آرزویم این است که مسیحیان امروز همان مسیحی باشند که انجیل اعلام میکند . |
مراجع :
1- كتاب" فن تفسير" – نوشته" برنارد رام"
2- كتاب" چگونه كتاب مقدس را درك كنيم "- نوشته "في " و " استوارت "
روش درست تفسير كتاب مقدس
1- كار روح القدس اين نيست كه حقايق جديد يا مسائل نا شناخته را مكشوف كند . روح القدس آنچه را كه در كلام مكشوف شده ، روشن مي سازد.
2- مفسر صلاحيتدار كتاب مقدس ، حتما بايد زبانهاي اصلي كتاب مقدس را بداند.
3-اساس كار تفسير بر معناي لغوي جملات استوار است نه بر معناي تمثيلي. مگر در موارد صنايع بديع
4- ما بايد ببينيم كتاب مقدس به ما چه مي گويد، نه اينكه خودمان چه مي خواهيم او بگويد.
5- معناي را بر متن تحميل نكنيم.
6- هيچ متني نمي تواند امروز براي ما معناي داشته باشد ، كه نويسنده آن و خواننده اوليه آنگونه نمي فهميده است.
7- آنچه از شريعت در عهد جديد تكرار نشده ، براي ما لازم الجرا نيست.
8- مكاشفه كتاب مقدس تدريجي است : يعني در عهد عتيق همه چيز آشكار نشده است.
9- كتاب مقدس به گونه اي به انسان داده شده كه قادر باشد آنرا بفهمد.
10- تفسير يك قسمت خاص نبايد با كل تعاليم كتاب مقدس در آن زمينه مغاير باشد.
11- ما نبايد انتظار داشته باشيم كه جواب سئوالات و هدايتهاي شخصيمان را همان روز ، از همان بابي كه مي خوانيم بگيريم. چون در اينصورت از تفسير درست آن دور مي شويم.
12- بخشهاي مبهم در كلام بايد به نفع بخشهاي روشن كنار برود.
13-هر بخش كتاب مقدس ، تنها يك تفسير درست دارد.
14- دانستن معناي درست كلمات ، ريشه شناختي كلمات و مطالعه كلمات از لحاظ فرهنگي و در زبانهاي ديگر مهم است.
15-بررسي چارچوب متن : 1-كل كتاب مقدس 2-عهد جديد يا عهد عتيق 3-آن كتاب 4-چارچوب قسمت.
16-درك پيشينه هاي تاريخي ، جغرافيايي ، فرهنگي زمان نويسنده كتاب.
17- بار اصلي عقايد و الهيات بايد بر دوش تفسير لغوي و عهد جديد باشد.
18-هر جا كتاب مقدس سكوت كرده عاقلانه است كه ما نيز سكوت كنيم و از خودمان نظريه ندهيم.
19- بعضي قسمتها از نظر نقد نسخ ، مورد ترديد هستند. هيچ عقيده اي نبايد از اين قسمتها تدوين شود.
20- بركت يافتن ، نبايد موجب شود ما از روشهاي غير كتاب مقدسي استفاده كنيم.
21- كتاب مقدس گاهي سرمشق و الگو را به ما معرفي مي كند . مثلا كمك به لنگان ، كمك به كوران هم مي تواند باشد.
22- دستور به افراد خاص ، براي ما لازم الجرا نيست. مثلا قرباني كردن فرزند ابراهيم.
23- در مورد وعدها : همه وعدها به ما و به زمان ما مربوط نمي شوند. مواظب باشيم.
24-ما نبايد يك آيه را از متنش بيرون بياوريم و به دلخواه تفسير كنيم.
25-واژگان كتاب مقدس در خصوص نجوم ، گياه شناسي ، جانور شناسي و زمين شناسي ، محدود به واژگان مشاهدات انساني است. آنچه با ميكروسكوپ و تلسكوپ ديده مي شود، در كتاب مقدس نيامده است.
26-پيشگويي اتومبيل ناحوم درست نيست، چون معناي متن اوليه آن براي نويسنده و خواننده نبوده است و اين پيشگويي قبلا تحقق يافته است.
27- ما نمي توانيم هر رويداد عهد عتيق را به عنوان رويدادي در عهد جديد معنا كنيم.
28- هدف علم تفسير، دستيابي به "معني ساده و روشن آيه " است.
29- آنچه كه مكاشفه نيست ، نمي تواند به عنوان اصول ايمان قرار گيرد.
30-هرگاه موقعيت زندگي در روزگار ما داراي عناصر مشابه ، با زندگي در قرن اول باشد، كلامي كه خدا خطاب به مردم آن روزگار فرمود ، كلام اونيز براي ما مي گردد.
31-تشخيص موضوعات مركزي كتاب مقدس از موضوعات حاشيه اي.
32-تشخيص اصول مطلق اخلاقي از تجليات فرهنگي
33-براي تفسير درست ، بهتر است از چندين ترجمه خوب استفاده كنيم. NIV به مراتب بهتر از KJV مي باشد.
34- براي تفسير درست يك رساله را در يك نشست بخوانيد.
35- به تفكر پاراگرافي در رساله ها و تفكر وحي يي در نبوت ها توجه كنيد.
36- بعضي موضاعات ، فرهنگي هستند. مثل بوسه مقدسانه ، تعليم و پوشاندن سر زنان
37-بعضي چيزها كه كتاب مقدس در مورد آنها نظري يكسان ندارد ، نمي توان بطور قاطع صحبت كرد. مثل نقش زنان يا سلطنت 1000 ساله
38- آنچه در مورد مثلا يوسف اتفاق افتاده ، قطعا براي ماهم نبايد اتفاق بيفتد.
39-اگر جدعون خدا را آزمود ، دليلي نيست كه ما هم مي توانيم . چون صراحتا در جاهاي ديگر گفته شده خدا را نيازمويد.
40-آنچه در اعمال رسولان اتفاق افتاده ، 100 % براي ما لازم الجرا نيست. اگر در جاهاي ديگر به عنوان حكم به ما گفته نشده است.
41-عهد عتيق ، عهد ما نيست . هر چند براي ما كلام خدا است و بايد آنرا مطالعه كنيم.
42- پيام انبياء جنبه نو آوري ندارد.
43- زمان الهام و مكاشفه به اتمام رسيده است.
در واجبات - وحدت
در غیر واجبات - آزادی.
ولی در همه چیز نیکویی .
سرود شكرگزاري
اگر همسرت همه پتو را روي خودش مي كشد خدا را شكر كن زيرا نشان مي دهد كه تو همسري داري كه پيش تو خوابيده است و پيش ديگري نيست.
بخاطر مالياتي كه مي دهي خدا را شكر كن زيرا نشان مي دهد كه تو كار مي كني.
بخاطر ظرفهاي كثيفي كه بايد بعد از مهماني بشويي ، خدا را شكر كن زيرا نشان مي دهد كه تو دوستاني داري كه به خانه ات مي آيند.
براي لباسهاي كه برايت تنگ شده ، خدا را شكر كن زيرا نشان مي دهد كه خدا روزيت را مي رساند.
اگر خانه ات احتياج به تعمير دارد خدا را شكر كن ، زيرا نشان مي دهد سرپناهي داري كه تعمير كني.
اگر جاي پارك براي ماشينت پيدا نمي كني و مجبوري جاي دور پارك كني، خدا را شكر كن كه پا داري و مي توني اين مسافت را راه بروي.
اگر كسي در كليسا پشت سرت با نت بد و اشتباه مي خواند ، خدا را شكر كن كه گوشي براي شنيدن داري.
اگر صبح زود با آلارم ساعتت بيدار مي شوي ، خدا را شكر كن كه يك روز ديگر زنده هستي و خدا يك روز ديگر به تو هديه داد.
اگر بچه ات بجاي كمك در كار خانه تلويزيون تماشا مي كند ، خدا را شكر كن كه بچه ات در خيابان نيست بلكه در آغوش خانواده است.
اگر لباسهايت را مجبوري بشويي و اتو كني ، خدا را شكر كن كه لباسي براي پوشيدن داري.
........
اگر چشمانمان را با باز كنيم و حاكميت و محبت و قوت خدا را در تمام امور بدانيم ، آن زمان مي توانيم خدا را هميشه شكر كنيم.
عيسي تاريخي
امروزه در دنيا نگرشي نو در الاهيات به نام عيسي تاريخي بوجود آمده است.
قابل ذكر است كه علاوه بر انجيل مدارك ديگري در مورد صحت عيسي تاريخي ، شخصيت او و صليب و قيام او از زبان كساني كه به او ايمان نداشتند، وجود دارد.
شهادت منابع غير مذهبي (رومي) :
1-تاسيتوس (55-117 ميلادي) مورخ شهير رومي ، نام و منشاء مسيحيان را به" كريستوس" مسيح نسبت مي دهد كه در زمان حكومت امپراطور "تيبربوس" توسط فرماندار پنطوس پيلاطوس به مرگ محكوم شد .
2-پليني در سال 112 ميلادي طي نامه اي بهامپراطور تراژان در مورد مسيحيان مي گويد. آنها از دروغ ، زنا و دزدي و خيانت در امانت دوري كرده مسيح را مانند خدا مي پرستند و براي او سرود مي خوانند
3-لوسيان(125-190 ميلادي) مي نويسد. مسيح در فلسطين مصلوب شد زيرا اين آئين جديد را آغاز كرد . مسيح به شاگردانش مي آموخت كه برادر يكديگرند و بايد احكام او را نگاه دارند. لوسيان مسيحيان را براي پرستش آن معلم مصلوب مسخره مي كند.
شهادت يهوديان :
4-يوسفوس (37-100 ميلادي) يعقوب را برادر عيساي معروف به مسيح مي خواند . او مسيح را مرد دانشمندي مي داند كه در زمان پيلاطس به اعدام توسط صليب محكوم شد.
شهادات منابع مسيحي خارج از كتاب مقدس:
سپس، در مقابل ديد آنها، عيسي بسوي آسمان صعود ميكند (1 : 9).
بعدها، در روز پنطيكاست، منظرة قابل رؤيت و معجزه آساي نزول روحالقدس بصورت زبانههاي آتش مشاهده ميشود (2 : 3).
سپس، آيات و نشانههاي مختلف توسط رسولان انجام ميشود (2 : 43).
شفاي لنگ در كنار دروازة هيكل (7:3-11)، تأثير عميقي بر اهالي شهر ميگذارد (16:4 و 17).
خدا توسط زلزله دعا را جواب ميدهد (4 : 31).
حنانيا و سفيره توسط خدا لعنت شده، ميميرند (5 : 5 - 10).
ادامة معجزات و نشانهها توسط رسولان (5 : 12).
عدة كثيري از شهرهاي اطراف آمده بوسيلة ساية پطرس شفا مييابند (5 : 15 و 16). اين واقعه به روزهايي كه عيسي در جليل بود، شباهت زياد دارد.
درهاي زندان بوسيلة فرشته گشوده ميشود (5 : 19).
استيفان معجزات بسيار مينمايد (6 : 8).
فيليپس در سامره و فيليپي معجزات بسيار مينمايد (8 : 6 و 7 و 13) و عدة كثيري ايمان ميآورند.
شائول با شنيدن صدايي از آسمان ، ايمان ميآورد (9 : 3 - 9).
بوسيلة كلام حنانيا، فلسها از چشمان شائول جدا شده ميافتد (9 : 17 و 18).
در ليديه، پطرس حنانيا را شفا ميدهد و همة اهالي آن منطقه به مسيح ايمان ميآورند (32:9-35).
در يافا، پطرس غزال را زنده ميكند و بسياري به خداوند ايمان ميآورند (9 : 40 - 42).
كرنيليوس بوسيلة ظهور فرشته ايمان ميآورد و به زبانها صحبت ميكند (10 : 3 و 46).
صدايي از سوي خداوند، پطرس را نزد كرنيليوس ميفرستد (10 : 9 - 22) و يهوديان را متقاعد ميكند كه نظر پطرس صحيح است (11 : 15 و 18).
درهاي زندان خودبخود باز ميشود (12 : 10).
كور شدن جادوگر، سبب ايمان آوردن والي قبرس ميشود (13 : 11 و 12).
پولس در ايقونيه معجزات بسيار ميكند و عدة كثيري به مسيح ايمان ميآورند (14 : 3 و 4).
در لستره شفاي مفلوج باعث ميشود تا عده كثيري پولس را خدا بدانند (14 : 8 - 18).
گزارش معجزات و نشانههاي انجام شده توسط پولس، مسيحيان يهودي نژاد را متقاعد ميكند كه كار پولس در ميان امتها منشاء الهي دارد (15 : 12 و 19).
در فيليپي، پولس كنيزي را كه روح تفاؤل داشت، شفا ميدهد و زلزلهاي سبب ايمان آوردن زندانبان ميشود (16 : 16 - 34).
در افسس، 12 نفر به زبانها سخن ميگويند (19 : 6) و معجزات انجام شده توسط پولس (11:19 و 12) باعث ميشود كه كلام خدا ترقي نمايد (19 : 20).
درترواس، پولس جوان مردهاي را زنده ميكند (20 : 8 - 12).
در جزيرة مالت دست پولس از گزند افعي در امان ميماند (28 : 3 - 6). به همين دليل اهالي آنجا، تصور ميكنند كه او خداست. پولس همة افراد مريض آن منطقه را شفا ميبخشد (28 : 8 و 9).
خدای من تسلی دهنده است.
خدای من شفاعت کننده است.
خدای من خدای انجیل است .
شما هم خدای مرا بپرستید ؟
4 چيزي كه خدا مرا هدايت كرد تا در زندگي و خدمت مسيحيم اعمال كنم.
1- محبت به همه مثل عيسي
2- تقدس و به شباهت مسيح شدن
3- تبديل به مرد دعا گردم
4-دهان خداوند شوم
خداوندا مرا برای ایجاد توسعه و اسقرار صلح و سلامتی که منظور تواست و سیله گردان، تا هرجا نفرت حکمفرماست محبت نمایان سازم.
هرجا آرزدگی و رنجش در میان است عفو و بخشش ظاهر کنم.
هر جا نفاق و ناسازگاری در کار است اتفاق و هم آهنگی ایجاد نمایم.
هر جا اشتباه و نادرستی وجود دارد حقیقت و راستی را آشکار سازم.
هر جا شک و تردید رخنه کرده است ایمان و یقین نشان دهم.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|