خود دوستی کنید، با کافران چه فرقی دارید، زیرا اینان نیز چنین می‌کنند.  

مسیح در اینجا با اشاره به اینکه حتی دزدان و گناهکاران هم دوستان خود را دوست دارند ، معیار بلندتری را به ما معرفی می کند و می گوید اگر           می خواهید از گناهکاران بهتر باشید ، حتی دیگرانی را که شما را دوست ندارند و حتی دشمنتان هستند نیز دوست بدارید . کسانی که شما را لعنت می کنند و از شما متنفرند دوست بدارید . اگر می خواهیم فرزندان خدا باشیم  باید مطابق معیارهای او زندگی کنیم ، او خدای است که آفتاب و باران و رحمتهای خود را از گناهکاران دریغ نمی دارد .

نتیجه :

پس شما کامل باشید، همانگونه که پدر آسمانی شما کامل است.

و در آخر مسیح بالاترین معیار را به ما معرفی می کند ، کامل مثل پدر آسمانیمان . انسان به صورت خدا آفریده شد ولی در اثر گناه از آن دور شد ولی در مسیح عیسی ما دوباره خوانده شده ایم تا شبیه مسیح خداوند و پدر آسمانیمان باشیم و این کار را روح القدس در ما انجام می دهد . برای تحقق این هدف در زندگیمان 1- باید کلام خدا را هر روزه بخوانیم و در اطاعت از فرامین آن با قوت روح القدس زندگی کنیم . 2- باید با خدا مشارکت صمیمانه در دعا داشته باشیم و اجازه دهیم خدای تغییرناپذیر در دعا ما را به شکل خود سازد .ما اگر با خدا زندگی کنیم ، کم کم شبیه او خواهیم شد .  3- همواره به خانه خدا بیاییم و در مشارکت با دیگر ایمانداران و فرزندان خدا با فروتنی اشتباهات خود را پذیرفته و خود را بیشتر اصلاح کنیم.

(دعا کنیم)

 

+ نوشته شده در  88/04/29ساعت 16:57  توسط   | 

 

قرائت از کلام :

آنها گفتند: "ما آمده‌ایم که تو را دستگیر کنیم و پیش فلسطینیان ببریم." سامسون گفت:"بسیار خوب، امّا قول بدهید که مرا نکُشید."

  آنها جواب دادند: "خیر، تو را نمی‌کشیم. فقط تو را بسته به آنها خواهیم داد." پس آنها دست و پای سامسون را با دو ریسمان نو بستند و از غار بیرون بردند.

 وقتی سامسون به لِحی رسید، فلسطینیان با دیدن او فریاد برآوردند. در همان لحظه روح خداوند به او قدرت بخشید و ریسمانهایی که با آنها او را بسته بودند مثل موم که در آتش بسوزد، آب شده به زمین ریختند. آنگاه یک استخوان چانهٔ الاغی را که تازه مرده بود، دید. پس آن را برداشت و با آن هزار نفر را کشت. سامسون گفت:"با استخوان لاشهٔ یک الاغ از کُشته پُشته ساختم،یعنی با استخوان چانه الاغ هزار مرد را کشتم!"

وقتی حرف خود را تمام کرد، استخوان چانهٔ الاغ را به زمین انداخت و آنجا را "تپّهٔ استخوان چانه" نامید.

 در این وقت، سامسون بسیار تشنه شده بود، پس به درگاه خداوند دعا کرده گفت: "امروز به این بنده‌ات، افتخار آن را دادی که قوم اسرائیل را نجات بدهم. آیا اکنون باید از تشنگی بمیرم و به دست این کافران بیفتم؟"  آنگاه خداوند گودالی را که در آنجا بود شکافت و از آن آب جاری شد. وقتی ‌که از آن آب نوشید، جان تازه‌ای گرفت و حالش بجا آمد. به این خاطر آنجا را عین حقوری (یعنی چشمهٔ کسی‌که دعا کرد) نامید که تا به امروز در لِحی باقی است.

 سامسون در زمان فلسطینیان مدّت بیست سال بر اسرائیل حکومت کرد.

(دعا کنیم.)

 

مقدمه :

ساسمون حدود 1200 سال قبل از میلاد مسیح می زیست ، او در زمانی می زیست که داوران بر اسرائیل حکومت می کردند. یعنی بعد از موسی و یوشع (حدود 1400-1300 سال ق م) و قبل از سموئیل و شائول و داود (حدود 1100-1000 ق م ) داوران حدود 300 سال بر اسرائیل حکومت می کردند. کتاب داوران از 14 داور صحبت می کند. داستان سامسون در کتاب داوران باب 13-16 نوشته شده است.

داوران در زمانی که بعلت گناه و شرارت اسرائیل اقوام دیگر بر آنها حمله می کردند از طرف خدا انتخاب می شدند تا وقتی که قوم توبه می کنند ، آنها را از دست دشمنانشان آزاد سازند. کار داوران هدایت قوم به راه صحیح ، رهبری در مبارزات و گرفتن تصمیمات درست بود.

مانوح و زنش که نازا بود قرار بود مثل بسیاری  از قهرمانان کتاب مقدس بعد از دوران نازایی پسری بدنیا آورد . فرشته خداوند (که در اینجا خداوند و عیسی مسیح قبل از تجسم است) (گاهی در عهد عتیق اصطلاح " فرشته خداوند" همان خداوند ما مسیح قبل از تجسم است ، در مواردی که فرشته پرستش را می پذیرد می توان از آن مطمئن بود ، البته باید مراقب باشیم و هر جا فرشته خداوند دیدیم منظور مسیح نیست) به مانوح و زنش می گوید که "پسری خواهند داشت " و آن پسر از شکم مادرش نذیره خواهد بود و شراب نخواهد نوشید . شرایط فرد نذیره در تثنیه 1:6-21آمده است :" وقتی که زنی یا مردی به طریق خاص، نذر کرده، خود را وقف خدمت خداوند نماید، از آن پس او در تمامی مدتی که خود را وقف خداوند نموده است، نباید به مشروبات الکلی یا شراب و یا حتی شراب تازه، آب‌انگور، انگور یا کشمش لب بزند. او نباید از چیزهایی که از درخت انگور بدست می‌آید، از هسته گرفته تا پوست آن بخورد. در تمامی آن مدت، او هرگز نباید موی سرش را بتراشد. او مقدس و وقف خداوند شده است، پس باید بگذارد موی سرش بلند شود ..." بنابرین سامسون به دنیا آمد و خدا او را برکت داد و و روح خداوند در او کار می کرد.

وقتی زندگی سامسون  را تنها بعنوان تاریخ بخوانیم ، شاید جزء مسائلی عاشقانه در فردی دنیوی و خشن و قدرتمند چیز دیگری نبینیم ، ولی روح القدس می تواند از لابلای این اتفاقات درسهای مهمی به ما بدهد.مبارزه با دشمنان در عهد عتیق را باید در عهد جدید و زندگی خودمان به معنی مبارزه با شیطان و نیروهای ظلمت ، دنیا و انسانیت کهنه معنا کنیم.سامسون اگرچه مرتکب اشتباهات فراوانی شد و گاهی رفتاری کاملا دنیوی از خود نشان داد ولی او پر از غیرت و روح القدس بود. ما نباید همه چیز زندگی شخصیتهای کتاب مقدس را الگو قرار دهیم بلکه ما باید از کارهای درست آنها بیاموزیم و از کارهای اتباه آنها دوری کنیم.

عاشق شدن سامسون روی یک دختر فلسطینی ، دریدن یک شیر ، طرح معما در عروسی و بهم خوردن عروسی  و انتقام سامسون وقایعی است که قبل از این رویداد که امروز می خواهیم در موردش صحبت کنیم اتفاق می افتد. بقیه وقایع زندگی سامسون را می توانید در خانه خودتان بخوانید.

 

بخش اصلی:

بعد از بهم خوردن عروسی و اینکه سامسون انتقامی سخت از فلسطینها گرفت ، سامسون نزد اسرائیلها رفت و

* اسرائیلیان گفتند: "ما آمده‌ایم که تو را دستگیر کنیم و پیش فلسطینیان ببریم." سامسون گفت:"بسیار خوب، امّا قول بدهید که مرا نکُشید."  آنها جواب دادند: "خیر، تو را نمی‌کشیم. فقط تو را بسته به آنها خواهیم داد." پس آنها دست و پای سامسون را با دو ریسمان نو بستند و از غار بیرون بردند.

ما هم بیشتر وقتها بسته می شویم و تا وقتی که بسته هستیم ، هیچکاری نمی توانیم بکنیم. در دعا ، در کلام  ، در خدمت و بشارت ، در مبارزه با گناه مغلوب و افسرده و نامید و ضعیف و شکست خورده هستیم . در حالت بسته شده ما بی محبت ، بی غیرت و بی تفاوت و سرد از نظر روحانی هستیم. آن چیزی که ما را می بندد شیطان ، دنیا و انسانیت کهنه ماست . افکار و حرفها و اعمال پلید ما را در اسارت دشمن نگاه می دارد . گاهی متاسفانه ما با وجود اقتدار و پیروزی که بوسیله مسیح بر شریر داریم ،خودمان ، خودمان را تسلیم شیطان می سازیم. خیلی ناراحت کننده است که برادران و اطرافیان و قوم خودسامسون او را تسلیم دشمن نمودند. متاسفانه گاهی چنین اتفاقاتی در کلیسا نیز می افتد و ایمانداران و کلیسا ما را می بندند و اجازه خدمت و رشد را به ما نمی دهد. گاهی خداوند در ما آتشی بر می افروزاند تا کاری برای نجات جانها و قوم خدا انجام دهیم ولی ایمانداران شاید ما را به غرور و یا رویایی بودن توبیخ کنند و ما را بسته و بی ثمر نگه دارند. متاسفانه دعاها و خدمات ما خیلی بی ثمر شده است و خیلی از ایمانداران به همین موعظه شنیدن و کارهای کلیسایی را کردن عادت کرده اند و وقتی خداوند بوسیله روحش کسی را بر می انگیزاند تا کاری انجام دهد ، آنها چون بوسیله ترس هدایت می شوند سعی می کنند مانع او شوند. ولی ما باید بدانیم که وضعیت روحانی ما الان طبیعی نیست ، زیرا اگرچه شبیه ایمانداران دیگر است ولی شبیه عهد جدید و کلام خدا نیست ، بنابرین باید کاری کرد و اجازه نداد نه شریر و نه هیچ کس دیگری مانعی در راه کار خدا گردد . خدا برای هر یک از ما هدف خاصی دارد و هیچکس نمی تواند جلوی این هدف را در زندگی ما بگیرد جز خودمان. من ایمان دارم که اگر مسیحیان توبه کنند و مسیحی واقعی گردند بی ایمانان اتوماتیک وار به نزد مسیح خواهند آمد. پس اجازه ندهیم هیچ کس ما را ببندد.

 

 * وقتی سامسون به لِحی رسید، فلسطینیان با دیدن او فریاد برآوردند.

شیطان و دشمن وقتی ما را بسته می بیند نعره شادمانی می زند. ما باید طوری زندگی کنیم که خدا را شاد و شیطان را ناراحت و ناامید سازیم ولی متاسفانه گاهی ما دقیقا برعکس عمل می کنیم. متاسفانه ما  که بوسیله خون مسیح خریده شده ایم تا مال خدا باشیم خیلی وقتها خود را به شیطان می فروشیم و شیطان را شاد می سازیم ، ما با تخفیف در حقایق الهی و عملی نکردن کلام خدا در زندگیمان و عدم جنگ با شیطان ، او را شاد می کنیم . می دانید در آن زمان خداوندمان که برای نجات ما جان داد چه کار می کند ، برای ما می گرید. آیا بین ما کسی است که بخواهد خداوندمان را ناراحت کند و به گریه بیندازد؟ پس چرا گناه می کنیم؟ تا به کی می خواهیم اسیر شیطان و دنیا باقی بمانیم؟ تا به کی می خواهیم بی ثمر و کم ثمر باقی بمانیم؟ توبه کنیم چون با هر توبه حقیقی در آسمان جشن عظیمی برگذار می شود و مانع از شادی شیطان دشمن ما و خدا می گردیم.

 

 * در همان لحظه روح خداوند به او قدرت بخشید و ریسمانهایی که با آنها او را بسته بودند مثل موم که در آتش بسوزد، آب شده به زمین ریختند.  

خدا را شکر برای قوت خدا و اینکه آنجا که روح خدا است آنجا آزادی است (دوم قرنتیان 3:17) روح خدا می تواند و می خواهد ما را از همه اسارتهایمان که ما را بسته نگه می دارد آزاد سازد ، از همه گناهان و از همه آسیبهای گذشته . پیغام انجیل پیغام آزادی است ، آزادی به فیض پدر بوسیله خون پسر خدا و کار روح القدس. سامسون بوسیله روح القدس آزادی ، پیروزی و تشنگی و بیداری روحانی را تجربه کرد ، ما هم خوانده شده ایم که با روح القدس صمیمی تر گردیم.با او مشارکت برقرار سازیم ، با او مخالفت نکنیم و او را محزون نسازیم . روح القدس تنها کسی است که می تواند ما را آزاد و مقدس سازد و آزاد و مقدس نگه دارد. اما چگونه ما اجازه دهیم که روح القدس در ما عمیقتر کار کند؟ حضور خدا بهترین جایی است که می توانیم پر از روح القدس گردیم . ما باید یاد بگیریم در حضور خدا بمانیم تا آزادی ، قوت و تسلی او را بیابیم. ما باید یاد بگیریم همیشه با خدا ملاقات کنیم ، چون تنها منبع قوت ما در این ملاقات است.

 

* آنگاه یک استخوان چانهٔ الاغی را که تازه مرده بود، دید. پس آن را برداشت .

من چانه الاغ تازه را به کلام خدا تشبیه می کنیم ، چون کلام خدا نیز مثل این چانه مفید و موثر و تازه است و همچنین چانه وسیله برای حرف زدن و کلام است. بکار بردن کلام خدا در زندگی خود می تواند باعث پیروزی روحانی گردد. دانستن کلام خدا بطور درست خیلی عالی است و من به شما شدیدا توصیه می کنم که با کلام خدا این منبع قدرت ما صمیمی تر گردید ، ولی عمل کردن بر طبق آن قدرت دارد نه فقط اطلاعات تئوری از کلام خدا داشتن. ما باید بدانیم که هر روز و هر ثانیه زندگی ما مبارزه است و اگر در فکر و روح ما خدا و کلامش نباشد ، شیطان می آید و با دروغها و افکار پلیدش ما را مغلوب می سازد و ایمان ، امید ،شادی ، آرامش ، محبت و زندگی پیروزمند ما را می رباید، آنچنانکه متاسفانه از خیلی از ایمانداران و کلیساها ربوده است. کلام خدا می گوید شما برشریر غلبه یافته اید چون کلام خدا در شما ساکن است .(اول یوحنا 2:14) مسیح هم بوسیله کلام خدا بر شریر غلبه یافت. ما هم به همین وسیله باید پیروز گردیم. امروز هم کلام خدا عملکردی مثل شمشیر (عبرانیان4:12) و مثل چکش و آتش (ارمیا 23:29 ) دارد. کلام خدا را در زندگی خود بکار ببریم و پیروزی خدا را ببینیم.

 

* و با آن هزار نفر را کشت.

خیلی وقتها مشکلات ما ، ما را خیلی ناراحت می سازند و شادی و ایمان ما را می ربایند . مثل خارها در مثل عیسی کلام خدا و زندگی مسیحی را در ما خفه و متوقف می سازند. هزار دشمنی که سامسون داشت و همه آنها را کشت و شکست داد سمبلی از تمام گناهان ، مشکلات و اسارتها و موانع در زندگی مسیحی ما می تواند باشد. ما گاهی مسائلمان را بزرگتر از آن چیزی که هستند می کنیم و فراموش می کنیم که خدای ما خیلی خیلی بزرگتر از مشکلاتمان است و ما قوت پیروزی بر همه موانع را داریم. افسردگی ، غصه ، ترس ، درد و مرض ، گناه و اسارت و فشارهای مختلف زندگی شاید موانع ما در رشد و خدمت بهتر در خداوند باشند. 1000 دشمن شوخی نیست و عدد کمی نیست ولی ما بارها در کلام خدا می بینیم که تعداد کمی از فرزندان خدا چگونه بر تعداد خیلی بیشتری از دشمنان غلبه پیدا می کنند. من مطمئنم که همه مشکلات و گناهان و اسارتهای ما از 1000 تا کمتر است بنابرین برای ما امیدی هست ، (ارمیا 31:17) اگر سامسون در عهد عتیق بر دشمنانش پیروز گشت چقدر بیشتر ما امروز فرزندان عهد جدید به فیض الهی می توانیم زندگی پیروزمند مسیحی داشته باشیم و بر همه مشکلاتمان فائق آئیم. من مطمئنم که سامسون یکی یکی دشمنانش را از بین برد ، ما هم با تشخیص مشکلات و گناهانمان باید همه آنها را یکی یکی از جلوی راهمان برداریم.حسادت ، افکار پلید ، عدم روح دعا و پرستش و بشارت، غرور و خودخواهی ، نفرت ، مشکلات شغلی و درسی ، مشکلات مربوط به ازدواج و خانواده ، مشکلات اقتصادی ، بیماری و .... مشکلات و دشمنان ما هستند که باید آنها را حل کنیم تا بتوانیم با تمام فکر و قلب و توان خدا را دوست داشته باشیم و از او اطاعت کنیم. مشکل ما هر چه می خواهد باشد مهم نیست چون همان روحی که درون سامسون بر دشمنانش پیروزی داد ، همان روح با همان قوت امروز درون ما کار می کند. کلام خدا در فیلیپیان 4:13 می گوید : " قدرت هرچیز را دارم در او که مرا نیرو می‌بخشد " پس با این ایمان بدانیم که خوانده شده ایم که زندگی پیروزمندانه مسیحی داشته باشیم و مثل ساسمون بیاستیم و مشکلات و ذشمنانمان را شکست دهیم.

 

*  در این وقت، سامسون بسیار تشنه شده بود 

ما تا تشنه و عاشق خداوند نباشیم نمی توانیم مسیحی کتاب مقدسی باشیم . این تشنگی روحانی است که باعث می شود ما هر یکشنبه کلیسا بیایم ، در مراسم عشاء ربانی شرکت کنیم ، کلام خدا را بخوانیم ، دعا کنیم  و همیشه بطور مستمر با دیگران در مورد منجی و خداوندمان صحبت کنیم. تشنگی روحانی باعث می شود از حضور خدا لذت ببریم و هر روزه با یاد آوری کلام خدا با شریر مقابله کنیم و کلام خدا را در زندگیمان اجرا کنیم. عیسی مسیح این تشنگی را داشت که از صبح تا شب وقتش را با موعظه ، تعلیم ، شفا و اخراج ارواح می گذراند و شب تا صبح دعا می کرد تا جایکه وقتی برای غذا خوردن و حتی استراحت نداشت. پولس هم تشنگی عظیم داشت که کلام خدا را در همه اروپا موعظه کرد و یکروز از صبح تا نصف شب موعظه می کرد. (اعمال 20:7) از خداوند بخواهیم که به ما نیز تشنگی عظیمی بدهد.

 

*  پس به درگاه خداوند دعا کرده گفت: "امروز به این بنده‌ات، افتخار آن را دادی که قوم اسرائیل را نجات بدهم. آیا اکنون باید از تشنگی بمیرم و به دست این کافران بیفتم؟"

نتیجه تشنگی روحانی دعا برای سیراب شدن می باشد. تشنگی روحانی باعث می شود قلب ما برای نجات گناهکاران تکان بخورد و برای شفای مریضان تفکر و دعا کنیم. تشنگی روحانی باعث می شود ما مانند رسولان در کتاب اعمال مسیحی وار زندگی و خدمت کنیم . تشنگی روحانی باعث می شود که ما دعای شفاعت نزد خدا بلند کنیم یعنی برای خودمان ، خانواده مان ، دوستانمان ، فامیلهایمان ، مدرسه و محل کارمان ، کلیسا و قوممان و کشورمان و همه دنیا دعا کنیم و خداوند مطمئنا در جواب این دعاها که از قلبی تشنه بر می افروزد سکوت نمی کند بلکه عمل عظیم او را خواهیم داد. ای کاش خداوند به ما در دعا غیرتی عطا کند که برای دیگران در دعا درد بکشیم ، همانطور که پولس درد عظیم برای دیگران داشت و این درد کمک می کرد که بهتر خدمت کند. ما هم مثل راحیل دعا کنیم "به ما فرزندان بده وگرنه می میریم" (پیدایش 30:1) . اگر امروز مردان و زنانی باشند که در دعا و شفاعت برای دیگران درد بکشند مسلما کلام خدا با قدرتی عظیم و خیلی سریع و بوسیله معجزات گسترش خواهد یافت. بدون درد فرزند بدنیا نمی آید و بدون بها نمی توان برای خدا مفید واقع شد. ما باید یاد بگیریم مردم را در مشکلاتشان ببینیم و سعی کنیم آنها و مشکلاتشان را درک کنیم تا بهتر بتوانیم به آنها خدمت کنیم . ما به عنوان مسیحیان نباید بی تفاوت از کنار مردم و مشکلاتشان و نیازشان به نجات و شفا و آزادی بگذریم. مردم میمیرند و ما بی تفاوت از کنار آنها می گذریم. امروز دعا کنیم که خدا ما را شفا دهد تا در دعا پیروزی بدست آوریم.

وریمآ

 

*  آنگاه خداوند گودالی را که در آنجا بود شکافت و از آن آب جاری شد. وقتی ‌که از آن آب نوشید، جان تازه‌ای گرفت و حالش بجا آمد.

وقتی با تشنگی و ایمان دعا می کنیم می توانیم مطمئن باشیم که خداوند دعای ما را می شنود و حتی شده سنگ را هم می شکافد تا ما سیراب گردیم و جواب دعای خود را بگیریم تا تشنگی ما برطرف گردد. سنگ که خدا از آن طریق ما را سیراب می کند عیسی مسیح خداوند است که وعده داد هر که تشنه است نزد او آید و نه تنها او سیراب خواهد شد بلکه از درون او نیز چشمه های آب زنده جاری خواهد گشت و پیمانه او لبریز خواهد شد تا نه فقط نیاز شخصی خودمان برطرف گردد بلکه بسیاری دیگر نیز سیراب نمائیم.

 

نتیجه :

درسهای که امروز می خواهیم از این موعظه یاد بگیریم و برطبق آن دعا کنیم 1-باید از اسارتها آزاد گردیم و اجازه ندهیم هیچ چیز ما را بسته و اسیر نگه دارد. 2- با اطاعت از کلام خدا و ایمان تمام مشکلات و دشمنانمان را شکست دهیم 3- دعا کنیم که خدا تشنگی روحانی و عشق به او  ، به ما عطا کند چون تشنگی روحانی باعث می شود غیورتر برای خدایمان بیاستیم و بجنگیم.

 (دعا کنیم)

 

+ نوشته شده در  88/04/29ساعت 16:55  توسط   | 

 

قرائت از کلام :

آنگاه ساره ، پسر هاجر مصری را که از ابراهیم زاییده بود ،دید که خنده می کند. پس به ابراهیم گفت: "این کنیز و پسرش را از خانه بیرون کن، زیرا اسماعیل با پسر من اسحاق وارث تو نخواهد بود." این موضوع ابراهیم را بسیار رنجاند، چون اسماعیل نیز پسر او بود. اما خدا به ابراهیم فرمود: "درباره پسر و کنیزت آزرده خاطر مباش. آنچه ساره گفته است انجام بده ، زیرا توسط اسحاق است که تو صاحب نسلی می‌شوی که وعده‌اش را به تو داده‌ام.  از پسر آن کنیز هم قومی به وجود خواهم آورد ، چون او نیز پسر توست."  پس ابراهیم صبح زود برخاست و نان و مشکی پُر از آب برداشت و بر دوش ‌هاجر گذاشت ، و او را با پسر روانه ساخت. هاجر به بیابان بئرشِبَع رفت و در آنجا سرگردان شد.  وقتی آب مشک تمام شد ، هاجر پسرش را زیر بوته‌ها گذاشت  و خود حدود صد متر دورتر از او نشست و با خود گفت: "نمی‌خواهم ناظر مرگ فرزندم باشم." و زارزار بگریست.  آنگاه خدا به ناله‌های پسر توجه نمود و فرشته خدا از آسمان ‌هاجر را ندا داده ، گفت: "ای هاجر، چه شده است؟ نترس !  زیرا خدا ناله‌های پسرت را شنیده است.  برو و او را بردار و در آغوش بگیر. من قوم بزرگی از او به وجود خواهم آورد." سپس خدا چشمان ‌هاجر را گشود و او چاه آبی در مقابل خود دید. پس بطرف چاه رفته، مشک را پر از آب کرد و به پسرش نوشانید. و خدا با اسماعیل بود و او در بیابانِ فاران بزرگ شده، در تیراندازی ماهر گشت و مادرش دختری از مصر برای او گرفت. (پیدایش 9:21-21)

(دعا کنیم.)

مقدمه :

امروز می خواهم در مورد ابراهیم و کنیز و زن او هاجر صحبت کنم. موعظه ای امروزم یک موعظه تمثیلی است. یعنی با  بررسی زندگی هاجر و خود را در شرایط او دیدن می خواهم در مورد بیداری روحانی صحبت کنم.

ابراهیم نسل دهم از نوح می باشد که حدود 2000 ق م می زیسته است که خداوند او را که با همسر نازایش سارا زندگی می کرد و در این زمان 75 ساله بود ، دعوت می کند که خانه پدری و ولایت خود را ترک کند و بسوی سرزمینی که خدا به او نشان خواهد داد برود و خدا وعده می دهد که بوسیله او امتی عظیم بوجود خواهد آورد و او را برکت خواهد داد و نام او را بزرگ خواهد ساخت و بوسیله او همه قبایل جهان برکت خواهند یافت. (پیدایش 12) متاسفانه ابراهیم هم مثل همه انسانهای دیگر اشتباهاتی را انجام می دهد ، یکی از اشتباهاتش شنیدن مشورت ساره در ازدواج با کنیزشان هاجر برای بچه دار شدن می باشد. آنها می خواستند با سعی و تلاش خود وعده الهی را تحقق بخشند . این اتفاق در 86 سالگی ابراهیم می افتد  ولی در 99 سالگی ابراهیم خدا بار دیگر بر او ظاهر می شود و به او می گوید که او از سارا پسری خواهد داشت (پیدایش 17.18) و ساره در 90 سالگی خود اسحاق (خنده) را به دنیا می آورد.

قسمتی را که برایتان خواندم احتمالا اسحاق یک بچه3- 4 ساله و اسماعیل یک نوجوان 17-18 ساله می باشد که بر اثر حسادتها بین سارا و هاجر که یکبار قبل هم افتاده بود .(پیدایش 16) هاجر و اسماعیل به اراده خدا از خانه بیرون می شوند و خدا در بیابان به طرز عجیبی به ملاقات کنیزی می آیند و دعای او و گریه اسماعیل را می شنود.

حال ببینیم چه درسهای می توانیم از این داستان بگیریم.

 

بخش اصلی:

ما در خود می توانیم هاجر را ببینیم. (کلا در مطالعه کلام خدا خوب است که خود را در جای شخصیتهای مختلف بگذاریم و شرایط داستان را زنده تصور کنیم) همانطور که هاجر کنیز و غلام بود ، همه آنانی نیز که گناه می کنند (یعنی همه مردم دنیا) اسیر و غلام گناه هستند. غلامان در آن زمان هیچ چیز برای خود نداشتند و مطیع ارباب خود بودند و چقدر تلخ است سرنوشت انسانهای که هنوز غلام گناه هستند چون آنها مطیع دنیا و شیطان و لذات دنیوی و جسمانی خود هستند. اگر غلامان انسانهای بدبختی بودند ، غلامان در گناه بدبخت ترند.

ابراهیم و سارا ، هاجر را خریدند تا کنیز آنها باشد . برا ی خرید هر کنیزی باید پولی پرداخت ولی خداوند ما برای اینکه ما را از اسارت و غلامی گناه آزاد سازد ، طلا و نقره نداد بلکه خون خود را داد ، مسیح خالق و آسمان و زمین روی صلیب جان داد و با خون خود ما را خرید. خدا بوسیله کار مسیح و خون با ارزشش همه را خرید ولی تنها آن کسانی از اسارت گناه آزاد می گردند و فرزند خدا می شوند که با ایمان این حقیقت را بپذیرند. همانطور که ابراهیم نه فقط هاجر را خرید بلکه با او ازدواج کرد ، خداوند ما هم نه فقط ما را آزاد کرد بلکه ما را عروس خود ساخت. ما احتیاج داریم در مورد این محبت عجیب خداوند بیشتر تعمق و تفکر کنیم.

هاجر بوسیله این ارتباط  و ازدواج خیلی چیزها را بدست آورد ، او که مثل ما کنیزی بی ارزش بیش نبود ، نامش در کتاب مقدس جاودانه شد. خداوند می گوید چیزهای که به فکر ما نرسیده و گوش ما نشنیده و چشمان ما ندیده او برای ما فراهم دیده است. او ما را فرزند خدا ساخت . او به ما حیات جاودان بخشید ، او روح القدس را به ما داد  ، او دعای ما را می شنود و با کلامش با ما صحبت می کند ، او به زندگیهای ما معنا بخشید و آرامش و شادی و امید بخشیده است.

ولی متاسفانه هاجر نتوانست رفتار مسالمت آمیزی با خانواده ابراهیم داشته باشد و بنابرین آنچه که داشت از دست داد. ما هم بعلل گوناگونی که منشاء بیشترشان گناه است (یا می تواند سردی در دعا و ارتباط با خدا و یا خفه شدن در زیر مشکلات باشد) خیلی چیزها را در زندگی روحانی از دست می دهیم. تقدس و محبت الهی ، روح بشارت و شجاعت ، زندگی و خدمت پیروزمندانه ، روح دعا ، پرستش و شفاعت و ... شاید مواردی باشند که ما از دست داده ایم و به مسیحیانی خوابیده تبدیل شده ایم. وقتی خود را با مسیحیان قرن اول مقایسه می کنیم ، می بینیم که چقدر از آنها فاصله گرفته ایم. اگر فکر می کنیم مسیحی در خوابی نیستیم بهتر است یکبار دیگر اعمال رسولان را بخوانیم و زندگی آنها را با زندگی خود مقایسه کنیم. تا زمانی که در خواب باشیم ، چشمان ما برای دیدن عظمت و جلال خدا ، وضعیت خودمان ، وضعیت مردم و حقایق کلام خدا بسته خواهد بود . شخص در خواب مثل شخص  نابینا است و بجای حقایق تخیلات خود را می بیند. ما شاید هر هفته کلیسا بیاییم ، هر هفته کلام خدا را بخوانیم و حتی دعا کنیم ، موعظه بشنویم ، در مراسم کلیسایی شرکت کنیم ، شمع روشن کنیم و حتی شاید کلام را موعظه کنیم و تعلیم دهیم ولی باز هم در خواب باشیم . اگر کسی اینها را هم انجام نمی دهد در خواب نیست بلکه احتمالا در حال مرگ روحانی است . پس ما 3 جور انسان داریم. 1- انسان جسمانی (مرده از نظر روحانی)         2- مسیحی خوابیده و جسمانی و شکست خورده                                        3- مسیحی بیدار و پیروزمند و روحانی.

خداوند می خواهد ما را به مسیحیانی بیدار و پر از روح و پیروزمند و روحانی تبدیل کند.

نان و مشکی پر از آب که ابراهیم به هاجر داد می تواند نشاندهنده تمام برکتهای ما باشد ، برکتهای که در بیابانهای زندگی و مشکلات شاید آنها را از دست می دهیم و مثل هاجر در حال مرگ روحانی هستیم. ما به عنوان مسیحیان چه برکاتی داریم ؟ روزی یک نبی در حالیکه در یک جلسه دعا بودیم به من چیزی گفت که من ایمان دارم خدا به خیلی از ما امروز می گوید. او گفت :"خداوند می گوید آنچه می خواهی بگو تا من آنرا برآورده سازم" و من خیلی چیزها می خواستم و نمی دانستم کدام را بگوییم، از طرفی آنچه که بیشتر از همه می خواستم خجالت می کشیدم بلند بگوییم بنابرین در دلم گفتم و خدا را شکر که خدا آنرا چند ر.ز بعد به من داد. حال امروز هم خدا از شما می پرسد :"عزیزانم ، فرزندانم ، چه می خواهید تا من برای شما بر طبق اراده ام انجام دهم؟" ما باید میراث خود را در خداوند بطلبیم چون بدون این میراث نمی توانیم زندگی پیروزمند و مقتدرانه مسیحی داشته باشیم. خود را تفتیش کنیم ، آیا ما به عنوان ایماندار در خانواده و دوستان خود شناخته می شویم؟ خانواده و دوستان ما در مورد ما چه نظری دارند؟ آیا آنها می داننی که ما خدا را دوست داریم و زندگی ما متناسب با کلام خدا است و از هر چیز گناه آلود و زشت دوری می کنیم؟ آیا ما از آنها متفاوت هستیم یا همرنگ جماعت هستیم؟ تفتیش عمیق خود راه را برای بیداری روحانی باز می کند.

بیداری روحانی یعنی همه مردم در همه جا  در مورد خدا و حقایق کلامش صحبت کنند. یعنی مردم چنان تکان بخورند که حیات جاودان برایشان بسیار بسیار مهمتر از مشغولیتهای زندگی کنونی باشد. اگر ما نیز بیدار نگردیم بزودی برکاتمان در بیابانها از بین می رود و به مرگ می انجامیم. خداوند می خواهد با قوت در ما کار کند و کلیسایش را بیدار کند. بیداری روحانی از درونی ترین قسمت ما با اعتراف به همه گناهان بزرگ و کوچکمان و تصحیح رابطه مان با خدا بوسیله دعا و کلام صورت می گیرد ، آن زمان در اطراف ما و در خانواده هایمان و کل کلیسا و کل جامعه و حتی کل دنیا می تواند گسترش یابد.

وقتی هاجر در بیابان بود و غذای او تمام شد او دو راه در پیش داشت           1- با چشمان خود مرگ پسرش را ببیند 2- برای تغییر شرایط دعا کند.           او دعا کرد و پسر نوجوانش (اسماعیل) نیز با گریه دعا می کرد و خدا را شکر که خدایی که دعا شنونده است بار دیگر مداخله کرد و چشمان هاجر را باز کرد و او چاه آبی را دید که زندگی آنها را نجات داد و دگرگون ساخت. ما نیز مثل هاجر دو راه بیشتر نداریم یا با وضعیت خواب و جسمانی خودمان و کلیسایمان سازش کنیم و یا دعا کنیم تا خداوند چشمان ما را نیز بسوی چشمه های آب باز کند و به ما حیات و حیات وافر و تر و تازگی ببخشد. دعا همیشه با بیداری روحانی در ارتباط است. دیوید ویلکرسون قهرمان کتاب "نوجوانان چه می جویند" (که خواندن کتابش و دیدن فیلمش را به همه شما توصیه می کنم.) وقتی توانست باعث نجات هزاران نوجوان غرق در فحشا و زنا و اعتیاد و خشونت گردد که تصمیم گرفت هر روز 2 ساعت بجای تماشای تلویزیون دعا کند. وقتی کتاب اعمال رسولان را می خوانیم می بینیم که همه اتفاقات بر اثر دعا می افتد ، در باب 1 بعد از صعود مسیح شاگردان دعا می کنند ، در باب 2 در حال دعا روح القدس در روز پنطیکاست بر آنها می ریزد ، در باب 3  وقتی پطرس و یوحنا به معبد برای دعا می روند یک فلج شفا می یابد. در باب 4 وقتی رسولان دعا می کنند خدا آن مکان را تکان می دهد و به آنها قوت و جسارت بیشتری می بخشد. در باب 13 وقتی گروه انبیا و معلمین در دعا و روزه بودند خداوند مبشرینی را برا ی گسترش پیغامش به جهان انتخاب می کند و همینطور می توانیم در تمام کتاب نقش دعا را در بیداری ببینیم. همچنین تاریخ تمام بیداریهای بزرگ نیز نشان می دهند هر موقع قوم خدا دعا می کنند و توبه عمیق می کنند بیداری سرازیر می گردد.

وقتی ما ، خانواده هایمان ، کلیساهایمان و جامعه مان به بیداری روحانی نیاز داشته باشند خدا آن را خواهد فرستاد اگر ما دعا کنیم و خود را آماده سازیم ، همانطور که مسیح قبل از اینکه بیاید لازم بود یحیی تعمید دهنده راه را آماده کند ، همینطور قبل از اینکه بیداری بیاید (یعنی خدا کار کند) ما باید خود را با توبه و اعتراف واقعی آماده سازیم. بیداری روحانی جزوی از نقشه و اراده خداست ، مسیح بارها گفت بیدار باشید ، بیداری می تواند باعث شود بدترین گناهکاران توبه کنند و خدا می خواهد قبل از هر چیز شخص ما را بیدار کند. خداوند برای زندگیهای تک تک ما برنامه دارد و این برنامه زمانی تحقق می یابد که ما دعا می کنیم. من هیچ وقت اولین جلسه دعای را که رفتم فراموش نمی کنم ، چقدر برایم سخت بود زانو بزنم ولی خداوند در آن روز ملاقاتی بیادماندنی از من کرد ، وقتی ما نزد خدا خم می شویم و فروتن می شویم خدا ما را بیدار می سازد (این حقیقتی است که در کتاب "راه صلیب" آمده است که آنرا هم حتما بخوانید.) در دعا خداوند تمام موانع بیداری را بر می دارد ، او ما را از گناه آزاد می سازد و ما را با روحش پر می سازد . آن زمان که ما در محبت و تقدس عیسی زندگی کنیم و مثل عیسی به دنیای اطراف خود نگاه کنیم ، بیداری روحانی را تجربه خواهیم کرد. اگر ما قبل از انجام هر کاری با این محک که "اگر عیسی بجای من بود چه می کرد؟" عمل کنیم بیداری را تجربه خواهیم کرد. (این عملی است که یک کلیسا در کتاب "در پی عیسی" انجام دادند و باعث بیداری شهرشان شدند. این کتاب را هم حتما بخوانید)

ما نمی توانیم هم خدا را خدمت کنیم و هم شیطان را (نمی توانیم هم قوت داشته باشیم هم اسیر باشیم) اگر قلب ما مشتاق دعا و خداوند و بیداری نباشد کارهای روحانی ما فایده ای ندارند و وقت خود را هدر می دهیم. اگرحاضر نیستیم با تمام وجود بگوییم "اراده تو ای خداوند " بشود بیداری نمی آید. اگر حاضر نیستیم همه چیز خود را فدای خداوند کنیم ، از بیداری خبری نیست. خداوند زندگیش را برای ما داد تا ما هم زندگیهایمان را تقدیم او کنیم. بیداری روحانی یعنی درک این حقیقت که او برای ما مرد تا ما برای او زندگی کنیم. باز تکرار می کنم رمز بیداری روحانی دعا است ، دعای با ایمان و منطبق بر کلام خدا، دعای مستمر و در اتحاد با ایمانداران (متی 18:20) و در نام مسیح و با تمامی قلب و با فروتنی و احترام نسبت به خدا. بیداری روحانی بوسیله تکنولوژی و تلاشهای انسانی نمی آید بلکه بوسیله دعای از قلب فروتن.

عیسی مسیح با مرگ خود پرده قدس الاقداس را که بین ما و خدا جدایی انداخته بود پاره کرد و حال ما وظیفه داریم که به حضور خدا برویم ، در حضور او بمانیم و این حضور را به اطرافیان خود نیز منتقل سازیم.

 

نتیجه :

ما می دانیم که انجیل حقیقت دارد ، یوحنای رسول از آنچه دیده ، شنیده و لمس کرده ما را اطلاع داده است و پطرس می گوید که ما برای شما داستان تعریف نمی کنیم بلکه خودم شاهد این وقایع (تبدیل هیات مسیح) عجیب بودیم و پولس در مورد قیام مسیح می گوید 500 نفر شاهد وجود دارند. ما می دانیم که بهشت و جهنم واقعیت دارند و می توانیم این پیغام خوش را به مردم بدهیم که از آتش جهنم بسوی حیات جاودان بیایند. کار ما مثل جراحان و آتشنشانهای است که باید جان انسانها را نجات دهند. ما هم خوانده شده ایم تا به طرق دیگری جان انسانها را بسوی نجات در عیسی مسیح هدایت کنیم. هاجر دعا کرد و خدا چشمان او را گشود ، امروز نوبت ماست که دیگر مثل یویو نباشیم بلکه توبه کنیم و خدا را بطلبیم تا بوسیله ما خیلیها سیراب گردند.

(دعا کنیم)

+ نوشته شده در  88/03/30ساعت 21:35  توسط   | 

 

مثلهای عیسی

در تاریخ کلیسا ، بعد از مکاشفه مثل های عیسی بسیار مورد سوء تعبیر قرار گرفته اند.

نگاهی تمثیلی (اسراری برای کلیسا) – نگاهی داستان وار

قصد عیسی این نبود که مطلبی را تار و مبهم بیان کند ، بلکه او واقعا می خواست شنودندگان منظورش را درک کنند.

کلید درک مثلها ، کشف این واقعیت است که شنوندگان اولیه آنها چه کسانی بودند.

در بسیاری موارد مثلها بدون چارچوب و زمینه به دست انجیل نگار رسیده اند.

انواع مثلها : مثل و داستان واقعی ، تشبیه ، استعاره ، هجو

قصد و کارکرد مثل های داستان وار تشویق شنونده به نشان دادن واکنش می باشد.

تفسیر مثل ها : 1- مثل را بارها و بارها باید خواند

 2-نقاط مرجع را که مد نظر عیسی بوده اند و شنوندگان اولیه نیز متوجه آنها شده اند ، باید مشخص کرد

گرفتن درسهای کاربردی  از مثلها (فریسی و باجگیر و معلم کانون شادی)

اعمال رسولان

این کتاب نه فقط تاریخ کلیسای اولیه را بازگو می کند ، بلکه الگویی است هنجاری برای کلیسا در تمام دورانها.

افزایش گرایشهای "نهضت بازگشت به حالت نخستین" در قرن ما در اکثر کلیساهای دنیا

مسائل در کتاب اعمال: تعمید – مدیریت کلیسا – روش موعظه و بشارت – عطایا و معجزات – عشاء ربانی – دستگذاری – فروختن دارایی شخصی – زندگی اشتراکی – اولین جلسه کلیسایی – مساله امتها و ختنه

ترتیب تاریخی و مکانی و اطلاعاتی عالی در مورد درک بهتر نامه ها در این کتاب وجود دارد.

انگیزه های خواندن کتاب : خواندن با انگیزه عبادتی و بنا کننده– تاریخی –دفاعیتی و ....

لوقا تنها نویسنده غیر یهودی کتاب مقدس است. تاریخ نویس- دکتر می باشد.

برای لوقا داستانی که از عهد عتیق شروع می شود بوسیله عیسی در انجیلش و بوسیله روح القدس در اعمال رسولان ادامه می یابد.

برای درک کتب 1- بهتر است آنرا در یک نشست بخوانیم. 2-مشاهدات و سئوالات خود را بنویسیم.

 3-به افراد ، مکانها ، زمانها ، موضوعات توجه کنیم. 4- خود را جای اشخاص مختلف بگذاریم.

تقسیم بندی کتاب:الف: باب 1-12 پطرس ، 13-28 پولس  ب:1-7 اورشلیم ، 8-10سامره و یهودیه ، 11-28اقصای زمین ج: 1-6 کلیسای اورشلیم 7-9 یهودیان یونانی زبان 10-12 ایمان آوردن غیر یهودیان 13-19 گسترش مسیحیت به غرب به رهبری پولس 20-28 رسیدن انجیل تا روم

هدف لوقا: کار روح القدس در نجات غیر یهودیان

·        سئوال فوق العاده مهم: آیا آنچه در کلیسای اولیه اتفاق افتاد ، در کلیسای امروز نیز باید اتفاق بیفتد؟

تا زمانیکه کتاب مقد س به وضوح و روشنی به ما نگفته که باید کاری را انجام دهیم ، آنچه که در روایات آمده یا توصیف شده ، نمی تواند حالتی هنجاری داشته باشد ، مگر آنکه به کمک سایر عوامل بتوان ثابت کرد که نویسنده در نظر داشته که روایتش حالتی هنجاری داشته باشد.

کلام خدا را باید در کلمات صریح کتاب مقدس جستجو کرد نه در وقایع تاریخی و اعمال مردم.

اگر همه قسمتهای زندگی عیسی حالتی هنجاری برای ما داشته باشد ، از همه ما انتظار می رود که از باکره متولد شده و مصلوب شده و روز سوم برخیزیم.

یک نوع تفسیر غلط : استفاده از پاک سازی هیکل توسط عیسی برای توجیه "خشم مقدس "! خودمان

مسیحیت: 1-الهیات مسیحی (خداوندی و انسان بودن مسیح اولیه – چونگی وحدت دو طبیعت ثانویه)                      2- اخلاقیات مسیحی        3- تجربه و عمل مسیحی (لزوم عشاء ربانی و تعمید اولیه – نحوه انجام آن ثانویه)

 

منابع مفید برای مطالعه بیشتر : مثلهای عیسی (دکتر کیم تانگ- ترجمه: ریما میناسیان)

 چگونه کتاب مقدس را درست درک کنیم (گوردن فی و داگلاس استیوارت – ترجمه : آرمان رشدی)

اعمال رسولان چه می گوید؟ -  اعمال رسولان (اف اف بروس – ترجمه : شموئیل ایطالیایی – ریتا نسیان)

تفسیر اعمال رسولان (و . م . میلر)- تفسیر کاربردی عهد جدید

+ نوشته شده در  88/03/15ساعت 20:18  توسط   | 

 

قرائت از کلام :

ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد و بدیشان گفت: بارور و کثیر شوید. (پیدایش 27:1و28)

خداوند خدا گفت: خوب نیست آدم تنها باشد .پس برایش معاونی موافق وی بسازم. (پیدایش 2:18)

و خداوند خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت ، و یکی از دنده هایش را گرفت و گوشت در جایش پر کرد . و خداوند خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود ، زنی بنا کرد و وی را به نزد آدم آورد . و آدم گفت :"همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم ، از این سبب "نسا" نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد." از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده ، با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود. (پیدایش 21:2-24)

از وابستگی های نامناسب با افراد بی ایمان دوری کنید ، زیرا چه شراکتی بین نیکی و شرارت است و چه رفاقتی بین  روشنائی و تاریکی ؟  چه توافقی بین مسیح و ابلیس وجود دارد و چه هماهنگی بین ایماندار و بی ایمان ؟  و یا چه وجه اشتراکی بین خانۀ خدا و بت ها هست ؟ زیرا ما خانۀ خدا هستیم ، چنانکه خدا فرموده است :« من در ایشان ساکن خواهم بود و در میان آنها بسر خواهم برد. من خدای زنده ایشان خواهم بود و آنان قوم من .»  و خداوند می فرماید: « از میان آنها خارج شوید و خود را از آنان جدا سازید به چیزهای ناپاک دست نزنید و من شما را خواهم پذیرفت »  و خداوند متعال می فرماید :« من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من خواهید بود.»       (دوم قرنتیان 14:6-18 )

حدس می زنم فهمیده باشید در مورد چه موضوعی امروز می خواهیم صحبت کنیم. بله ازدواج  مسیحی.

دعا کنیم.

مقدمه :

ازدواج یکی از 7 راز یا سر (افسسیان 5:32) کلیسائی  کلیساهای ارتودکس و کاتولیک می باشد و در کلیساهای پروتستان نیز اهمیت زیادی دارد . اگر مسیح و کتاب مقدس در مورد آن صحبت می کند و تعلیم می دهد پس کلیسا نیز باید تعلیم دهد و ایمانداران را در این قسمت مهم از زندگی راهنمایی کند.

ما گاهی فکر می کنیم که ازدواج  و امور زناشویی مطالب دنیوی هستند که به قلمرو شیطان مربوط می شود ، ولی ما فراموش می کنیم که خدا بود که ازدواج و حتی امور جنسی را در چارچوب آن برای مرد و زن بوجود آورد . ما خانواده ای را که در آن متولد می شویم انتخاب نمی کنیم ولی خانواده ای را که بیشتر سالیان زندگیمان را در آن خواهیم گذراند ، خودمان انتخاب می کنیم ، پس چقدر مهم است که ایمانداران با درک درست و کتاب مقدسی به ازدواج نگاه کنند . ازدواج مسئله ای مشکل ساز در دنیا است و افراد مختلف نظرات مختلفی در مورد آن دارند ولی ما به عنوان مسیحیان باید به کتاب مقدس نگاه کنیم که جواب هر سئوالی را دارد .

بعضی چیزها هستند که مثل خار رشد زندگی روحانی ما را متوقف می سازند و روی احساسات و روان ما تاثیر بدی می گذارد . خداوند می خواهد که قلب ، فکر ، احساسات ، روابط و بدن ما (یعنی کلیت وجود ما) سالم باشد. خدا برای زندگی تک تک ما برنامه دارد (از جزی تا مهم) ، او موهای سر ما را شمرده است و ما را دوست دارد ، او مسیح خداوند را فرستاد تا در راه ما بمیرد و ما با ایمان و توبه نجات بیابیم . ازدواج نیز از قسمتهای اصلی زندگی ماست که خدا برای آن برنامه و هدفی دارد ، ازدواج از مهمترین تصمیمات زندگی ماست ، تصمیمات ما باعث می شود که ما یا به خدا نزدیک شویم و یا از خدا دور شویم پس ما باید خیلی در تصمیماتمان جدی و مراقب باشیم ، مخصوصا در مورد مسئله مهمی مثل ازدواج.

خدا می خواهد ما خانواده های مسیحی و کتاب مقدسی داشته باشیم و در این خانواده ها رشد کنیم و خدا را خدمت کنیم .

ما باید به جای غصه خوردن در مورد خودمان و آینده مان ، یاد بگیریم برای آن آینده ای که خدا برای ما فراهم کرده به او توکل کنیم و در او شادی کنیم.

(چارچوب اصلی موعظه امروز من از موعظه کشیش ادوارد هوسپیان مهر با تغیراتی از نظرات خودم گرفته شده است)

 

بخش اصلی:

1-چرا ازدواج مسیحی؟

وقتی خدا انسان را آفرید ایشان را مرد و زن آفرید ، خدا گفت "خوب نیست آدم تنها بماند پس برایش معاونی موافق وی بسازم"(پیدایش 1:26) خدا خود ازدواج را بنیاد نهاد و خود حوا را به آدم داد و او را از پهلویش داد تا آدم و حوا در کنار هم و هر دو بعنوان یک انسان مساوی به هم محبت کنند و خدا را خدمت کنند. در مسیحیت اگرچه زن و مرد وظایف جدا دارند ولی نزد خدا و بعنوان انسان برابرند. خدا حوا را از پای آدم نگرفت تا حقوق زنان لگدمال گردد و نه از فکر آدم گرفت تا زنان بر مردان سلطه نمایند بلکه از پهلویش تا زن و مرد مکمل هم باشند و در کنار هم و باهم با مشارکت زندگی کنند. همانطور که خدا در ابتدا به آدم کار و سر پناه و همسری داد (پیدایش 2) ما هم می توانیم به همان خدا توکل کنیم که برای ما نیز تدارک خواهد دید.زیرا او خدای تدارک دهنده است. خدا روان و جسم ما را طوری ساخته است که هر پسری به دختری و هر دختری به پسری محتاج باشد (مگر در موارد خاص که افرادی برای وقف بیشتر به خداوند با کمک او ازدواج نمی کنند.) و نسل بشری برای بقا نیاز به ازدواج دارد تا از طریق رابطه جنسی تنها در چارچوب ازدواج دوام یابد.

ازدواج مسیحی یک ازدواجی است که قبل از هر چیز بین دو مسیحی انجام می گیرد. منظور از مسیحی کسی است که تولد تازه دارد و با توبه و ایمان از انجیل اطاعت می کند. کلام خدا صریحا در دوم قرنتیان 14:6-18 ازدواج ایماندار با بی ایمان یا حتی با مسیحی اسمی و دنیوی را رد می کند. ازدواج ایماندار با بی ایمان (منظور کسی که ایمان کتاب مقدسی ندارد یا بر طبق آن عمل نمی کند) باعث می شود زندگی ایمان ما نابود گردد. خیلیها می گویند ما او را عوض می کنیم ولی این تنها یک احتمال است و شاید او ما را عوض کرد و یا شاید هیچکدام نتوانست دیگری را عوض کند و زندگی تبدیل به محل جنگ می گردد . یک ایماندار و بی ایمان از دو قلمرو مختلف هستند (روحانی و شیطانی) و این دو قلمرو هیچگاه نمی توانند باهم سازگار باشند.همانطور که نور و تاریکی و بهشت و جهنم در کنار هم نمی توانند باشند. البته کلام خدا صریحا در مورد کسانیکه ازدواج کرده اند و همسرشان بی ایمان است و می خواهد با او زندگی کند می گوید که  باید با زندگی مقدس و خدا پسندانه خود راه را برای نجات او و فرزندانمان فراهم آوریم. در ازدواج 2 بی ایمان نیز خدا بر حسب رحمتش می تواند کار کند.

ازدواج مسیحی تاسیس یک کلیسا است که بر طبق متی 18:18و19 مسیح آنجا حاضر است و به تمام دعاها بر طبق اراده اش جواب می دهد. سر این خانواده مسیح است و این خانواده یا کلیسا می تواند باعث خدمت و برکت خیلیها گردد.  

خانواده در مسیحیت اهمیت فراوانی دارد و امروزه می بینیم که دنیا با فروپاشی نظام خانواده با مشکلات جدی روبرو شده است. کلام خدا می گوید اگر کسی به خانواده اش توجه نکند بدتر از بی ایمان است (اول تیموتائوس 5:8) و در اول پطرس 3:7 می گوید که روابط خانوادگی ما بر دعاهای ما تاثیر دارد. پس چقدر ازدواج صحیح مهم است چون باعث می شود خانواده ای مسیحی بوجود آید. اگر ازدواج مسیحی به رابطه بین مسیح و کلیسایش تشبیه شده (افسسیان5) پس چقدر ازدواج مسیحی اهمیت دارد.

خانواده مسیحی جایی برای تکمیل شدن شخصیت ماست . ازدواج جایی برای فروتن شدن است . در ازدواج "من" به "ما" تبدیل می شود . در ازدواج مسیحی مرد از زن و زن از مرد تقدیس می شود (اول قرنتیان 7) .ازدواج مسیحی فرصتی را نصیبمان می سازد تا گناهانمان را نزد همسرمان اعتراف کنیم و برای همسرمان دعا کنیم تا شفا یابد (یعقوب 5)

ازدواج در مسیحیت یک پیمان دائمی و همیشگی است و در مسیحیت طلاق ، چندهمسری ، صیغه ، عقد موقت ، روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج همه غلط و گناه محسوب می گردد. ما کارمان ، لباسهایمان ، ماشینمان ، خانه مان ، کشورمان ، کلیسایمان را می توانیم عوض کنیم ولی همسرمان را هرگز . بنابرین باید در انتخابمان خیلی مراقب باشیم.

ازدواج همچنین تنها مکانی است که خدا به ما اجازه داده تا بوسیله آن نسلی از خود بوجود آوریم . ازدواجهای مسیحی باعث بوجود آمدن خانواده و فرزندان و جامعه ای مسیحی می شود.

ازدواج مسئله ای است که روی همه قسمتهای زندگی ما تاثیر می گذارد ، ازدواج درست تاثیری عالی بر ارتقای سطح زندگی ما در تمام ابعاد دارد و ازدواج غلط تاثیری منفی بر زندگی ما دارد و باعث نابودی اساس زندگی و بوجود آمدن محیطی غمگین و پر استرس می گردد.

موفقیت ما در زندگی بستگی به تصمیمات و انتخابات ما دارد  . پس درست ، ولی نه خیل وسواس وار، انتخاب کنیم.

 

2-آمادگی های لازم برای ازدواج:

از آنجایکه ازدواج مسئله فوق العاده مهمی است بنابرین برای هدایت شدن و انتخاب درست باید دعا و روزه جدی داشته باشیم ،اگر احساسی خاص نسبت به کسی حس می کنیم ، باید دعا کنیم " خداوندا اگر این احساس از طرف توست ، در قلب و فکر طرف مقابل هم بگذار بدون اینکه کسی بگوید." در ازدواج رابطه و عشق و توافق دو طرفه باید باشد و نباید یکی از طرفین بر دیگری التماس کند یا او را مجبور به ازدواج با خود بسازد ، اینها روشهای الهی نیستند. بهتر است که از عشقمان قبل از نتیجه به کسی نگوییم تا مسئله لوس نگردد و برای خودمان و طرف مقابل مشکلاتی بوجود نیاید و به جای آن دعا کنیم ، اول رابطه مان را با خدا تصحیح کنیم و بعد از اینکه اطمینان یافتیم انتخابمان درست است، به خودش بگوییم ، می توانیم با خادمین خدا (یکنفر لازم است ، احتیاج نیست همه خادمینی را که می شناسیم درگیر مسئله عشقیمان بکنیم) و خانواده مان نیز بعدا مشورت کنیم.

برای ازدواج ، پسر و دختر باید به آمادگی لازم رسیده باشند . باید دارای بلوغ جسمی و جنسی ، فکری و روانی و روحانی باشند ، باید قابلیت تشکیل خانواده را داشته باشد ، باید استقلال مالی داشته باشد ، برای پسرها خوب است مشکل سربازی نداشته و شاغل باشد . سن خاصی را نمی توان تعیین کرد ولی بنظرم در شرایط موجود برای پسرها 24-33 و برای دخترها 21-30 سن مناسبی هستند. اگرچه معتقدم که اگر سن کسی بالا نیز هست ازدواج کردن بهتر از تنهایی زندگی کردن است ، البته مسلما منظورم ازدواج درست است.

ما به عنوان مسیحیان باید به خدا توکل کنیم و بدانیم که اگر قرار است ازدواج ما با کسی بشود ، می شود  و اگر قرار است نشود نمی شود.  اراده خدا و ملکوت او را بطلبیم و خدا قول داده است که همه نیازهای ما را به ما خواهد داد. به او توکل کنیم چون او امین است.

 

3- راههای انتخاب فرد مناسب برای ازدواج:

آیا لرزیدن ، زیبایی ، پول ، مقام تضمینی برای زندگی موفق زناشویی هستند؟ مسلما نه چون هیچکدام ماندگار نیستند ، لرزیدن بعد از مدتی از بین می رود ، زیبایی با گذشت زمان از بین می رود ، پول و مقام شاید از بین بروند . اینها همان شنهای هستند که مسیح گفت بعضی ها خانه شان را روی آن می سازند ولی ما باید خانه و اساس زندگی مشترکمان را روی صخره ای بسازیم که آن صخره مسیح است (متی 7) ، بنابرین اشتراک ایمانی و کتاب مقدسی ملاکی است که ما باید حتما در انتخابمان مد نظر بگیریم .

راه دیگر برای انتخاب درست راه عقل و منطق و فکر است. ما معمولا بر اساس احساسات بیشتر عمل می کنیم تا عقل و منطق و از آتجایکه احساسات لحظه ای و گذرا است تصمیمات ما ممکن است درست نباشد . ما در لحظه ای شاید شاد و امیدوار باشیم و در لحظه ای دیگر غمگین و افسرده. بنابرین احساسات خالی نمی تواند ملاکی مناسب برای انتخاب باشد ، از طرفی می دانیم که همانطور که احساسات ما بر اعمال ما تاثیر می گذارند، اعمال ما نیز بر احساساتمان تاثیر می گذارد بنابرین وقتی اعمال مثبت انجام دهیم احساسات مثبت نیز در ما بوجود می آید. حال انتخاب منطقی و عقلانی چگونه است؟ انتخابی که با فکر و در نظر گرفتن همه چیز و تجزیه و تحلیل نتایج و پیش بینی آینده با در نظر گرفتن کلام خدا انجام گیرد. در انتخاب منطقی ما لازم است اطلاعاتی در مورد دخترها و پسرها و نقشهای آنها ، احساسات . رفتارها و خصوصیات جسمانی آنها بدانیم ، مثلا  روانشناسان می گویند ازدواج منطقی است که پسر 3 تا 5 سال از دختر بزرگتر باشد ، البته این رنج می تواند کمی کم و زیاد هم گردد  ، بنابرین ازدواجهای که دختر چندین سال از پسر بزرگتر است و یا پسر بیش از 15 سال از دختر بزرگتر است زیاد معقول نیست و این زوج را در برابر مشکلات جدی قرار خواهد داد. ازدواج دو شخص با ملیتها و فرهنگهای خیلی متفاوت ،ازدواج یک شخص دکتر با یک بی سواد و یا ازدواج شخص خیلی پولدار با خیلی فقیر  زیاد منطقی نیستند. خوب است ما کتب روانشناسی مختلفی در مورد ازدواج بخوانیم ، چون هر چقدر آشنایی ما از موضوع ازدواج بیشتر باشد ، انتخاب ما نیز بهتر و درست تر خواهد بود. همچنین خوب است برای ازدواج درست کتاب مقدس را هم خوب تفتیش کنیم تا نظر خدا را در مورد ازدواج بهتر بفهمیم.

برای انتخاب درست ما می توانیم با خادم خدا مشورت کنیم ، البته هیچ موقع خادمین خدا بجای ما تصمیم نمی گیرند ( ما نیز نباید چنین انتظاری از آنها داشته باشیم چون خدا این آژادی را به ما داده که خودمان طبق اصولی که او تعریف کرده زوج خود را انتخاب کنیم) ، ولی با باز کردن جوانب مختلف موضوع و نگاه کتاب مقدسی خود می توانند به ما مشورت های مفیدی بدهند، متاسفانه امروزه بعضی از ایمانداران زیاد به گفته های شبانانشان اعتنایی نمی کنند و این روحیه نااطاعتی و خودخواهی خیلی مخرب برای شخص و برای کلیسا می باشد . ما باید یاد بگیریم که مطیع شبانان و کلیساهای خود باشیم و همیشه به خادمین خدا احترام بگذاریم تا برکت خدا بر زندگی ما قرار گیرد.

روش دیگر برای انتخاب درست روش شناخت است . شناخت بدون ملاقات و مشارکت نزدیک بوجود نمی آید ، خوب است که دو طرف قبل از هر تصمیمی و قبل از اینکه دیگران متوجه رابطه بین آنها گردند ، چندین بار همدیگر را ببینند تا همدیگر را بیشتر بشناسند ، در این ملاقاتها باید دو طرف صادق و بی ریا باشند و فیلم بازی نکنند . بهتر است در جواب دادن عجله نکنیم ، اینکه مدتی باهم باشیم و بعد قطع ارتباط کنیم شکست نیست ، شکست وقتی است که "بله" می گوییم و بعد "نه" می شود. خوب است که در جاهای مختلف همدیگر را ببینیم و باهم دیگر دعا کنیم ، فقط مراقب باشیم زیاد جلو چشم آشنایان نباشیم تا فردا حرف در نیاورند.

راه دیگر انتخاب درست توافق و تفاهم می باشد. باید دو طرف روی معیارهای اساسی زندگی توافق داشته باشند و در غیر مشترکات غیر اساسی تفاهم (یعنی همدیگر را بفهمند و همینطور بپذیرند.) معیارهای اساسی می تواند پول ، در آمد ، کار ، خانواده ، پدر و مادر ، فامیل ، ارزشها و اهداف و برنامه های زندگی ، علایق طرفین ، کلیسا ، خدمت ، مسائل عاطفی و ارضای نیازهای متقابل ، مسکن ، نیازهای زن و مرد ، روابط جنسی ، تعداد فرزندان و ... می باشد . البته توافق به معنای یکی بودن نیست چون وقتی شخصیتها کمی تضاد داشته باشد طرفین می توانند همدیگر را تکمیل کنند. ما مطمئنا نظرات مختلفی خواهیم داشت ولی مهم 1-توافق روی اصول 2- پذیرش هم در غیر اصول (عشق و محبت باعث می شود تا همدیگر را همانطور که هستیم بپذیریم.)

معیار دیگر در انتخاب درست آرامش و اطمینان و شادی ثابت الهی مدتی بعد از روابطمان است . عجله کار را خراب می کند ، کلام خدا می گوید "آنچه ثابت می ماند مشورت خداوند است" (امثال 19:21)

مورد آخر در مورد انتخاب فرد مناسب عشق و علاقه دوطرفه است.

می خواهم سئوالی بپرسم . آیا ما باید اول عاشق شویم ، بعد ببینیم شخص مناسب است؟ یا اول ببینیم مناسب است و بعد به خودمان اجازه دهیم عاشق شویم؟ عشق در مسیحیت کور نیست بلکه بینا است (یعنی ما می دانیم که داریم عاشق چه کسی می شویم.) . ما باید یک کشش اولیه نسبت به شخص مناسب داشته باشیم بعد که دیدیم قطعی است و نظر طرف مقابل نیز مثبت است ، عشقمان را رشد می یابد. عشق می تواند باعث شود که ما ضعفهای همدیگر را بپذیریم ، و اختلافات جزئی  و مشکلات را تحمل کنیم .

 

 

نتیجه :

در پایان می خواستم بگویم ما به زندگی مقدس خود در ایام مجردی ادامه دهیم و مقدس باشیم و به خدا و وعده ها و تدارک او ایمان داشته باشیم . بجای غصه در مورد آینده  و ازدواجمان با شکرگزاری برای آن آینده ای را که خدا برای ما تدارک دیده شادی کنیم. بجای عجله دعا کنیم و همیشه آماده باشیم تا در فرصتهای مناسب بهترین تصمیمات را بگیریم.امروز همچنین می خواهیم در نام مسیح دعا کنیم که خدا همه زخمهای ما را از روابط عشقی شفای کامل ببخشد و خودش ما را در مسیری قرار دهد که با مناسب ترین شخص آشنا شده و با او ازدواج کنیم تا بهتر در زندگی مسیحی رشد کرده و بهتر او را خدمت کنیم.

(دعا کنیم.)

 

 در زیر آیات کتاب مقدس در مورد ازدواج و همچنین بعضی از خانواده های کتاب مقدسی را برای تحقیق بیشتر آورده ام.

پيدايش 26:1-28 * 18:2-24 *24

تثنيه3:7

امثال 22:18و24 *17:17 *6:27و17 *10:31-31 *19:30 *21:19

جامعه 9:4-12* 7:9-10

مزمور 4:37 *128

غزل غزلها 6:8و7

ملاكي14:2-16

متي 1:19-15 * 2:7 *19:18-20 *33:6 *1:22-14 *1:25-13 *30:22

مرقس 1:10-12 *23:12

روميان 28:8

اول قرنتيان 7 و 13

دوم قرنتيان 14:6-1:7

افسسيان 22:5-4:6

اول تيموتائوس 8:5

عبرانيان 4:13

اول پطرس 1:3-7

 

لیست بعضی از خانواده های موفق و غیر موفق در کتاب مقدس

آدم و حوا- نوح و همسرش- ابراهیم و ساره (هاجر)-                      اسحاق(40 سالگی) و ربکا- یعقوب و راحیل (لیه –بلهه - زلفه)- یهودا و تامار- یوسف (30سالگی) و اسنات - مادر و پدر موسی-                                 موسی (40 سالگی) و صفوره - یوشع؟- لفیدوت و دبوره- مانوح و زنش- شمشون و دلیله- الیملک و نعومی- شلمون و راحاب- بوعز و روت-         القانه و حنا (فننه)- سموئیل ؟- شائول و زنش-                                          داود و میکال (ابیجال - بتشبع)- نابال و ابیجال- اوریا و بتشبع- امنون و تامار- سلیمان و دختر فرعون پادشاه مصر (زنانی از موابیان و عمونیان و ادومیان و صیدونیان و حتیان- 700 زن بانو و 300 متعه) (اول پادشاهان 1:11-3) -       ایلیا مجرد - الیشع مجرد -    آخاب و ایزابل -                                            یهورام (پسر یهوشافاط ) و عتلیا (دختر آخاب و ایزابل) - اشعیا و زنش - ارمیا؟ - حزقیال و زنش - دانیال مجرد - ایوب و زنش - زکریا و الیزبت - یوسف و مریم - یحیی مجرد - پولس مجرد - پطرس و زنش - فلیمون و اپفیه؟ -           افنیکی و شوهرش (مادر تیمو تائوس) - آکیلا و پرسکله - کلوپاس و مریم- خوزا(ناظر هیرودس) و یونا  - حنانیا و سفیره

 

+ نوشته شده در  88/03/15ساعت 20:17  توسط   | 

کلمه عهد: "دیاتکه" یونانی - عهد عتیق (پیدایش- خروج) - عهد جدید (ارمیا31 – متی26) - انجیل (مرقس 1:16)

محتوای عهد جدید :1- از نظر نوشته (تاریخی ، تعلیمی ، شخصی ، نبوت) 2- از نظر نویسندگان(متی ، مرقس ، لوقا ، یوحنا ،پولس، پطرس ، یعقوب ، یهودا) 3-از نظر دوره تاریخی (آغاز 0-30)(توسعه 30-60)(استحکام 60-100)

4 انجیل : تاتیان (170 م)دیاتسترون– استدلال ایرنیوس (برای گسترش به 4 گوشه دنیا)- معتبر بودن شهادت چند نفر- اناجیل جعلی (تلفیق حقیقت با دروغ )- نقش کلیسا در پذیرش رسمیت کانون عهد جدید – نقل قولهای پدران کلیسا

اناجیل هم نظر:احتمالا اول مرقس و منبعی به اسم Q – بعد لوقا و متی

----------------------------------------------------

انجیل متی: هدفش نشان دادن مسیح بودن عیسی است

متی لاوی – مامور مالیات یا باجگیر (متی 9:9-13 و 10:3و اعمال 1:13) یوسبیوس (325 م) از پاپیاس (100 م) و ایرنیوس(150 م) روایت می کنند که متی این انجیل را به زبان آرامی  نوشت و بعد به یونانی ترجمه شد.

تاریخ و محل نوشته شدن :بعد از پراکنده شدن مسیحیان اورشلیم (اعمال 8:4) و قبل از 70 م و احتمالا در انطاکیه

انجیل متی برای یهودیان نوشته شده و هدفش نشان دادن تحقق پیشگوییهای عهد عتیق در مورد مسیح در زندگی عیسی

متی انجیل موعظه: * موعظه یحیی 3 * موعظه بالای کوه 5-7 * ماموریت شاگردان 10 *  مثلها 13   *  بخشش 18     * توبیخ ریاکاری 23 *پیشگویی در مورد آینده 24و25 *ماموریت بزرگ 18:28-20

متی انجیل کلیسا : 16:18 و 18:17

متی انجیل پادشاه : * اصطلاح ملکوت خدا و ملکوت آسمان *شجره نامه ای که به خاندان سلطنتی یهودا و داود می رسد * ناراحت شدن هیرودس * ورود به اورشلیم به عنوان پادشاه * نوشته روی صلیب

----------------------------------------------------

انجیل مرقس: عیسی بعنوان خادم خدا و پسر خدا – آیه کلیدی 10:45- نوشتن موعظه های پطرس – مادرش ایماندار- اعمال 12:12 - انجیل عمل و اقدام است . مرقس انجیلش را با فعل هایش زنده و متحرک می سازد. حدود 60 م در روم نوشته شده است.

----------------------------------------------------

انجیل لوقا: انجیل گناهکاران و نجات دهنده بشر – زنان و کودکان و مطرودین و فقرا – عیسی بعنوان انسانی کامل – دوست و همکار پولس- حدود 60 م از قیصریه (هنگامیکه پولس در زندان بود) (اعمال 23)

----------------------------------------------------

انجیل یوحنا: انجیل ایمان – عیسی بعنوان پسر خدا و خداوند و خدا

از نظر ترکیب و طرز نگرش کاملا متفاوت است . هیچ مثلی ندارد و تنها 7 معجزه دارد که 5 تای آنها جدید است.در حدود 90 م از افسس نوشته شده است. کلید درک انجیل در یوحنا 30:20و31 و در سه کلمه معجزات ، ایمان و حیات می باشد و مخصوصا ایمان می باشد.

----------------------------------------------------

منابع غیر مذهبی در مورد مسیح: یوسفوس در کتاب انتیکیتیز ، تاسیوس مورخ رومی قرن دوم میلادی ، گزارش پلینی جوانبه تراژان و لوسیان ، طنز نویس قرن دوم، با وجود مسیحی نبودنشان و حتی مخالفت با آن به واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح اشاره کرده اند.

----------------------------------------------------

قواعد تفسیر انجیل ها: ابتدا تاویل (آنچه عیسی  و انجیل به شنوندگان و خوانندگان اولیه خود می گفت ) بعد تعبیر (آنچه امروز به ما می خواهد بگوید)

اناجیل شامل 1-تعالیم عیسی (مثل نامه ها- تفکر پاراگرافی) 2-زندگی او (مثل کتب تاریخی) می باشد.

کار مسیح (لوقا 4): موعظه ، تعلیم ، شفا ، اخراج ارواح

توجه به مثلها و استعارات در سخنان مسیح- توجه به چارچوب تاریخی و جغرافیایی و فرهنگی زمانه

اهمیت معنای اصطلاح ملکوت خدا: 1- آمدن مسیح 2- دوران کلیسا 3- بازگشت ثانویه مسیح

توجه : سخنان عیسی به آرامی گفته شده ولی به یونانی نوشته شده است

نحوه تفسیر : مطالعه افقی (مقایسه همان مطلب در اناجیل دیگر) و عمودی اناجیل (فهمیدن در چارچوب قسمت و کتاب)

- استفاده از کتب تفسیر خوب (اما مواظب باشیم که این کتب جایگزین مطالعه کتاب مقدس نگردند.)

+ نوشته شده در  88/02/23ساعت 11:14  توسط   | 

قرائت از کلام خدا:

اینك‌ بنده‌ من‌ با عقل‌ رفتار خواهد كرد و عالی‌ و رفیع‌ و بسیار بلند خواهد شد.   چنانكه‌ بسیاری‌ از تو در عجب‌ بودند (از آن‌ جهت‌ كه‌ منظر او از مردمان‌ و صورت‌ او از بنی‌آدم‌ بیشتر تباه‌ گردیده‌ بود).   همچنان‌ بر امّت‌های‌ بسیار خواهد پاشید و به‌ سبب‌ او پادشاهان‌ دهان‌ خود راخواهند بست‌ زیرا چیزهایی‌ را كه‌ برای‌ ایشان‌ بیان‌ نشده‌ بود خواهند دید و آنچه‌ را كه‌ نشنیده‌ بودند خواهند فهمید.

كیست‌ كه‌ خبر ما را تصدیق‌ نموده‌ وكیست‌ كه‌ ساعد  خداوند  بر او منكشف‌ شده‌ باشد؟  زیرا به‌ حضور وی‌ مثل‌ نهال‌ و مانند ریشه‌ در زمین‌ خشك‌ خواهد رویید. او را نه‌ صورتی‌ و نه‌ جمالی‌ می‌باشد. و چون‌ او را می‌نگریم‌ منظری‌ ندارد كه‌ مشتاق‌ او باشیم‌. خوار و نزد مردمان‌ مردود و صاحب‌ غمها و رنج‌ دیده‌ و مثل‌ كسی‌ كه‌ رویها را از او بپوشانند و خوار شده‌ كه‌ او را به‌ حساب‌ نیاوردیم‌لكن‌ او غم‌های‌ ما را بر خود گرفت‌ و دردهای‌ ما را بر خویش‌ حمل‌ نمود. و ما او را از جانب‌ خدا زحمت‌ كشیده‌ و مضروب‌ و مبتلا گمان‌ بردیم‌.   و حال‌ آنكه‌ به‌ سبب‌ تقصیرهای‌ ما مجروح‌ و به‌ سبب‌ گناهان‌ ما كوفته‌ گردید. و تأدیب‌ سلامتی‌ ما بر وی‌ آمد و از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌.   جمیع‌ ما مثل‌ گوسفندان‌ گمراه‌ شده‌ بودیم‌ و هریكی‌ از ما به‌ راه‌ خود برگشته‌ بود و خداوند  گناه‌ جمیع‌ ما را بروی‌ نهاداو مظلوم‌ شد امّا تواضع‌ نموده‌، دهان‌ خود را نگشود. مثل‌ بره‌ای‌ كه‌ برای‌ ذبح‌ می‌برند و مانند گوسفندی‌ كه‌ نزد پشم‌ برنده‌اش‌ بی‌زبان‌ است‌ همچنان‌ دهان‌ خود را نگشود.  از ظلم‌ و از داوری‌ گرفته‌ شد. و از طبقه‌ او كه‌ تفكّر نمود كه‌ او از زمین‌ زندگان‌ منقطع‌ شد و به‌ جهت‌ گناه‌ قوم‌ من‌ مضروب‌ گردید؟   و قبر او را با شریران‌ تعیین‌ نمودند و بعد از مردنش‌ با دولتمندان‌. هرچندهیچ‌ ظلم‌ نكرد و در دهان‌ وی‌ حیله‌ای‌ نبودامّا  خداوند  را پسند آمد كه‌ او را مضروب‌ نموده‌، به‌ دردها مبتلا سازد. چون‌ جان‌ او را قربانی‌ گناه‌ ساخت‌، آنگاه‌ ذریت‌ خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسرّت‌  خداوند در دست‌ او میسّر خواهد بود.   ثمره‌ مشقّت‌ جان‌ خویش‌ را خواهد دید و سیر خواهد شد. و بنده‌ عادل‌ من‌ به‌ معرفت‌ خود بسیاری‌ را عادل‌ خواهد گردانید زیرا كه‌ او گناهان‌ ایشان‌ را بر خویشتن‌ حمل‌ خواهد نمود.   بنابراین‌ او را در میان‌ بزرگان‌ نصیب‌ خواهم‌ داد و غنیمت‌ را با زورآوران‌ تقسیم‌ خواهد نمود، به‌ جهت‌ اینكه‌ جان‌ خود را به‌ مرگ‌ ریخت‌ و از خطاكاران‌ محسوب‌ شد و گناهان‌ بسیاری‌ را بر خود گرفت‌ و برای‌ خطاكاران‌ شفاعت‌ نمود. (اشعیل 52:13-53:12)

(دعا کنیم)

مقدمه:  

مسیح برای گناهان ما مصلوب شد و برای برگردانیدن ما از گناهانمان قیام کرد (اعمال 3:26). اگر مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد، امروز هیچ کلیسایی وهیچ ایمانی و امیدی و نجاتی و اطمینانی به حیات جاودن وجود نمیداشت. ولی خدا را شکر که مسیح مصلوب شد و قیام کرد و حقانیت محبت خدا و مسیحیت و کتاب مقدس و وعده های خدا را ثابت کرد.

متاسفانه با پیدایش الهیاتی های نو و غلط در مسیحیت (نظیر نو ارتودکسی و لیبرالیزم و عقاید غلط بولتمان) ، ما به عنوان یک مسیحی قبل از هر چیز باید بدانیم که واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح یک رویداد 100 % تاریخی است. رویدادی که هم انجیل ، هم نوشته های پدران کلیسا و هم منابع تاریخی غیر مذهبی آن را گزارش کرده اند. علاوه برموارد بالا ، تاثیر عظیم واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح در تاریخ و بر انسانها ، خود گواه از تاریخی بودن آن می کند.

در اناجیل ما می بینیم که یک سوم حجم اناجیل (حدود 30 باب از 89 باب) به هفته آخر زندگی مسیح مربوط می گردد و در متی 26- 28 ، مرقس  14-16 ، لوقا 22-24 ، یوحنا 18-22 و حجم عظیمی از موعظه های کتاب اعمال رسولان و تعالیم رسالات بر زیر بنای واقعه مصلوب شدن و قیام خداوندمان عیسی مسیح بنا شده است.

پدران اولیه کلیسا نیز مصلوب شدن و قیام عیسی را بدیهی می دانستند و نه تنها به آنها بارها اشاره کردند بلکه اساس ایمان آنها بود و هرگز بحثی در بین آنها در مورد واقعیت تاریخی این رویداد نبوده است .

در منابع غیر مذهبی نیز  یوسفوس[1] در کتاب انتیکیتیز[2] ، تاسیوس مورخ رومی قرن دوم میلادی ، گزارش پلینی جوان[3] به تراژان و لوسیان ، طنز نویس قرن دوم، با وجود مسیحی نبودنشان و حتی مخالفت با آن به واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح اشاره کرده اند.

وجود صلیب مسیح ، کفن مسیح ، قبر خالی ، تعویض روز شنبه به یکشنبه و ... نیز همه و همه واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح  را اثبات می کنند.

متنی که در بالا خواندیم اشعیا 700 ق م در مورد زحمات مسیح نوشته است، امروز می خواهم در مورد دلایل این زحمات و قیام مسیح صحبت کنم.

 

بخش اصلی:

1- دلایل و اهمیت مصلوب شدن مسیح:

1-آمرزش گناهان و نجات: بی شک مهمترین دلیل آمدن مسیح و مصلوب شدنش نجات انسانها از گناهانشان بوده است. اشعیای نبی در 700 ق م اینگونه در مورد مسیح پیشگویی کرده است. "به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید" (اشعیا 53:5) کلام خدا در کولسیان 2:14 چنین می گوید " آن سند قرضها را که به ‌موجب قوانین برضد ما نوشته شده و علیه ما قد علم کرده بود، باطل کرد و بر صلیب میخکوبش کرده، از میان برداشت. و ریاستها و قدرتها را خلع سلاح کرده، در نظر همگان رسوا ساخت و به‌وسیلۀ صلیب بر آنها پیروز شد." و یوحنا در رساله اش می نویسد: " خون پسر او عیسی ما را از هر گناه پاک می‌سازد.... اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را می‌آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می‌سازد... فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی کرد، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. او خودْ کفّارۀ گناهان ما است، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامی جهان نیز." (اول یوحنا 1:7.9و2:1.2) خون مسیح همه گناهان ما را اعم از گناه اولیه و تمام گناهان گذشته مان را پاک می کند و ما را از عذاب وجدان و محکومیت و لعنت آزاد ساخته ، نجات می بخشد.این خوش ترین پیغام برای دنیا است و همان خبر خوش انجیل است که همه می توانند از گناه آزاد شده و فرزند خدا گردند. مرگ مسیح قدرت گناه را در هم شکست.

2- شفای درون:" خدای آرامش، خودْ شما را به‌تمامی تقدیس کند و روح و جان و تن شما تا آمدن خداوندمان عیسی مسیح، بی‌عیب محفوظ بماند. او که شما را فرامی‌خواند، امین است و این را خواهد کرد." (اول تسالونیکیان 23:5و24) مسیح را روی صلیب عریان کردند ، همه شاگردانش بجز یوحنا او را تنها گذاشتند ، بر صورتش تف کردند ، او را مسخره کردند ، او را آدم حساب نکردند و" تأدیب‌ سلامتی‌ ما بر وی‌ آمد" ، صورت او بخاطر تاج خار و خون و عرق و خستگی و تشنگی " نه‌ صورتی‌ و نه‌ جمالی‌ " داشت . پوست او بوسیله شلاقهای که از استخوان حیوانات بود مثل گوسفندی که پشم را می برند کنده شد.او در جتسمانی بخاطر گناهان تمام مردم دنیا در تمام اعصار از غم رو به موت بود ، او تحقیر شد و او همه اینها را تحمل کرد تا امروز ما را از تمام احساسات صدمه دیده ، از همه تحقیر شدنها ، از همه آسیب های گذشته و از همه ترسها و غم ها و افسردگی ها و خاطرت بد و هر آنچه بر ما تاثیر بد گذاشته و به ما ضربه زده است، کاملا آزاد سازد و من در نام عیسی مسیح خداوند دعا می کنم که درون شما کاملا شفا یابد.

3- شفای بدن: " از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌.  " خدای کتاب مقدس و خدای مسیحیت برای جسم و بدن ما نیز اهمیت قائل است. خدا در عهد عتیق بیماران را شفا می داد. با آمدن عیسی مسیح شفای الهی بسیار گسترده در اختیار مردم قرار گرفت . رسولان در نام مسیح بیماران را شفا می دادند و تمام کلیساهای دنیا در طول تاریخ ایمان داشته اند که خدا بیماران را می تواند و می خواهد شفا دهد و ملیونها شهادت در این مورد وجود دارد. امروز هم خدا همان خداست و یکی از برکاتی که زخمهای مسیح ، از دستها سوراخ شده او نصیب ما می گردد ، شفای الهی است.

4- ریزش روح القدس:مسیح گفت:"«هر‌که تشنه است، نزد من آید و بنوشد. هر‌که به من ایمان آوَرَد، همانگونه که کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده روان خواهد شد.» این سخن را دربارۀ روح گفت، که آنان که به او ایمان بیاورند، آن را خواهند یافت؛ زیرا روح هنوز عطا نشده بود، از آن‌رو که عیسی هنوز جلال نیافته بود." (یوحنا38:7و39) جلال یافتن اشاره به مصلوب شدن و قیام او دارد و امروز نهر روح القدس همان نهری که در حزقیال  47 می بینیم و همان نهری که پر از آب است (مزمور 65:9 ) از درون ما روان است تا باعث تازگی و حیات ما و اطرافیانمان گردد. اگر مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد نه پنطیکاستی وجود داشت و نه پری روح القدسی. لیکن پدر را شکر که پسرش عیسی مسیح را فرستاد تا با مرگ خودش روی صلیب ، ضمن صلح با ما، برکت ابراهیم را در مسیح عیسی که همانا روح القدس است بوسیله ایمان دریافت کنیم (غلاطیان 3:14) . روح القدس به ما قوت ، تقدس ، محبت ، شجاعت ، حیات ، حکمت ، عطایا ، نحوه درست دعا کردن و آزادی و خیلی چیزهای دیگر را می دهد.  روح خدا امروز می خواهد ما را از هر اسارت ، هر گناه ، هر لعنت ، هر بی ثمری و شکستی ، هر طلسم و جادویی ، هر ترس و عذاب و صدمه عاطفی و روانی به قوت نام عیسی مسیح خداوند آزادی و نجات کامل ببخشد.

5-غلبه بر شیطان ، مرگ ، قدرت گناه و جهنم: کلام خدا درباره اقتدار و پیروزی ما بر شریر می گوید: " شما را اقتدار می‌بخشم که ماران و عقربها و تمامی قدرت دشمن را پایمال کنید، و هیچ‌چیز به شما آسیب نخواهد رسانید " (لوقا 10:19) در رساله اول یوحنا چنین می گوید: " ای جوانان، به شما نوشتم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شَرور غلبه یافته‌اید." (اول یوحنا 2:14) و همچنین " ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافته‌اید، زیرا آن که در شماست (یعنی روح القدس) بزرگتر است از آن که در دنیاست. (روح ضد مسیح)" (اول یوحنا 4:4) و در مکاشفه 12:11 می خوانیم " آنان با خون بره و با کلام شهادت خود بر او (شیطان) پیروز شده‌اند. " پس می بینیم که پیروزی بر ارواح شریر و شیطان به قوت خون مسیح و کار نجات بخش مسیح میسر و قطعی است. به گفته جان بنیان شیری که در کنار راه است نه پنجه تیزی دارد و نه دندان تیزی ، زیرا مسیح همه آنها را در جلجتا کشیده است .مسیح سر شیطان را کوبیده است .(پیدایش 3:15) پاهای میخکوب شده عیسی ، سر شیطان را کوبید. هللویا.  با مرگ مسیح قوت مرگ در هم شکسته شده است چون کلیدهای مرگ و حیات در دست عیسی مسیح است (مکاشفه 1:18) و بعد از این مرگ برای مسیحی نفع است (فیلیپیان 1:21) چون مرگ برای کسانی که تولد تازه دارند به معنای بودن با خداوند و منجیشان عیسی مسیح تا ابد و الاباد است. با مرگ مسیح دیگر مردم مجبور نیستند بخاطر گناهانشان به جهنم بروند بلکه می توانند با ایمان به مسیح و توبه از گناهانشان حیات جاودان را رایگان بدست آورند. خدا را برای فیض عظیمش شکر.

6-زندگی پیروزمندانه: مسیح بر روی صلیب فقیر شد تا ما از فقر او دولتمند گردیم. (دوم قرنتیان 8:9) این دولتمندی ربطی به مادیات ندارد بلکه زندگی پر برکت روحانی و کتاب مقدسی برای جلال خدا می باشد. بوسیله کار مسیح زندگی ما همواره در مسیح پیروزمندانه باید باشد و ما باید رایحه خوش بوی مسیح (دوم قرنتیان 14:2و15) ، رساله خواندنی او و نور و نمک دنیا باشیم . یکبار در یک جلسه دعا کسی اینگونه دعا می کرد "بخاطر کار مسیح ما محکوم به پیروزی هستیم"  . هللویا. دعای ما و کلام ما قادر به انجام اراده خداست . چون ما دهان خداوند می شویم (ارمیا 19:15) و چون دعا می کنیم خدا می گوید "اینک حاضرم" (اشعیا 58:9) زندگی پیروزمندانه یعنی زندگی موثر و پر ثمر ، یعنی به شباهت مسیح در آمدن ، یعنی داشتن زندگی مقدس و پخش محبت مسیح به همه مردم محتاج محبت در دنیا.

 

 

 

 

2- دلایل و اهمیت قیام مسیح:

قیام مسیح از مردگان بزرگترین رویداد تاریخ بشر و بهترین خبر خوش برای همه انسانها است. قیام مسیح از مردگان اساس مسیحیت است و ما نه فقط باید به آن ایمان داشته باشیم بلکه باید قوت قیام او را بچشیم (فیلیپیان 3:10)

قیام مسیح چنان واضح است که حتی با قوانین این دنیا (تاریخ ، باستانشناسی و ...) نیز براحتی قابل اثبات است.

1-قیامت مسیح باعث متمایز و منحصر بفرد بودن مسیحیت نسبت به تمام ادیان و فلاسفه می گردد.

این دنیای که ما در آن زندگی می کنیم شاهد سخنوران عالی ، واعظان قوی ، مردانی مشهور و تاثیر گذار ، و حتی معجزه گرانی بوده است ولی همه آنها بدون استثناء مردند . تمام بنیانگذاران ادیان و فلاسفه مردند. اما مسیح بر مرگ پیروز شد. هللویا. او با قیامش از مردگان نشان داد که کلام او تنها کلام نیست بلکه حیات است و معجزات او محدود به زمانی نیست که بر روی زمین بود. او چون امروز هم زنده است. امروز هم معجزات عظیمی می کند که مهمترینش همان بخشیدن تولد و زندگی تازه به انسانهاست.

دنیا شاهد راهنماهای زیادی بوده است و هست ولی عیسی مسیح به عنوان تنها راهنمای همیشه زنده ، تنها راه (یوحنا 14:6) و تنها نام (اعمال 4:12) برای نجات است.

2-غلبه برمرگ و اطمینان از قیامت مردگان:

هر روزه در دنیا حدود 200 هزار انسان می میرد و ملیونها انسان عزادار هر روز منتظر یک تسلی واقعی است. تمامی 7 ملیارد جمیعتی که الان روی زمین هستند 100 سال بعد می میرند . واعظ ، دزد ، تحصیلکرده ، بی سواد ، جوان ، پیر ، و هر کسی با هر شغلی و هر نوع نحوه زندگی یک روز می میرد. قیام مسیح بزرگترین و واقعی ترین امید برای انسانها است. دنیا و دشمنان مسیح فکر می کردند که با کشتن مسیح می توانند جلوی کار مسیح را بگیرند ، و وقتی مسیح از روی صلیب فریاد زد "تمام شد"  و وقتی آن سنگ بزرگ را جلوی قبر او گذاشتند ، آنها هرگز فکر نمی کردند که مسیح بر مرگ پیروز گردد. سنگ بزرگ غلطانیده شد تا دنیا ببیند و ایمان آورد که مسیح با مرگ خود صاحب قدرت مرگ یعنی شیطان را به زیر کشید و آنانی را که در ترس از مرگ زندگی می کنند آزاد کرد. (عبرانیان 2:14.15) قبر مهر و موم شده نمی توانست جلوی مسیح خداوند و قیام کرده را بگیرد.

3-تنها شخص زنده می تواند راهنمای ما باشد و ما را عوض کند.

مسیح اشکهای مریم مجدلیه را با قیامش به شادی تبدیل کرد .مسیح یکبار با آزاد کردن مریم از 7 روح ناپاک او را نجات بخشیده بود و حال که مسیح مرده بود، مریم بینهایت خود را تنها و ناامید می دید ولی مسیح قیام کرده به مریم گفت "چرا گریه می کنی؟" . قیام مسیح اشکهای ما را به شادی تبدیل می کند. قیام مسیح فرصتی دوباره به پطرس بخشید که 3 بار انکار کردن مسیح  را جبران کند.شاگردان ترسو و ناامید از جتسمانی (محل دستگیر شدن مسیح) فرار کردند و بجز یوحنا ، هیچ کدام در موقع مصلوب شدن خداوندشان نبودند ، آنها حتی بعد از شنیدن خبر قیام پشت درهای بسته و قفل شده جمع می شدند. ولی قیام مسیح آنها را به شاهدانی زنده و شجاع و پر از روح القدس تبدیل کرد که نه فقط با زبانشان و زندگی و معجزاتشان مسیح را بشارت دادند. بلکه مرگ آنها نیز به قول ترتولیان (از پدران کلیسا) بذر کلیسا شد. قیام مسیح آنچنان زندگی مسیحیان اولیه را دگرگون کرد که آنها با شادی از مرگ استقبال می کردند. مثل ایگناسیوس اسقف قرن اول که از کلیسایش می خواست مانع شهادت او نشوند.

4-حضور او امروز در بین ما :

مسیح گفت "هر گاه دو یا چند نفر بخاطر اسم من جمع شوند ، آنجا در میان ایشان حاضرم" (متی 18:20) و این تحقق نمی یافت مگر بوسیله قیام مسیح. حضور مسیح بین ما یک امر عادی نیست و نباید تبدیل به یک امر عادی گردد. او بین ماست تا ما را عوض کند . او که خدای تغییر ناپذیر است یکی از مهمترین کارهایش این است که ما را تغییر دهد و به شباهت خود بسازد. او بین ماست در درون ما ، برای ما و بوسیله ما کار کند . آو زنده است تا ما را ملاقات تاره کند. ما را پر از روح القدس سازد . غم ما را به شادی و ضعف ما را به قوت و اسارت ما در گناه را با تقدس و زندگی پیروزمندانه تغییر دهد.

 

نتیجه: خدا را شکر برای این خدای بی نظیری که ما داریم . ما هر چقدر بیشتر مفهوم مرگ و قیام مسیح را بفهمیم بیشتر در زندگی روحانیمان رشد می کنیم . امروز در مورد حقایقی از کتاب مقدس صحبت کردیم ولی حال می خواهیم دعا کنیم تا این خصوصیات و ثمرات مرگ و قیام مسیح در زندگی ما مشهود گردد . می خواهیم دعا کنیم که خدای زنده امروز کار عظیمی بین ما بکند . قلبهای خود را به حضور او بریزیم و اجازه دهیم امروز خدا در ما کار عمیقی بکند . دعا کنیم.



[1] Josephus

[2] Antiquities

[3] The younger pliny

+ نوشته شده در  88/02/01ساعت 14:19  توسط   | 

مقدمه :

خداوند قادر مطلق و محبت ، خداوند زنده و خالق و منجی ما امروز هم بر طبق وعده اش بین ماست . خدای که دیروز ، امروز و تا ابد الاباد همان است و امروز در بین ماست برای تغییر و شفای خیلی چیزها در ما.

برای تبدیل گناهکاران به مقدسین              

برای برخیزاندن افتادگان و ذلیلان

برای قوت بخشیدن به ضعیفان           

برای تسلی دل شکستگان و ماتمیان

برای امید بخشیدن به زندگی های ناامید و افسرده

برای شفای مریضان                  

برای شفای احساسات ، روابط و روان ما

برای شفای ایمان ما                  

برای نتیجه بخش کردن و ثمر دهی ایمان ما

او قهرمان و کامل کننده ایمان ماست.

(دعا کنیم تا امروز خداوند در بین ما کار عظیمی کند)

بخش اصلی:

1-ایمان و اهمیت های آن

ایمان، تضمین کننده چیزهایی است که بدان امید داریم و برهان آنچه هنوز نمی‌بینیم. (عبرانیان 11:1) و  کلام خدا می گوید "بدون ایمان ممکن نیست بتوان خدا را خشنود ساخت، زیرا هر‌که به او نزدیک می‌شود، باید ایمان داشته باشد که او هست و جویندگان خود را پاداش می‌دهد. " (عبرانیان 11:6) ایمان است که خدا را خشنود می کند و ایمان مردم بود که مسیح را متعجب و شاد ساخت (متی8:10) و ایمان باعث معجزات مسیح می شد. ایمان است که باعث نجات مردم می شود . به مسیحی لقب ایماندار هم می دهند  . پس مرز مسیحی و غیر مسیحی بودن ، ایماندار و بی ایمان بودن در ایمان است. همانطوریکه بدون خون لازم بدن انسان مرده است ، همانطور مسیحی نیز بدون ایمان درست مرده است. ایمان و بی ایمانی محتوای کلی داستانها و شخصیتهای کل کتاب مقدس است. ملاک رفتن انسانها به بهشت و جهنم ایمان و بی ایمانی است.

ایمان یعنی به سادگی مثل کودکان پذیرفتن و قبول کردن. ایمان یعنی آنچه خدا گفته بپذیریم . به سادگی بپذیریم مسیح بین ماست(متی 18:20). به سادگی بپذیریم که می تواند شفا دهد (متی16:8-17) . ما به نسخه پزشک ، به کتب علمی اطمینان داریم ولی به خدای که دروغ نمی تواند گفت (تیطوس1:2) و کلامی که ماندگارتر از آسمان و زمین است (مرقس 13:31)ایمان نداریم.

بتی باکستر (که خواندن داستان شفایش را به همه توصیه می کنم) وقتی که به شدت فلج بود و چند بار تا مرگ رفته بود ، وقتی خدا به او اعلام کرد که در یک روز خاص در ساعتی خاص او را شفا می دهد. او با ایمان رفت یک لباس تازه خرید که بعد از شفایش بپوشد و همچنین به خبرنگاران و فامیلش و شبانش گفت که بیایند و شفای او را ببینند. و او درست در همان روز و همان ساعت بر طبق ایمانش و وعده خدا شفا یافت

ایمان را همچنین می توان در پسر بچه ای دید که در ده آنها باران نمی آمد و وقتی برای دعا برای باران رفتند با خود چتر برد چون اطمینان داشت که خدا دعایش را خواهد شنید و برای یرگشتن به چتر نیازمند خواهند بود.

ایمان یعنی پذیرش کار خدا. ایمان یعنی پذیرفتن آمرزش او . پذیرفتن دست مهربان و پر برکت او. پذیرش شفا از او. پذیرش پری روح از او. ایمان یعنی آنچه خدا گفته 100% می شود . امروز در کلیسای ما روز بیوه زن سمج و قاضی(لوقا 18) (هفته پنجم از ایام روزه) است و می بینیم ایمان او را که آنقدر طلبید که جواب گرفت. اینها نمونه های برای ما هستند تا ما نیز از ایمان به ایمان بیشتر رشد کنیم. ایمان را می توان همچنین در افسر رومی دید (متی 8) ایمانی که مسیح را متعجب کرد چون او سلسله مراتب را فهمیده بود و چون مسیح بالاتر از هر قدرت و قوتی است کافی است بگوید و 100 % می شود. همانطور که وقتی یک پلیس فرمان ایست به یک کامیون 18 چرخ می دهد آن متوقف می شود چون آن پلیس اقتدار دارد و دولت حامی آن است ،ما هم با اقتدار و ایمان کامل بر تمام وعده های خدا بعنوان فرزندان خدا در نام عیسی مسیح می توانیم بیاستیم چون خدای آسمانها و زمین حامی ما است. 

2-انواع ایمان:

2-1-ایمان غیر نجات بخش: ایمانی است که همه مردم بر چیزی دارند این چیز می تواند یک خدا باشد یا یک شی مثل سنگ ، این ایمان با حقیقت کاری ندارد و با خرافات آمیخته است و با شناخت خدا و اطاعت و زندگی برای او و کلام خدا کاری ندارد.این ایمان بجای اینکه به خدا بچسبد به سنگ کلیسا و خاک جلجتا می چسبد. این ایمان همه مسیحیان اسمی و همه غیر مسیحیان است. حتی شیطان نیز کلام خدا می گوید چنین ایمانی دارد. (یعقوب 2:19)ایمانی که ثمره اطاعت نداشته باشد غیر نجات بخش است. ایمانی که مرده است و نتیجه ای ندارد و بود و نبودش فرقی نمی کند. متاسفانه شاید گاهی ایمان زنده ما هم بمیرد . اگر ایمان ما اینقدر سست شده است توبه کنیم و به خدا بچسبیم تا ما را مثل استیفان پر از ایمان سازد و به ما ایمان و توبه نجات بخش بدهد.

2-2-ایمان نجات بخش: ما بوسیله ایمان به کار نجات بخش مسیح روی صلیب و خون گرانبهای او که برای گناهان ما ریخت و به فیض و لطف خدا نجات می یابیم. نجات بوسیله اعمال و شایستگیهای ما بدست نمی آید که فخر کنیم بلکه بوسیله ایمان به کاری که مسیح برای ما روی صلیب انجام داد.

مارتین لوتر بنیانگذار پروتستانها ایمان نجات بخش را اینطور تعریف می کند.

1-ایمان نه فقط ضمینه تاریخی دارد بلکه امری شخص است . یعنی دانستن اینکه مسیح خداست ، مسیح برای گناهان انسانها مصلوب شد ،انجیل و بهشت و دوزخ حقیقت دارند ، کافی و نجات بخش نیست بلکه باید مسیح خدای شخصی من و  منجی من و ساکن در قلبم باشد و بدانم که بوسیله خون او گناه من آمرزیده و پاک شده است.

2-ایمان یعنی اعتماد به وعده های خدا . درستی کتاب مقدس را تصدیق کردن کافی نیست باید حاضر باشیم بر طبق آن عمل کنیم و وعده های آن را بیابیم. ما اگر بدانیم برای زنده ماندن باید غذا بخوریم اما اگر نخوریم می میریم، و اگر بدانیم برای سالم بودن باید ورزش کنیم اما نکنیم خوب سالم نمی مانیم ، همینطور اگر بدانیم مسیحیت حق است و باید دعا کنیم ، کتاب مقدس بخوانیم و با مسیحیان مشارکت داشته باشیم ولی بر طبق کتاب مقدس عمل و زندگی نکنیم ، نجات نمی یابیم. دانستن ما را کمک نمی کند بلکه انجام آن دانسته ها.

3-ایمان باید، فرد ایماندار را با مسیح یک می سازد.نجات مثل ازدواج باید باعث یکی شدن ما و خداوندمان گردد.ما در او و او در ما زندگی کنیم.

2-3-ایمان کتاب مقدسی : ایمانی است بی ریا (اول تیم 115) و شفاف و در حال رشد. ایمانی که به سادگی آنچه خدا گفته می پذیرد و آن را پیچیده نمی سازد و ایمانی که با محبت کار می کند (غلاطیان 5:6). ایمان بدون محبت فقط سر و صدا راه می اندازد. همش صحبت می کند ، موعظه می کند و دعا می کند ولی نتیجه ای ندارد . ما هم اغلب متاسفانه فقط صحبت می کنیم ولی ایمان باید وارد زندگی ما گردد . این حرف چقدر زیباست که "دو صد گفتار چون نیم کردار نیست." صحبت کافی است عمل کنیم.

ایمان کتاب مقدسی همچنین به عنوان ثمره روح و به معنی امانت و وفاداری می باشد. نمی توان پر از روح القدس بود و پر از ایمان نبود و نمی توان ایمان داشت و به خداوند وفادار و امین نبود. وفاداری در زندگی زناشویی یعنی وقتی که تو قلبت را به کسی می دهی دیگر تمام قلب و تمرکزت روی همسر یا شوهرت باشد و به افراد دیگر عشق نورزی. حال ما نیز که به خدا ایمان می آوریم خدا نمی خواهد که قلب ما هنوز عشقهای از دنیا را داشته باشد. شخصی ایمان کتاب مقدسی دارد که فقط عاشق خدایش است و از آنچه خدا متنفر است و گناه آلود است دور می ماند.

ایمان کتاب مقدسی ایمانی است که در مشکلات ، وسوسه ها ، سختیها ، جفاها و بیماریها امتحان خود را پس می دهد و مثل طلایی که با آتش تصفیه شده پاک می شود و رشد می کند (یعقوب 4:12) ، مثل دانه خردلی که وقتی رشد می کند حدود 2.5 متر می شود. (متی 13:32)

ایمان کتاب مقدسی همچنین می تواند عطای از طرف خدا باشد که در شرایط خاص به افرادی داده می شود. من شخصا عطای ایمان را در موارد بسیاری تجربه کرده ام.مثلا گاهی چنان ایمانی بر من آمده که دعا کرده ام و افراد شفا یافته اند (یک مورد شفای درد شکم دوستم بود که با سادگی و ایمان باهم دعا کردیم و او همان لحظه شفا یافت.)یا در مورد موعظه چنان ایمانی به من داده شده که با یک دعا روح القدس تمام جماعت را بطرز قوی لمس کرده است . (جلال بر خداوند باد) و گاهی این ایمان داده شده برای آزادی اسیران ، پری روح ، تسلی ماتمیان.خدا را شکر. خدای ما خدای ثروتمندی است و می تواند هر کاری را بکند تا نام او جلال یابد و دنیا بداند که تنها اوست خدا.

ایمان کتاب مقدسی ایمانی بزرگ ، کامل و زنده است ،ایمانی است که رشد می کند و ایمان را در دیگران تولید می کند. ایمان کتاب مقدسی هر بی تفاوتی ، سردی و نا امیدی را دور می سازد و چشمانمان را روی حقیقت باز می کند تا مثل یعقوب فریاد برآوریم "خدا اینجا بود و من نمی دانستم." (پیدایش28:16) 

3-نمونه از مردان و زنان ایمان :

قهرمانان کلام خدا ، قهرمانان ایمان هستند. کتاب مقدس ما را دعوت می کند که از زندگی نمونه مردان و زنان خدا بیاموزیم و الگو برداریم.(یعقوب 5:10 – اول قرنتیان 11:1) اگر چه مسیح تنها هدف نهایی و الگوی کامل ما است.(افسسیان 4:13 – غلاطیان 4:19) اما ما می توانیم از مقدسین نیز چیزهای عالی بیاموزیم.

خنوخ : کسی که با خدا راه می رفت و با ایمانش او را خشنود کرد. امروز ما هم خوانده شده ایم که با خدا راه رویم.

نوح: کسی که با ایمان به حرف خداوند بدون هیچ نشانه ای، 120 سال وقت خود را برای ساختن کشتی و موعظه گذاشت و با وجود اینکه مردم او را رد کردند ولی او به خدایش امین ماند و خانواده اش و نسل بشری را نجات داد.

ایوب : کسی که خدا به او نزد شیطان و فرشتگانش بخاطر زندگی اش افتخار می کرد. آیا می خواهید خدا به شما هم در آسمان افتخار کند؟ باید پر از ایمان گردید.

دانیال و دوستانش: که زندگی مقدس ، شجاعت و ایمان آنها به خدا باعث شد در چاه شیران و آتش سوزان زنده بمانند و به بالاترین سمتهای کشوری برسند و بسیاری خدای واقعی را بشناسند.

مریم مادر عیسی: که تنها شخصی است که حاملگی 9 ماهه در مقابل تمام اتهامات دیگران  تحمل کرد. او اگرچه نمی فهمید چه اتفاقی در او می افتد ولی ایمان آورد.

مریم خواهر مارتا: که تمامی عشق خود را به خداوندش با ریختن عطر بر پاهای او و نشستن در نزد پاهایش و شنیدن کلامش نشان داد.

راحاب فاحشه: که با شناخت خدای واقعی و اعتراف به قدرت او زندگی گذشته خود را رها کرد و با ایمانش باعث نجات خود و خانواده اش شد.

موسی: که در 80 سالگی در حالیکه در خود توانایی رهبری و موعظه را نمی دید با ایمان هادی 2.5 ملیون اسرائیلی بسوی سرزمین موعود شد و معجزات عظیمی انجام داد.

ابراهیم : که در 100سالگی خود و 90 سالگی ساره بطور عجیبی صاحب اسحاق شد و این ایمانش باعث شد او عادل گردد و پدر عادل شدگان با ایمان. او همچنین با ایمان اسحاق را برای قربانی برد چون به وعده های  خدا اطمینان داشت.

جدعون: که با 300 نفر توانست 200 هزار نفر را شکست دهد.

یوسف: که سالها (13 سال) در مشکلات، در زندان و بردگی ، صبر و مبارزه کرد تا توانست تحقق وعده هایش را ببیند.

یونس: که با اینکه در شکم ماهی بود و وضعیتش 100 % از تمام مشکلات ما بدتر بود با تمامی دل دعا و شکرگزاری کرد و خدا او را بطرز عجیبی نجات داد.

شمشون: که تنهایی 1000 نفر را از پا در آورد

پطرس: که آنقدر منجی و خداوندش را دوست داشت که حاضر نشد و خود را شایسته ندانست مثل او بمیرد ، بنابرین او را واراونه مصلوب کردند.

پولس:که بعد از ایمانش با موعظه ها و نامه هایش و سفرهای بشارتیش دنیا را با مسیح آشنا کرد.

و رسولانی و 43 ملیون شهید مسیحی در طول 2000 سال گذشته که بخاطر ایمانشان به مسیح حاضر شدند با افتخار جان خود را بدهند ، همه ما را در این مسابقه ایمان به جلو می خوانند.(عبرانیان 12:1.2)

4-علل سردی ایمان و راههای افزایش ایمان:

زندگی گناه آلود ، بازی با گناه و ماندن در گناه ، دعا نکردن ، کلام خدا را نخواندن و کلیسا نیامدن و با خدا و ایمانداران مشارکت نداشتن باعث می شود ایمان ما سرد شود و از خدا دور شویم.

اگرما به گناه نزدیک شویم از خدا دور می شویم و اگر به خدا نزدیک شویم از گناه دور می شویم.

برای افزایش ایمانمان اگر نگاه کنیم به زندگی رسولان می بینیم که دو عامل باعث شد آنها ایمان خود را حتی در صورت شهید شدن هم ترک نکنند.

1-اطمینان از قیام خداوندمان عیسی مسیح: آنها چون مطمئن بودند که عیسی از مردگان قیام کرده ، با قوت و اطمینان و ایمان موعظه و دعا می کردند و وقتی آنها را جلوی شیران می انداختند سرود می خواندن چون ایمان کامل داشتند که دقایقی دیگر پیش منجی عزیزشان در آسمان خواهند بود.

2- پری روح القدس: روح القدس بود که زندگی رسولان را دگرگون ساخت و به آنها ایمانی داد که در مقابل همه ایمانهای دیگر مردم دنیا ایستاد و نشان داد که ایمان به مسیح تنها ایمان واقعی و نجات بخش است.

ما هم اگر امروز می خواهیم در ایمانمان رشد کنیم علاوه بر اطمینان 100% بر قیام مسیح و پری روح القدس باید همواره دعا کنیم . کلام خدا را بخوانیم و بشنویم چون کلام خدا می گوید "ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا" (رومیان 10:17). باید خدا را بپرستیم چون در پرستش چشمان ما باز می شود تا حقایق الهی را یهتر ببینیم. با ایمانداران مشارکت داشته باشیم و از شهادات آنها بشنویم . کارهای خدا را مثل جواب دعاها را به دیگران اعلام کنیم. خصوصیات خدا را اعتراف نیکو نمائیم و ایمانمان را بکار ببریم تا رشد کند و آنرا مخفی نسازیم. 

نتیجه :

در پایان می خواستم بگویم از زنی که 12 سال خونریزی داشت نمونه بگیریم. در آن روز خیلیها به عیسی می چسبیدند و خیلیها کنار او بودند ولی هیچکدام شفا و برکت یا تغییری در زندگیشان نیافتند چون با ایمان نزدیک نمی شدند. ولی زنی که 12 سال تمام سرمایه و زندگیش را باخته بود با ایمان دستش را نزد مسیح دراز کرد و شفا یافت. ممکن است ما هم سالها کلیسا آمده باشیم و به مسیح نزدیک بوده باشیم ولی هیچ تغییری در ما صورت نگرفته باشد ، در این صورت امروز با ایمان دعا کنیم که خداوند زنده در کلیسایش ما را لمس کند. او می گوید "بچشید و بدانید که من نیکو هستم" (مزمور 34:8) . امروز خدا می خواهد شما نیکویی و قوت و حقیقت او را بچشید تا ایمانتان رشد کند. امروز او می خواهد اگر تا حالا درباره او شنیده اید ، امروز او را بچشیم (ایوب 42:5.6)

 (دعا کنیم)

+ نوشته شده در  88/01/09ساعت 8:6  توسط   | 

مقدمه :

ما  بعنوان مسیحی باید یاد بگیریم با روح القدس رفتار درستی داشته باشیم. هیچ چیز در مسیحیت نمی تواند جای روح القدس را بگیرد. روح القدس به ما بیداری ، تازگی و حیات وافر می دهد . اگر از روح القدس پر نشویم ، از چیزهای دیگر پر می شویم و این خلاف اراده خدا است . اراده خدا این است که ما بیدار شویم و از روح القدس پر شویم.

امروز می خواهم در مورد رفتارهای درست و غلطمان با روح القدس صحبت کنم.

(دعا کنیم)

بخش اصلی:

1-ارتباط منفی با روح القدس:

1-1: روح القدس را محزون ساختن:

ما می توانیم کارهای بکنیم که خدای خالق و منجیمان ناراحت شود ، همانطور که از توبه یکنفر خدا و فرشتگان در آسمان شادی می کنند ، همانطور نیز از گناه ما ، از راههای اشتباه ما ، فکرهای اشتباه ما و بی حکمتیهای ما  و هر عمل ناپاک ما ، قلب خدا می شکند و ناراحت می گردد.

 یکی از وظایف و اهداف ما شاد کردن خداوند است. خدا از نجات ما شاد است و وقتی به حضور او می رویم و زندگی خداپسندانه داریم ، او شاد است. وقتی بشارت می دهیم ، او ما را نزد فرشتگان می ستاید.

آیا ما نیز می توانیم مثل ایوب باعث افتخار و شادی خدا باشیم. مثل نوح خدا ما را مردی کامل بنامد و مثل خنوق با او راه رویم. ایمانی که عمل می کند خدا را شاد می سازد.

خدای ما در انجیل می بینیم که 2 بار گریه کرد یکبار برای بی ایمانی اورشلیم و یکبار برای مرگ الیعازر و خانواده اش و بی ایمانی مردم ، با این وجود او به مریم مجدلیه گفت که" گریه نکند". او آنقدر ما را دوست دارد که طاقت گریه فرزندانش را ندارد ، اگر ما هم او را واقعا دوست داریم ، نباید سعی کنیم که او را ناراحت نکنیم.

حرفهای بد و بی فایده ، تلخی ، عصبانیت ، بدگویی و هر گناهی می تواند روح القدس خدا را محزون سازد.

وقتی ثمره روح در ما از بین می رود ، روح القدس را محزون ساخته ایم.

وقتی گناه و مشکلی و مانعی بین ما و روح القدس پیش می آید خوب است که مشکل را هر چه سریعتر حل کنیم. شخصی می گفت "ماندن در گناه خیلی بدتر و خطرناک تر از خود گناه است." بنابرین اگر در گناه هستید ، در گناه نمانید ،همین الان توبه کنید.اگر با گناهانمان روح القدس را محزون ساخته ایم سریعا و همین الان توبه کنیم و تصمیم بگیریم که دیگر او را محزون نسازیم بلکه او را احترام نموده شاد سازیم.

1-2:روح القدس را خاموش کرن:

معمولا آتش را خاموش می سازند و روح القدس در کلام خدا به آتش تشبیه شده است. روح القدس مثل آتش گرم کننده زندگی ما است و به زندگی ما هدف و معنا می بخشد و مثل آتش قدرت پاک کننده دارد و ما را در زندگی مسیحیمان بسوی تقدس بالاتر ، با هدف رسیدن به شباهت مسیح متبدل می سازد.

آیا ما آن آتش روزهای اول ایمانمان و روزهای که در حال رشد بودیم داریم ؟ یا آن آتش خاموش و سرد شده است . اگر عاشق و تشنه حضور او و کلامش و مشارکت با او و مقدسین و خدمت به او و غیرت الهی در ما از بین رفته است ، باید حدس بزنیم که روح خدا در ما خاموش شده است.

چرا روح القدس خاموش می شود ؟ چون از او اطاعت نمی کنیم. گاهی می شنوم که ایمانداران می گویند "خدا به من گفت" در حالیکه خدا هیچ چیز نگفته است و تنها آنها احساس می کردند که خدا گفته ، با این چیزها ما به روح القدس اهانت می کنیم و او را خاموش می سازیم. گاهی در جلسات دعاها ، شهادت ها ، موعظه ها و رهبری جلسات طوری است که روح را خاموش می سازد. متاسفانه ریاکاری وارد کلیساها شده است و ما بجای اینکه ایمانداران حقیقی و صادقی باشیم ، فیلم بازی می کنیم.

همچنین اگر روح القدس به ما چیزی می گوید و ما اطاعت نمی کنیم باز هم او را خاموش می سازیم. خاموش ساختن به معنای رفتن روح القدس از زندگی ایماندار نیست بلکه به معنای از دست دادن قوت و مسح و حیات و شادی و آرامش روح القدس است. ما باید مواظب باشیم جاهای که می رویم حرفهای که می زنیم همه برای جلال خدا و بنای دیگران باشد.کسی می گفت "من هر جایی که بروم دو دلیل دارد 1-یا من برای دیگران مفید باشم 2 یا دیگران برای من مفید باشند." ما متاسفانه زبانمان بجای اینکه دهان خدا باشد ، گاهی باعث دوری روح القدس از ما می گردد. کسی حرف زیبای می گفت به کسانی که با زبانشان خیلی چیزها را خراب می کنند .می گفت "حرف زدن بلد نیستی ، حرف نزدن که بلدی" ما هم تصمیم بگیریم هر موقع حرف می زنیم برای بنای دیگران و جلال خدا باشد ، فراموش نکنیم که برای هر حرفمان باید جواب دهیم.

1-3:به روح القدس دروغ گفتن:

در همان اوایل مسیحیت ما می بینیم که ایماندارانی بودند که به خدای که در بینشان بود بی احترامی می کردند و زندگی روحانی را شوخی و بازی و سرگرمی می گرفتند. یکی از آنها حنانیا و سفیره هستند ، آنها برای اینکه می خواستند خود را مسیحیان بهتری نشان دهند ، به خدا و روح القدس دروغ گفتند (این قسمت باب 5 اعمال رسولان یکی از قسمتهای است که الوهیت روح القدس را نیز نشان می دهد ، چون یکبار پطرس می گوید به خدا دروغ گفتید و بعد می گوید به روح القدس دروغ گفتید و مشخص می شود که روح القدس خداست.) در هر صورت آنها به روح القدس دروغ گفتند و مردند و این نشان می دهد که خدا با کسی شوخی ندارد . او خدای عادل و قدوس و غیوری است و بی اهانتی به خود را مجازات می کند. ما در فرهنگی که زندگی می کنم دروغ را زیاد گناه بزرگی نمی دانیم ولی کلام خدا صریحا می گوید که سهم دروغگویان آتش جهنم است. آنجا که دروغ و ریا است ، برکت و حضور واقعی روح القدس نیست . خدا راست است و راست دلان را دوست دارد.بنابرین یاد بگیریم که دروغ نگوییم ، چون اگر امروز به دیگران دروغ بگوییم ، فردا به خودمان و خدایمان نیز دروغ می گوییم. صادق و واقعی باشیم و قلب خود را تفتیش کنیم و از دروغ و ریا امروز توبه کنیم و در دعا تمامی دل خود را به حضور خدا بریزیم و باز کنیم تا او ما را کاملا عوض سازد.

1-4:مخالفت و کفر به روح القدس:

کفر به روح القدس به معنای جنگ و مخالفت با روح القدس است ، عیسی این حرف را به فریسیانی زد که پدرانشان انبیاء را با وجود حقانیت پیامشان کشته بودند و خودشان کار روح القدس را به شیطان نسبت می دادند. مسیح گفت کفر به روح القدس بخشیده نمی شود ، در مورد کفر به روح القدس نظرات متفاوتی وجود دارد مثل زناکاری ، سقوط دراز مدت از زندگی ایمانی ، اسارت دراز مدت و ناسزا گفتن به روح القدس که مسلما همه این گناهان خطرناک هستند و ضربات سختی به زندگی ایمانی وارد می کنند ولی تمام آنها در صورت توبه قابل بخشش هستند ، بنابرین کفر به روح القدس رد کردن تمامی مهربانی خداست ، کفر به روح القدس بی اعتنایی و مخالفت با حقیقت آشکار شده برای فرد است . بعضی ها می پرسند چرا خدا  مردم را به جهنم می فرستد ؟در جواب باید گفت خدا جهنم را برای انسانها نساخته است بلکه برای شیطان و فرشتگان شریرش ، ولی وقتی انسانها هدیه مجانی نجات و پیغام خوش انجیل را نمی پذیرند و وقتی خودشان نمی خواهند به بهشت بروند خوب خدا هم به زور آنها را به بهشت نمی برد و اجازه می دهد بخاطر گناهان و حماقت بی ایمانیشان به جهنم بروند.روح القدس پلی بین انسان و خدا است و اوست که باعث توبه ما می شود . خوب اگر کسی این پل را خراب کند دیگر امکان توبه وجود ندارد .اگر او الان با قلب ما صحبت می کند امروز اگر آواز او را می شنویم ، قلب خود را سخت نسازیم بلکه از رفتار بدمان با روح القدس توبه کنیم و ارتباط و مشارکتی مثبت با روح القدس داشته باشیم.

2- ارتباط و مشارکت مثبت با روح القدس:

ارتباط و مشارک درست با روح القدس شامل پری روح القدس ، برداشتن شمشیر روح ، به روح زیستن و به روح سوزان شده خدمت کردن و موارد دیگر مثل احترام به روح القدس و اطاعت از او و ... است.

2-1: از روح القدس پر شوید:

پری روح القدس یک هیجان احساسی نیست بلکه پری خدا ، پری تقدس ، پری محبت ، پری روح دعا ، پری شجاعت و قوت ، پری عطایا و ثمرات ، پری روح پرستش و غیرت و .... است. پری روح القدس باعث می شود از حضور خدا لذت ببریم ، باعث می شود با حکمت زندگی کنیم . حکمت یعنی کار درست را در مکان درست و در زمان درست انجام دادن. پری روح القدس باعث می شود وقت را در یابیم و بدانیم که چگونه زندگی درستی در این روزهای شریر داشته باشیم و بدانیم که هر روز که می گذرد به مرگ خود و به آمدن ثانویه منجی عزیزمان نزدیک می شویم. یکی از خصوصیات رسولان مسیح که پری روح داشتند اشتیاق خاص به حضور خدا و بازگشت مسیح بود . آنها مرتبا دعای "مارانتا" را تکرار می کردند که متاسفانه امروز در مسیحیان دیده نمی شود.روح القدس می خواهد ما را پر سازد ،  وعده خدا این است که داخل شکسته دلان و فروتنان ساکن می شود . پری روح دعوت و فرمان خداست . کلام خدا می گوید :"مست شراب مشوید بلکه از روح خدا پر گردید" و در اعمال رسولان می گویید :"در اورشلیم بمانید تا پر از روح القدس گردید."

پس اگر می خواهیم رابطه ما با روح القدس درست باشد باید هر روزه مشتاق پری روح باشیم.

2-2: شمشیر روح را بردارید:

زندگی مسیحی جنگ است و برای پیروزی احتیاج به شمشیر روح داریم ، شمشیر روح فریاد زدن و احساساتی شدن نیست و نه داشتن عطایا یا دانش کتاب مقدسی (اگرچه اینها عالی و در جای خود مهم هستند) . شمشیر روح کلام خداست . متاسفانه مسیحیان امروز بیشتر موعظه می شنوند و کتب تعلیمی می خوانند تا کلام خدا را و گاهی حتی مسیحیانی که سالیان دراز است به کلیسا می آیند هنوز یکبار هم کتاب مقدس را کامل و دقیق و با فهمیدن و درک درست نخوانده اند. ما زمانی رابطه مان با روح القدس درست خواهد بود که رابطه مان با کلام خدا درست باشد ، روح القدس معمولا از طریق کلام خدا هدایت می کند و آنهایکه خارج از کلام منتظر هدایت روح هستند معمولا به بی راهه و انحراف و بدعت می روند. کلام خدا ما را در خدمت ، رشد ، داشتن حکمت ، هدایت صحیح ، تقدس و قوت و ایمان کمک می کند.در طول تاریخ 2 چیز خواسته جایگزین کلام خدا گردد ، در کلیساهای رسولی سنت ها و در کلیساهای کریزماتیک نبوتها ، اگرچه هم سنت و هم نبوت مهم هستند و نباید آنها را خوار شمرد، ولی کلام خدا برتر از همه آنها و ملاک اصلی عمل ما باید باشد. کلام خدا در ادامه می گوید :"شمشیر روح را بردارید و در روح دعا کنید" یکبار در جلسه دعا خدا مرا اینطور هدایت و ملزم کرد: "اگر می خواهی رابطه من و تو درست باشد و رشد کنی و بتوانی خدمت کنی قبل از هر چیز باید به من در دعا وقت بدهی ، هر چیزی را ولو خدمت جایگزین دعا بکنی شکست می خوری" ما باید یاد بگیریم که دعا کنیم و مردان و زنان دعا باشیم و روح القدس در دعا است که ما را عوض می کند . در دعا به خدا نزدیک شویم و با او صمیمی و مثل ابراهیم دوست گردیم و بجای غمگین ساختن او را اطاعت کنیم.  

2-3: به روح زیست کنیم:

به روح زیست کردن یعنی زندگی بر اساس ثمرات روح که همانا محبت ، خوشی ، سلامتی ، حلم ، نیکویی ، مهربانی ، وفاداری یا ایمان ، فروتنی و پرهیزگاری است . اگر به روح زیست کنیم باعث خشم و حسادت دیگران نمی گردیم . کلیسا جای رقابت نیست چنانکه بعضی می کنند بلکه جای مشارکت. کلیسا مکانی برای قدرت نمایی و دیکتاتوری و ثروت اندوزی ، معروف شدن و دستیابی به مقام نیست . اینها همه ثمرات جسم است . اگر به روح زیست کنیم لازم نیست به هم حسادت کنیم چون هریک از ما وظایف جداگانه ای داریم که کس دیگری نمی تواند آنها را انجام دهد. ما نباید شهادت دهیم ، موعظه کنیم و دعا کنیم تا چیزی را به کسی نشان دهیم و یا ثابت کنیم.اینها مخالف به روح زیستن است ، روح مثل کبوتر آرام و فروتن و سفید و مقدس است.

2-4: به روح سوزان شده خدمت کنیم:

پولس و پطرس نمونه های از افرادی هستند که به روح سوزان شده و خدا را خدمت کردند و انجیل را به دنیا موعظه کردند و جفاها را تحمل کرده ، دنیا را پیش مسیح به زانو درآوردند ، ما باید عاشقانه خدا را خدمت کنیم چون او عاشقانه با ما رفتار کرد ، اما نشانه های این در روح سوزان شدن چه هستند؟ نشانه های آن خدمت موثر است ، می گویند جان وسلی در طول عمرش 42 هزار بار موعظه کرده است این در حالی است که اکثر شبانان توانایی موعظه بیش از 100 موعظه  خوب را در سال ندارند ، در روح سوزان بودن را کلام خدا خودش در باب 12 رومیان در ادامه توضیح می دهد .در تسلی دادن عزاداران و دردمندان ، در مشارکت ، در کمکهای بشر دوستانه ، در مهمان نوازی ، در امید خوشحال ، در مصیبت صبر کننده و در دعا مواظب .

بیایید اجازه دهیم آتش روح القدس ما را فرو بگیرد تا ما نیز در دستان خدا همچون تبری تیز موثر باشیم.

نتیجه :

رفتار درست با روح القدس باید در زندگی مسیحی و خدمت ما مشخص گردد. ما به عنوان عضو کلیسا و  بدن مسیح باید نمک ، نور ، عطر خوشبو و رساله خواندنی خداوند باشیم ، اگر اینگونه نیست ، امروز قلب و فکر خود را  باز کرده و تفتیش کنیم و از گناهان خود توبه کنیم  و تصمیم بگیریم که رفتار درستی با روح القدس داشته باشیم و او را احترام نمائیم. او امروز هم تنها منبع قدرت برای زندگی مسیحی و خدمت است.

(دعا کنیم)

+ نوشته شده در  87/12/18ساعت 11:32  توسط   | 

مقدمه :

ما امروز جمع شده ایم تا 2009-مین تجسم خداوندمان عیسی مسیح را جشن بگیریم و چقدر جای خوشحالی است که همان خدای مجسم شده طبق وعده اش بین ماست تا امروز هم ما را ملاقات کند و اراده  اش را در زندگیهایمان انجام دهد. دعا کنیم که خداوند امروز در ما کار کند.

(دعا) 

بخش اصلی:

1-  داستان میلاد:

یک زوج معمولی به اسم مریم و یوسف باهم دیگر نامزد بودند و قرار بود که باهم ازدواج کنند ، که یک اتفاق عجیب و استثنایی رخ داد. جبرائیل فرشته بر مریم باکره ظاهر شد و گفت : "ای تو فیض یافته ، خداوند با توست  و تو در بین زنان مبارک هستی ، نترس ، تو پسری خواهی زایید و نام او را عیسی (یعنی نجات دهنده) خواهی نهاد ، او بزرگ خواهد بود و پسر حضرت اعلی خوانده خواهد شد و پادشاهی او پایان نخواهد داشت." وقتی مریم این را شنید سئوالی بسیار منطقی کرد.او گفت :" که این چگونه خواهد شد چون من باکره هستم و مردی مرا لمس نکرده است " و فرشته به او گفت :"روح القدس بر تو می آید و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند از اینرو آن مولود مقدس و فرزند خدا خواهد بود." و مریم فروتنانه در حالیکه نمی فهمید چه در او می گذرد گفت :"من کنیز خدا هستم." بعد از آن مریم پیش الیصابات مادر یحیی رفت که 6 ماه قبل از او به طور معجزه آسای حامله شده بود و 3 ماه باهم خدا را پرستش کردند.

وقتی یوسف از ماجرای حامله شدن مریم باخبر شد احتمالا خیلی ناراحت شد ، با اینکه مریم احتمالا موضوع را برای او توضیح داده است ولی او نمی توانست آن را باور کند و او متواضعانه به جای اینکه به فکر مجازات و سنگسار مریم باشد ، خواست او را را رها کند ، در این فکرها بود که فرشته در خواب بر یوسف آشکار شد و گفت : "از ازدواج با مریم مترس ، زیرا آنچه در او قرار دارد از روح القدس است و این همان پیشگویی اشعیایی نبی 700 ق م است که اینک باکره حامله شده ، پسری خواهد زایید  و او را عمانوئیل یعنی خدا با ما می نامند." اطاعت بعنوان درس مهمی است که ما می توانیم از مریم و یوسف در میلاد مسیح یاد بگیریم.

وقتی زمان آن رسید که عیسی (خدای کامل که خدای کامل و انسان کامل شد) از مریم باکره مادر خداوندمان عیسی مسیح  (لوقا 1:43) بدنیا بیاید ، یوسف چون از بیت لحم شهر داود طبق پیشگویی اشعیا  11:1 و میکاه 5 :2 بود به فرمان پادشاه برای سرشماری همراه مریم به آنجا رفت ، احتمالا برای اینکه بسیاری به این شهر آمده بودند جایی برای استراحت و وضع حمل مریم پیدا نشد ، بنابرین در آخوری محقر و احتمالا کثیف مسیح به دنیا آمد ، این پیغام نیز برای ما مهم است که امروز هم مسیح می تواند در قلبهای کثیف و گناه آلود ما ساکن و به ما قلبی تازه ببخشد ، به قول جان میلتون اگر عیسی هزاران بار دیگر متولد گردد و هزاران بار دیگر معجزات بکند و هزاران بار مصلوب گردد و قیام کند ولی در قلب ما وارد نگردد هیچ فایده ای برای ما ندارد.

بعد از تولد مسیح فرشتگان پیغام خوش تولد منجی را به ساده ترین افراد جامعه آن زمان یعنی شبانان رساندند .  کلام خدا می گوید که شب بود و شب ، تاریکی و سرما نشانه گناه و ناامیدی است و پیغام کریسمس پیغام امید برای ناامیدان و آزادی برای گناهکاران است. فرشته به شبانان گفت :"بشارتی برایتان دارم که برای تمامی قوم است ، امروز در شهر داود نجات دهنده ای به دنیا آمد که مسیح خداوند است. " و ناگاه گروهی عظیم از فرشتگان آمدند و سرود معروف "جلال بر خدا در آسمان و صلح و سلامتی بر مردمانی که برزمین مورد لطف اویند " را سرایدند. شبانان وقتی به آخور رسیدند و عیسی و مریم و یوسف را دیدند ، عیسی را پرستیدند و اخبار این رویداد را به همه بشارت دادند، آنها نمی توانستند بی تفاوت بمانند ، با اینکه آنها فقط نوزادی را دیدند که گریه می کرد ولی شاید می دانستند این همان پسری است که در اشعیا 9:6 خدای قدیر و سرور سلامتی و عجیب و مشیر نامیده شده است.

با تولد مسیح ، ستاره ای هدایتگر مجوسینی دانش دوست از امتها شد تا نشانگر این باشد که این نجات برای همه قشر مردم می باشد ، مجوسین نیز وقتی به مسیح رسیدند او را پرستیدند و هدایای خود را تقدیم کردند .

همانطور که در زمان  مصلوب شدن و قیام او شاهد حضور فرشتگان و اتفاقاتی در طبیعت (مثل تاریک شدن هوا و زلزله هستیم ) در زمان میلاد او نیز فرشتگان حضور داشتند و ستاره ای در آسمان با درخشش باعث هدایت شد. مردمی که با این رویدادها برخورد کردند ، بعضی ها مثل هیرودس دشمنی کردند ، بعضی ها مثل فریسیان و کاتبان با اینکه اشاره تورات را در مورد محل تولد مسیح فهمیدند، بی تفاوت ماندند و بعضی نیز مثل یوسف و مریم ، شبانان و مجوسین به آن ایمان آوردند . عکس العمل ما امروز نسبت به این نوزاد چه است؟

2-قسمت دومی که امروز در موعظم ام می خواهم در مورد آن صحبت کنم اهداف و نتایج میلاد مسیح است:

اگر مسیح به دنیا نمی آمد ، خدا با ما نمی بود ، پیروزی بر گناه ، مرگ و اسارت و شیطان وجود نداشت ،  امید و کلیسا و ایمانداری وجود نمی داشت.

مسیح تنها کسی است که از روح القدس و تنها کسی است که از باکره متولد شده است. مسیح تنها کسی است که زمان تولد خود را خود انتخاب کرد و با خواست خود به دنیای ما آمد و تنها کسی است که آمد تا بمیرد تا ما نجات یابیم .

2-1: آشکار شدن حقیقت بوسیله تجسم: بوسیله تجسم مسیح حقیقت هستی کاملا آشکار شد. آنچه باعث نجات من شد ، اطمینان از حقانیت مسیحیت بود . بعضی ها می گویند چطور می شود خدا محدود شود ، این مخالف فلسفه و عقل است . ما قبول داریم که تجسم خدا بطور کامل با عقل و فلسفه قابل درک نیست ولی نه به علت متناقض بودن با آن ، بلکه به این خاطر که حقیقت بالاتر از عقل و منطق و فلسفه انسانی است. ما خیلی چیزها را در مورد خدا نمی فهمیم ولی می پذیریم و این در همه ادیان مشترک است. حال ما معتقد به خدای جسم پوشیده و انسان شده هستیم چون انجیل و مکاشفه خدا ما را با چنین خدای آشنا می کند.. اسقف دهقاتی از اسقفان ایرانی و پدر شهید بهرام دهقاتی از شهیدان کلیسای ایران می گویند :"کدام پادشاه بزرگتر است ، آن که بر تخت خود می نشیند و شاهد بدبختیهای  مردم خود است ، یا آن پادشاهی که به میان مردم می رود و در دردهای آنها شریک می گردد" پس می بینید که اگر خدای هست خیلی منطقی است که این خدا خود را آشکار کند و محبتش را با سهیم شدن در مشکلات و بدبختیهای ما نشان دهد . پس بییاید تصمیم بگیریم برای حقیقت  آشکار شده خدا ارزش بیشتری قائل شویم.

2-2: آشکار شدن محبت خدا بوسیله تجسم: اگر فرزند کسی گم شود آیا او می تواند راحت روی مبل بنشیند و در حالیکه قهوه می خورد تلویزیون نگاه کند و منتظر بازگشت پسرش باشد و یا اینکه همسایگان را به دنبال پسرش بفرستد. حال ما چطور انتظار داریم که وقتی انسان گناهکار چنین محبتی را دارد ، خود خدا که آفریننده این انسان است چنین محبتی نداشته باشد ، تجسم مسیح نتیجه مستقیم محبت خدا نسبت به انسان است. همه ادیان از محبت و رحمت خدا صحبت می کنند ولی تنها در مسیحیت است که خدا به دنبال نجات انسان گمشده است ، تنها در مسیحیت است که محبت خدا ثابت می شود (رومیان5:8) و آشکار می شود (یوحنا 3:16) . تجسم مسیح پیغام عشق خداوند به انسان گناهکار است. امروز دنیا محتاج محبت است و تنها چیزی که می تواند این خلاء محبت را در انسان کامل از بین ببرد حضور خدا در زندگیهای مردم است.

2-3: آشکار شدن نجات خدا بوسیله تجسم:آتاناس قدیس می گوید :"انسان نمی تواند خود را نجات دهد ، فقط خدا می تواند ما را نجات دهد و چون عیسی نجات دهنده ما است ، پس عیسی خداوند است." پیامبران نمی توانستند ما را نجات دهند چون خودشان هم گناهکار بودند ، تنها مسیح بعنوان یگانه قدوس و یگانه خدا – انسان کامل می تواند خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک کند. مسیحیت یک فرق اساسی با همه دینها دارد ، در همه دینها انسان سعی می کند به خدا برسد که نمی تواند به خدا برسد ، ولی در مسیحیت خدا به وسیله تجسم مسیح به کمک و نجات انسان می رسد. مسیح بعنوان یگانه شخص بدون گناه با خون پر ارزش خود توانایی دارد تا تمام کسانی را که از صمیم دل توبه می کنند و ایمان می آورند نجات کامل ببخشد.

2-4: ما بوسیله تجسم مسیح فرزندان خدا می گردیم. از شما یک سئوال می خواهم بکنم "چرا ما فرزندان خدا می شویم ؟" .... چون خدا این قدرت و اختیار را به ما داده است تا فرزندان او شویم (یوحنا 10:1-12) . ما بوسیله تجسم حیات جاودان می یابیم. امروز مردم در آرزوی زندگی طولانی تر هستند ولی هدیه مجانی حیات جاودان را رد می کنند. بوسیله تجسم مسیح دوران فیض و رحمت جایگزین دوران شریعت شد .بوسیله تجسم مسیح ما اطمینان از آمرزش گناهان و پیروزی بر شیطان ، گناه ، دنیا و مرگ می یابیم. بوسیله تجسم مسیح ما آزادی از همه اسارتهایمان می یابیم همانطور که کلام خدا می گوید :"اگر پسر کسی را آزاد کند او در حقیقت آزاد خواهد بود" . بوسیله تجسم ما امکان پر شدن از روح القدس و یافتن شفا جسمانی و روحی و روانی را می یابیم. در تجسم مسیح خود را خالی کرد تا ما از برکات آسمانی پر گردیم.

2-5: تجسم مسیح ضمینه را برای درک کامل ما فراهم کرد: Sammy Tippit در مورد مسیح می گوید :"او آنقدر انسان بود که انگار خدا نبود و آنقدر خدا بود که انگار انسان نبود " بله او کاملا انسان بود و همانطوریکه اگر او را پاینتر از خدا بدانیم مثل شاهدان یهوه و مورمونها مرتد هستیم ، همینطور اگر او را کمتر از یک انسان بدانیم  مثل فرقه علم مسحی مرتد هستیم. مسیح چون انسان بود پس او کاملا ما را درک می کند ، او مشکلات ما را ، وسوسه های ما ، محدودیت های جسمی ما و مشکلاتی که بر روانمان تاثیر می گذارد را می فهمد بنابرین او بهترین کسی است که می تواند ما را کمک کند چون به عنوان خدا توانایی کمک به ما را نیز دارد.

2-6:بوسیله تجسم امکان شناخت بهتر و کاملتر خدا برایمان فراهم شد : من هر چقدر هم بخواهم در مورد کسی که شما او را ندیده اید صحبت کنم ، شما باز درک و شناخت درستی از او نخواهید داشت نسبت به آن زمانی که با خود او ملاقات کنید. خدا هم در مسیح آشکار شد تا ما دقیقا طرز فکر خدا را که در مسیح بود ببینیم و تعالیم و خواسته های او را بهتر درک کنیم. مسیح هر آنچه می گفت خود عملی می کرد . او گفت " گناهکاران را دوست بدارید " و خود اینکار را کرد و روی صلیب همه ما گناهکاران را بخشید . او امروز هم می خواهد ما را ملاقات کند تا شناخت ما از او غنی تر گردد.

2-7: تجسم مسیح امید و امکان زندگی مقدس را برای ما فراهم کرد: مسیح با اینکه کاملا وسوسه شد و حتی از ما خیلی شدیدتر و بدتر وسوسه شد ولی گناه نکرد  و ما خوانده شده ایم که شبیه مسیح شویم .(افسسیان4:13 ، غلاطیان 4:19) ما خوانده شده ایم تا مقدس و کامل باشیم . یکی از پیغامهای کریسمس این است که ما به شباهت مسیح برسیم و در قدوسیت و محبت رشد کرده تا مثل او گردیم.

*موارد دیگری که می توان در مورد میلاد مسیح و تجسم خداوندمان گفت این است که : 1- میلاد داستان ملاقات خدا از انسان است. افراد مختلف در مقابل مسیح کودک عکس العملهای مختلفی را نشان دادند .عکس العمل ما امروز چه است؟ 2- میلاد درس فروتنی است. اول فروتنی خود خدا . فروتنی مریم با اینکه نمی فهمید در او چه می گذرد ولی به خدا اعتماد کرد . فروتنی یوسف که با اینکه در معرض هر حرفی از اطرافیان قرار می گرفت ولی به خدا اعتماد کرد. فروتنی مجوسین که با آن همه علم و دانش وقت زیادی را صرف کردند تا هدایای خود را به نوزادی بدهند که می دانستند پادشاه جهان است. اگر خود خدا خود را فروتن کرد ، ما کی هستیم که هنوز به خود می بالیم ؟ 3-همچنین میلاد درس اطاعت و ایمان را به ما می آموزد.

3- آخرین قسمت که امروز در موعظم ام می خواهم در مورد آن صحبت کنم وظایف ما نسبت به این تجسم مسیح است:

امروز  دنیا به خدا بیش از هر زمانی احتیاج دارد ، هر روز حدود 200 هزار نفر در دنیا می میرند ، مردم بسیاری متاسفانه به ادیان دروغین ایمان دارند و مردم بسیار دیگری زندگی را در بی تفاوتی و گناه و افسردگی و سرگردانی بسر می برند. خدا از ما انتظار دارد که همچون مریم مسکن خدا باشیم و زندگیهایمان مثل استخوانها و بیابان خشک شده و مثل درخت بی ثمر نباشد. در این روزهای تجسم و اولین سال بیایید تصمیم بگیریم که هر روزمان روز خدا باشد . از وقتها و استعدادهایمان برای خدمت به مردم و انتشار بوی خوش مسیح که همان رایحه محبت و تقدس است، استفاده کنیم.بیاید تصمیم بگیریم از زندگی مردان خدا و قهرمانان کتاب مقدس سر مشق بگیریم. مثل خنوق با خدا در تمام طول زندگیمان راه رویم. مثل ایوب باعث افتخار خدایمان باشیم . مثل ایلیا پر از روح غیرت باشیم. مثل دانیال روی زانوهایمان با دعا پیروزی را بدست آوریم . مثل پولس رویایی برای خدمت داشته باشیم و در جهت تحقق رویاییمان تلاش کنیم. مثل زکی باجگیر ، راحاب فاحشه توبه عمیق بکنیم و اجازه دهیم خداوند کار عظیمی در ما انجام دهد.مثل اشعیا خدا را ملاقات کنیم و مثل موسی در حضور او بمانیم تا بدرخشیم. مثل مریم مادر عیسی اطاعت و فروتنی را بیاموزیم و مثل مریم خواهر مارتا عاشق مسیح باشیم و همه چیزهایمان را فدای او کنیم. مثل پطرس حاضر به پرداختن بها باشیم و مرگ برای خدا را افتخار بدانیم.

نتیجه : در این پایان با ایمان به حضور او برویم ، فرصتی است تا دلهایمان را به حضور او بریزیم ، ما دو راه در پیش داریم یا مثل اسرائیل در جا بزنیم و سفر 11 روزه را 40 سال معطل کنیم  و یا امسالمان سال پسندیده خداوند باشد. سالی که خدا می تواند حتی محصول و برکات سالهای گذشته را نیز به ما بدهد. خدا می خواهد همانطور که زندگی شبانان و مجوسین را دگرگون کرد و آنها دیگر هرگز انسانهای گذشته نبودند ، زندگی ما را هم امروز دگرگون سازد.

دعا کنیم.

+ نوشته شده در  87/11/09ساعت 16:12  توسط   |